|
مديتيشن را به تمرينات تيمهاي ورزشي وصل كني
مؤلف: منوچهر البرزي
مديتيشن بيش از پنج هزار سال قدمت دارد و تقريباً رد پاي آن در تمام فرهنگها (ملي و بومي) ديده ميشود.
در فرهنگ كشور ما، در متون عرفاني و معنوي و نيز در تصوف، از آن به «تعميق و مراقبه» ياد شده است. در هر فرهنگ نوع به خصوصي از مديتيشن متناسب با شرايط روحي و رواني و اقليمي آن ملت، انجام ميشود؛ از ذكر (مانترا) گرفته تا شيوههايي همچون پندارمدار، بدنمدار، حسمدار يا تنفسي، صوتي يا تصوير ذهني، توأم با حركات بدني، سكوت با چشم بسته، ذن بوديسم و يا تكنيكهاي مراقبه چيني با چشم باز.
استعمارگران غربي، وقتي پس از قرنها استعمار كشورهاي شرق، مجبور به ترك مستعمرههاي خود شدند، شواهد و مداركي از عادات و روشهاي سري كه منجر به قدرتهاي روحي و رواني مردم آن ديار ميشد را با خود بردند و روزي كه ابزار كالبدشكافي و كشف پتانسيلهاي ناشناخته و سري اين تكنيكها را به دست آورند، آنها را براي استفاده محققان و پژوهشگران خود در درجه اول و صدور به همان كشورهاي شرقي و جهان سوم و ايجاد منبع درآمد جديد، به نام خود ثبت كرده و تنوعهايي در بيان آن ايجاد كردند:
- معرفي علمي يا شبه علمي تأثير هر تكنيك.
- شرح تكنيكها و حالات ناشي از انجام مرتب آن، به زبان ساده و رايج.
- قرار دادن تصاوير زيبا در كتابهاي نفيس شرح تكنيك.
آنان اين تنوعهاي ممكن را نه براي يكبار بلكه به كرات همچنان ارائه دادند.
لذا استقبال مردم مملوء از اضطراب و استرس جهان گرفتار فنآوري و تكنولوژي، از اين اساتيد و كتابها و مدارك، بسيار زياد است.
مديتيشن چيست و چه ميكند؟
مديتيشن انضباط دست كشيدن از تقلاي بيهوده ذهن و بدن ميباشد. به عبارتي فراهم كردن آرامش از طريق هيچ كاري نكردن است. مديتيشن ابتدا با هيچ كاري نكردن آغاز ميشود و بعد رفته رفته تأثير آن گسترده و كامل ميشود.
با ادامه مديتيشن، رواننژنديهاي خود را باز ميشناسيم و از آنها به عنوان بخشي از عمل مديتيشن سود ميبريم. در واقع رواننژنديها به دور افكنده نميشوند، بلكه ما آنها را براي زيباتر كردن زندگي خود به كار ميگيريم.
در مديتيشن ما نه ذهن را كاملاً محدود ميكنيم و نه ميگذاريم كاملاً به دنبال عملكرد خود برود. چنانچه بكوشيم ذهن را كنترل كنيم، انرژي و توان ذهني به سوي ما باز ميگردد، همچون فنري كه آن را جمع كرده و محكم نگه ميداريم تا رها شود. در اينصورت ذهن چند پاره ميگردد.
در مديتيشن ذهن را رها ميكنيم، اما اين رهايي ذهن از نظم و قانون ويژهاي پيروي ميكند.
تكنيكهاي مديتيشن بسيار ساده و اغلب در تمام سنتها مشتركند.
عمل اصلي در مديتيشن حضور در لحظه حال است، بهگونهاي كه نه ذهن سركوب شود و نه آن قدر لجام گسيخته باشد تا به هر جا كه ميخواهد برود.
آگاهي از آنچه در اين شرايط (مديتيشن) هست، منظور و مقصود تفكر عبادي است.
تنفس، همانند هستي جسماني، فرآيندي خنثي است كه اشاراتي معنوي در خود ندارد و ما در مديتيشن صرفاً از عملكرد طبيعي آن آگاه ميشويم.
از آنجايي كه ذهن به غايت پيچيده است و پيوسته مشتاق و خواهان همهگونه سرگرميها و پرسهزدنهاست، تنها راه كنار آمدن با آن اين است كه به راه پرانضباطي كه بدون دو راهيها و راههاي فرعي باشد، هدايتش كنيم. مجال گريختن نداريم بلكه درست در آن قرار ميگيريم و نميتوانيم از آن قدم بيرون گذاريم.
در مديتيشن به جاي كوشش در پنهان كردن مسائل و رنجهاي زندگي، وجود آنها را تصديق ميكنيم. در مديتيشن رواننژنديها به جاي پنهان ماندن در ته ذهن ما، به سطح ميآيند.
