روانشناسی جامعه
روان شناسی به زبان ساده برای همه
 
 
 
Your Banner
Advertising

Your Banner
Advertising

Your Banner
Advertising
     
 
 
     
     
     
 

خشونت در بازيكنان حرفه‌ايي وجود دارد
خشونت در ورزش /  ليدا تبياني‌نيان


خشونت در ورزش، رفتاري است كه قصد صدمه‌ رساندن دارد و خارج از قوانين بازي است.
پرخاشگري در دو شكل شناسايي شده است. اين ابزار دو خصوصيت غيراحساساتي بودن و جهت‌دار بودن را در برمي‌گيرد، يعني اين واكنشي عمدي است. پرخاشگري، نوعي واكنش هيجاني است كه شخص آسيب‌زننده مي‌خواهد به رقيبش كه به هدف نزديك شده است آسيب برساند.
خشونت در ورزش‌هاي گروهي، مثل فوتبال، هاكي روي يخ و بازي راگبي شايع‌تر است. اگرچه اعمال خشونت‌بار، بيشتر از بازيكنان سر مي‌زند، اما نمي‌توان تاثير والدين، تماشاچيان و رسانه‌ها را در خشونت بازيكن بي‌اثر دانست. پژوهش‌هاي قابل توجهي راجع ‌به اثر تماشاچيان در خشونت صورت گرفته است. يكي از يافته‌هاي مهم در اين پژوهش‌ها حاكي از آن است كه تماشاچيان، بازيكنان را به خشونت يا بازتاب و عكس‌العمل در برابر آن در بازي برمي‌انگيزند، البته اثبات اين مسئله هنوز ناتمام مانده است.
هويت اجتماعي و عزت نفس تماشاچيان از تيم مورد تشويقشان ناشي مي‌شود. آنها معمولا با بازيكن محبوبشان همانندسازي مي‌كنند. همانندسازي يكي از ابزارهاي سازگاري است كه فرد به وسيله آن رابطه عاطفي شديدي با گروه، شخص يا موسسه‌اي، به منظور بالا بردن مقام خود برقرار مي‌كند. حمايت تماشاچيان از تيم مورد علاقه‌شان، معمولا براساس موقعيت جغرافيايي و درجه درك اجتماعي‌ آنان از طريق دشمني با تيم رقيب صورت مي‌گيرد.
رسانه‌هاي گروهي نيز بر پذيرش يا عدم پذيرش خشونت در ورزش بي‌اثر نيستند. رسانه‌ها وضعيت دوگانه‌اي را براي مردم ايجاد مي‌كنند، از طرفي تلويزيون، راديو، مجلات و روزنامه‌ها، ورزش‌هاي خشونت‌بار را نمايش مي‌دهند و سبب مي‌شوند كودكان از اين رفتارها الگوبرداري ‌كنند و بازيكنان نيز فريب اين ستيزگرايي و پرخاشگري را ‌خورده و براي پرخاشگري پياپي تحريك مي‌شوند، از طرف ديگر نيز همين رسانه‌ها وقت زيادي را صرف مهار و كنترل رفتارهاي خشونت‌بار مي‌كنند.

نظريه‌هاي خشونت در ورزش
سه تئوري اصلي و عمده‌ وجود دارد كه پرخاشگري‌هاي شديد در ورزش را تبيين مي‌كند: 1) نظريه زيستي 2) نظريه‌ روان‌شناختي 3) نظريه يادگيري اجتماعي.

  1. نظريه زيستي مي‌گويد پرخاشگري يكي از اصول ذاتي شخصيت انسان‌هاست. بنابراين نظريه، تخليه پرخاشگري يكي از دريچه‌هاي سلامت ورزش است.

نظريه‌ روان‌شناختي توضيح مي‌دهد كه پرخاشگري در نتيجه ناكامي در موقعيت‌ها به وجود مي‌آيد. ناكامي وقتي به وجود مي‌آيد كه تلاش‌هاي شخص براي رسيدن به هدف به مانع برمي‌خورد. در ورزش، ناكامي به واسطه مربيان، شكست در يك مسابقه خاص، آسيب‌هاي بدني، طعنه‌هاي تماشاچيان يا سرزنش بازيكنان و مربيان ايجاد مي‌شود.
نظريه يادگيري اجتماعي به تاييدهاي دريافت شده، سرمشق‌گيري و تقويت با پاداش و تنبيه اشاره مي‌كند.
ورزشكاران جوان، از قهرمانان ورزشي تاثير گرفته و آنها الگوي نقش ورزشي‌شان مي‌شوند. اعمال خشونت‌بار ورزشكاران از سه منبع ناشي مي‌شود: 1) از گروه مربيان، خانواده و دوستان 2) ساختار مسابقه، برخورد هيئت حاكمه و اجراي قوانين مربيان 3) نگرش‌هاي تماشاچيان و رسانه‌ها.
ممكن است وقتي بازيكنان به پرخاشگري مبادرت مي‌ورزند، تقويت شوند. اين تقويت‌ها شامل مورد تحسين‌ قرار گرفتن، پيروزي، جايزه، جايگاه بالاتر، كسب احترام از خانواده و دوستان مي‌شود.
تقويت پرخاشگري مي‌تواند از مشاهده‌ تاييد بازيكنان حرفه‌ايي كه به خاطر رفتارهاي پرخاشگرانه در بازي، دستمزدهاي كلان نيز دريافت كرده‌اند صورت بگيرد. از طرفي بازيكناني كه پرخاشگري كمتري نشان مي‌دهند، از طريق منتقدان، خانواده و مربيان كمتر تاييد مي‌شوند و توسط هواداران تيم، بازيكنان و مخالفان آزار مي‌بينند.
اين تئوري‌ها و يافتن راه‌حل‌هايي براي جلوگيري از پرخاشگري، به خصوص در ميان ورزشكاران جوان و كم‌ تجربه بسيار موثر است.
نيروهاي اجتماعي مي‌توانند در خصوص تقويت فرد و نيز نيروهاي روان‌شناختي مي‌توانند در كنترل و تغيير موقعيت‌هايي كه منجر به ناكامي‌ مي‌شوند، سهم به سزايي داشته باشند.