مديتيشن ما را قادر ميسازد به زندگيمان به مثابه چيزي كه ميتوان بر آن ثأثير نهاد، بنگريم.
در مديتيشن كاربردي و به روز درآمده، از تكنيكهاي عجيب و غريب و مشغول شدن به انرژيها و دريافتها و نمادهاي آييني استفاه نميشود، بلكه اذهان را بهگونهاي ريشهاي از پيشداوريها و باورها رها ميسازيم.
عمل مديتيشن، بر پايه زدودن دوگانگي و خير و شر بنياد يافته است و فرد در آن بايستي عادي و بدون جاهطلبي باشد.
در مديتيشن تكنيكها به مثابه نوعي بازي بوده و انسان تصور ميكند در حال تفكر عبادي است. ليكن تكنيكها براي مثال احساس جسماني، احساسات و تنفسها، بسيار زميني و خاكي است.
در آغاز مديتيشن، صرفاً پرداختن به رواننژندي، اساس ذهن است، پرداختن به روابط مغشوش ميان خود و فرافكنيهاي خود، روابط ميان خود و پندار خويش.
در چنين حال و هوايي انسان انديشهاش را به فكر خير و يا شر تقسيمبندي نميكند، بلكه به آنها صرفاً به صورت انديشه مينگرد.
پرداختن به مديتيشن ميبايست با تمرين هوشياري در زندگي روزمره توأم شود. در اين هوشياري است كه اثرات بعدي مديتيشن احساس ميشود.
رابطه شما با تنفس و افكارتان ادامه مييابد و هر موقعيتي در زندگي، تبديل به يك رابطه ساده ميشود. آزردگيها سر جايشان هستند ولي صرفاً آزردگياند، آزردگي شفاف. اگر انسان سادگي را همانگونه كه هست دريابد، آنگاه ميتوان ادعا كرد كه همه 24 ساعت روز را در شرايط مديتيشن است.
در مديتيشن مينشينيم و فقط بودن را تجربه ميكنيم، نه نفس كشيدن وتكنيكهاي ديگر را؛ بيشتر دريافت كننده وضعيت هستيم تا مفسر آن.
انسان هنگامي كه در پي آرامش فكر و ذهن است، عليه بيقراري حالت تدافعي دارد و اين امر موجب ميشود كه همواره دچار پارانويا باشد و احساس محدوديت كند. در اين شرايط احساس ميكند نيازمند سپري است كه او را در برابر سوداهاي ناگهاني يا پرخاشگري و هر آنچه خويشتنداري را نابود ميكند، محافظت نمايد؛ اين وضعيت افق ديد را محدود ميكند.
در مورد مديتيشن و تعاريف بسياري كه از آن آمده، ميتوان صدها صفحه معني و تفسير آورد، ليكن اگر بخواهيم چرخه مديتيشن را به طرف سادگي و اجرايي شدن آن براي همه، به خصوص تيمهاي ورزشي قبل از مسابقات سوق بدهيم، بايستي مديتيشن را به گروههاي زير تقسيم كرد:
1ـ مديتيشن با اتكاء محوري بر روي تنفس، چنانچه سعدي، شاعر بزرگ ايران، ميگويد:
هر نفس كه فرو ميرود ممد حيات است و چون برآيد مفرح ذات
پس در هر نفسي دو نعمت است و بر هر نعمتي شكري واجب
شناخته شدهترين تكنيكها و مدتيشنهاي تنفسي، در سيستم يوگا مطرح است كه پيشينه هزاران ساله در فرهنگ هند دارد.
اصولاً به هنگام خستگي و استرس تنها سه نفس عميق، درصد بالايي از تنش را فرو مينشاند.
بيشتر از 50 نوع تكنيك تنفسي كه عموماً با عنايت به نيروي حياتي پرانا ميباشد، آموزش داده ميشود كه كلاً سيستم انرژي و مراكز توزيع انرژي يا چاكراهاي اصلي و فرعي و خيلي فرعي را تنظيم، پاكسازي و هماهنگ مينمايد، مانند:
تنفس متناوب ، تنفس سماوريتي، تنفس زنبوري، تنفس يوجايي، تنفس دم آهنگري (كاپالابهاتي)، تنفس سه مرحلهاي، تنفس بينهايت، تنفس شكمي و …
2ـ مديتيشن با صورت بيروني مانند: ماهامانتراي «اُم» در سه سيلاب، ذكر هو (ذكر محوري در تصوف)، و صوت پربركت هيو يا ذكرهاي كريشنا و اشعار يوگايي و بسياري ديگر كه موجب تنظيم ارتعاشات كالبد فيزيكي و ساير كالبدهاي لطيف مانند، آنزال بادي، علي، ذهني و اتري و روح ميگردد.
3ـ ذكر خاص، كلمه شخصي يا مانترا در ذهن و با چشم بسته كه از مشهورترين روشهاي شناخته شده جهاني آن ميتوان ازT.M نام برد كه مبتكر آن ماهاريشي ماهش يوگي هندي است كه از طريق ماهواره آموزشهاي خود را به سراسر جهان ارسال ميكند. اين مديتيشن، مديتيشن متعال ناميده ميشود كه دوره پيشرفته آن به سيدهي شهرت دارد.
4- يكي ديگر از مشهورترين انواع مديتيشن، تصوير ذهني خلاق يا تجسّم خلاق ناميده ميشود.
بشر اصولاً نتيجه تصوير ذهني خودش است، فنون كهن و مرموز، امروزه به شكلهاي ساده و قابل فهم بيان ميشوند.
تجسّم خلاق بسيار آسان و دلپذير است و هرگاه بخواهيم، ميتوانيم به آن بپردازيم؛ فقط بايد چشمان را بست (با چشم باز هم ممكن است) و هدف را به شكلي مجسّم كرد كه گويي پيشتر به وقوع پيوسته و يا در حال اتفاق افتادن است.
تجسّم خلاق را ميتوان جزيي از تفكر و شيوه طبيعي زندگي لحظه به لحظه خود ساخت. اين تكنيك بيشترين تأثير مثبت را ميتواند براي بازيكنان تيمهاي ملي داشته باشد. از مشهورترين تكنيكهاي آن: حباب صورتي، عبارتهاي تأكيدي، چشمانداز دلخواه و نقشه گنج ميباشد.
قدرت خلاق كائنات همواره ميتواند از طريق ما جريان يافته و آفرينشگر باشد. هر چه رابطه ما با ضمير برترمان روشنتر باشد و هر چه به آن بيشتر متصل باشيم، اين نيروي خلاق آسانتر ميتواند از طريق ما عمل كند.
به همين دليل، يكي از مهمترين كاربردهاي تجسم خلاق، فرآيند پالايش يعني رها كردن باورها و الگوهاي كاذب و محدود كننده و جايگزين ساختن يقينها و الگوهاي مثبت و حمايت كننده، است.
پالايش در همه سطوح جسماني، عاطفي، ذهني و معنوي انجام ميپذيرد.
امروزه تيمهاي برتر ورزشي جهان از كليّه شيوههاي گوناگون رواندرماني و درمانهاي متفاوت جسماني نظير ده نوع ماساژ جهاني، يوگا، آيورودا و انواع ورزشهاي دفاعي و تنفسي و انرژي درماني بهره ميگيرند.
5- دايناميك مديتيشن (پويا)
از ديگر تكنيكهاي مشهور جهاني براي بالانس سيستم انرژيايي كالبد، استفاده از موزيكهاي ريتميك و حركات حساب شده بدن است؛ فنيترين و مشهورترين آنها «دايناميك مديتيشن استاد» است كه شامل 3 ده دقيقه و 2 يكربع حركات مختلفي است كه با عوض شدن نوع موسيقي تغيير مييابد، يكي از اين حالتها ويبره كردن بدن و ديگري حركات ملايم موزون و ديگري پرشهاي عمودي با ذكر كلمه هُو و ديگري، حالت مست و غيره ميباشد كه تا كسي در صحنه حضور نيابد و شخصاً تجربه نكند، نميتواند از شكوفايي حاصل تكنيك و حالت سرور و شعف و در لحظه قرار گرفتن كه از محصولات آن است، به خصوص حالت وحدت با تمام هستي، دركي داشته باشد.
6-ويپاسانا يا مديتيشن تجربه سكوت
اگر هر يك از حسهاي ظاهري انسان، به طور مصنوعي يا طبيعي خاموش شود، تأثير شگرفي بر ديگر احساسهاي انساني دارد.
نشستنهاي متوالي به مدت ده روز در سكوت مطلق، موجب تخليه پتانسيلهاي منفي ميشود؛ بالانس انرژيايي و تجربههاي شهودي از درون، احساس وحدت و سرور و شعف، از محصولات جنبي آن است.
تمركز بر تنفسهاي موزون به مدت چندين ساعت، در نشست مديتيشن با چشم بسته، در اين ده روز، محور تكنيك تجربه سكوت است.
7- مديتيشن ذن بوديسم
نوعي مديتيشن با چشم باز روي سوژه، تا يكي شدن با آن است. آموزشهاي مقدماتي تا رسيدن به اين درجه از وحدت با سوژه شامل: شمارشي از يك تا ده و تكرارهاي مكرر آن، تعقيب مسير هوا در بيني و تمركز روي تنفس و نهايتاً تمرين به هيچي فكر كردن يا نكردن تا رسيدن به درجه استادي در يكي شدن با سوژهاي مثل گل، آب جاري، ميوه، شمع و غيره.