درگيري‌هاي كودكان با ورزش
اهداف ايده‌آل ورزش در كودكان، سرگرمي و تفريح، رشد فيزيكي، كمك به رشد مهارت‌هاي اجتماعي و ميل به پيشرفت كودكان در فعاليت‌هاي فيزيكي است. بايد اين فعاليت‌ها در مدارس جنبه بازي و سرگرمي به خود بگيرد و به صورت يك عادت تشويق شود. متاسفانه مجبور كردن كودكان به ورزش و فشار آوردن به آنان، منجر به پايين آمدن عزت نفس و اضطراب شديد در آنان مي‌شود و ممكن است كودك تا آخر عمر از هر فعاليت فيزيكي‌اي اجتناب كند. اين پيامد منفي، از بزرگسالان، به خصوص والدين و مربيان ناشي مي‌شود.

مربيان چطور مي‌توانند از خشونت در ورزش جوانان جلوگيري كنند؟
مربيان در ايجاد نگرش‌هاي مثبت در ورزش و آموزش كودكان براي اجتناب از رفتارهاي خشونت‌بار نقش كليدي دارند. آنان بايد به كودكان بياموزند كه به هر قيمتي به پيروزي بها ندهند، بلكه هدف بايد لذت بردن از ورزش و رشد مهارت‌هاي شخصي باشد. مربيان بايد متوجه كودكان و پيشرفت‌ آنها باشند.
عملكرد ورزشكاران نبايد به عنوان ملاكي براي قضاوت ارزش‌هاي شخصي‌شان قرار بگيرد. بازيكنان وقتي مصدوم هستند نبايد  به بازي تشويق‌ شوند.
در تحقيقات، مشاهده شده كه علت رها كردن ورزش، در كودكان بين 14 – 9 سال آن است كه آنها بيشتر وقتشان را روي نيمكت‌هاي ذخيره صرف كرده‌اند و به اندازه كافي در زمين بازي شركت نداشته‌اند. آنها خود را افرادي ناموفق شناخته‌اند. يكي از تحقيقات در ورزشكاران جوان پسر نشان داده كه 90 درصد از آنان ترجيح مي‌دادند در بازي تيمي كه حتي احتمال شكست آن حتمي است شركت كنند، تا اينكه روي نيمكت ذخيره تيم برنده بنشينند.

معرفي الگوهاي نقش مثبت
خشونت‌هاي ورزشي بيشتر در ميان ورزشكاران حرفه‌اي رايج است. بنابراين، مربيان بايد از ايجاد هرگونه تداعي بين تيم خودشان و آن تيم‌ها (نام‌هاي خاص، تكنيك‌ها، آرم‌ها و برنامه‌ها) جلوگيري كنند. وليسرولاو توصيه مي‌كند: «مربيان بايد احساس مالكيت  را در بين بازيكنان تيم به وجود بياورند و در آنان روحيه تواضع را تشويق كنند. ايجاد احساس مالكيت ميان بازيكنان تيم، پيوستگي و اتحاد بازيكنان را در پي دارد و سبب مي‌شود آنها بازي بهتري از خود نشان بدهند.»

قدرشناسي
والدزيلاك مي‌گويد: «يكي از اقدام‌ها در اين رابطه، به كار بستن الگوي رشد اخلاقي كلبرگ و تئوري‌هاي يادگيري اجتماعي است كه اثرهاي زيادي در پيشرفت، تغيير و تبديل رفتارهاي پرخاشگرانه داشته است و سبب ورزش‌دوستي و عملكردهاي مثبت اخلاقي شده است. مربيان بايد فعالانه درگير آموزش ارزش‌هاي مثبت در ورزش شوند و حتي به همين منظور، دوره‌هاي آموزشي خاصي براي كودكان برگزار كنند.»

 
     
     
Your Banner
Advertising

استفاده از کلیه مطالب با ذکر منبع بلامانع است.                     طراحی وب سایت با حداقل قیمت و حداکثر کیفیت