اين مديتيشن بيشتر در چين و ژاپن و شرق آسيا رونق دارد.
8- از با اهميتترين تكنيكهاي بدني براي بالانس سيستم انرژيايي بدن ـ از مسير 14 كانال اصلي سرتاسري بدن به نام مريدن ـ و بهينه و نهادينه شدن انرژي با استفاده از انرژي كيهاني «چي»، ميتوان چيكانك يا شيكانگ چيني و سپس از حركات موجگونه تايچي چوان نام برد كه بيشتر از يك سوم مردم چين هر روزه در پاركها و مكانهاي عمومي بدون محدوديت سن و جنس به آن ميپردازند و كمترين محصول آن اتحاد ذهن و بدن و رهايي از بازيهاي جدايي ذهن و بدن است.
9- ناگفته نماند علاوه بر تكنيكهاي روحيهسازي، همزمان با مديتيشنهاي ياد شده، تكنيكهاي تمركزي از قبيل تمركز بدون پلك زدن روي شعله شمع و چكاب با دستگاه بيوفيدبك هم براي اطلاع از پتانسيلها و موقعيت بدن، امروزه روي تمام قهرمانان نامي انجام ميشود.
10-بعد از اينكه پزشك آيورودا، تيپ قهرمان را شناسايي نمود (كافا، پتيا، واتا) و از طريق معاينه 12 نبض در بدن، بيماريهاي گذشته و احتمالاً حال و آينده را اعلام كرد، بهتر ميتوان نوع غذا، ورزش و شكل استراحت و فعاليت قهرمان را برنامهريزي كرد.
يكي از روشهاي مؤثر در هماهنگ كردن سيستم چاكراها و نهايتاًَ توزيع مناسب انرژي در بدن، استفاده از ماساژهاي مختلف با خواص گوناگون و در زمانها و شرايط مناسب و به صورت مرتب ميباشد كه بعضي از آنها به نامهاي: شياتسوژاپوني، يومهيوتراپي ژاپني، آكاپروشور يا انگشتفشاري چيني، ماساژ روغني آيورودا و ماساژ اروپايي، براي تنظيم كليه سيستمهاي عصبي، انرژيايي، عضلاني، مفصلي، صورت و نقاط طب سوزني، در سرتاسر بدن ميباشند.
چنانچه چاكراي اصلي و 21 چاكراي فرعي درجه 1 و 46 چاكراي كوچكتر درجه 2، در مسير مريدنهاي طب سوزني با هم كار نكنند، باز هم احتمال توزيع نامناسب انرژي در بدن هست، در حاليكه اگر اين چاكراها، پاكسازي، شارژ و هماهنگ شوند، قاعدتاً توزيع انرژي در 72 هزار مسير فرعي در سطح بدن، به طور يكسان و مناسب انجام ميگيرد و سطح سلامتي و در نتيجه سطح بقا را به شدت بالا نگه ميدارد.
12- چنانچه حبابچههاي 5 لُپ شش را باز نمايند، مساحتي برابر يك زمين فوتبال را براحتي پوشش ميدهد. حال چگونه با اطلاع از اين راز مهم كه مورد تأييد پزشكي جهان است، بدون آشنايي يك قهرمان با سيستمهاي كامل تنفسي كه سطح اكسيژنرساني را در اين مساحت به طور كامل انجام دهد، چگونه ميتوان انتظار موفقيت كامل در مسابقه را از وي داشت، در حاليكه كمترين كاري كه تكنيكهاي شفابخش چيكانگ انجام ميدهد استفاده از تنفسهاي پيشرفته در تنفس، همزمان با حركات جالب باستاني چيكانگ است.
به هر جهت لازم است وقت و برنامه منظم براي يك قهرمان گذاشت تا قهرماني هميشگي و واقعي براي كشورش باشد، چرا كه صرفاً متكي به مكملهاي غذايي و ويتامينها شدن، سادهانديشي است. پس مديتيشن (تنفسي، صوتي، تصويرسازي ذهني تجسّم خلاق و … )، ماساژ چيكانگ و تايچي چوان، كششهاي يوگا، چكاب آيورودا، تجربه تكنيكهاي رهايي مثل حركات شاد و آسانا (نعش)، خود هيپنوتيزم (سلف پتانسيل)، چكاب بيوفيدبك، تست كامل تهيه شده براي يك قهرمان، تمركز بالا، در هوشياري بودن روحيهسازي، در لحظه بودن و تسلط به ذهن، از تكنيكهاي تضمينكننده موفقيت قهرمانان مشهور و جاوداني ميباشند كه عيناً وجود آنها براي موفقيت كامل تيمهاي ملي كشور ما ضروري است و محدوديت رشته ندارد. |