روانشناسی جامعه
روان شناسی به زبان ساده برای همه
 
 
 
Your Banner
Advertising

Your Banner
Advertising

Your Banner
Advertising
     
 
 
     
     
     
 

احساس تنهايي دردناك است!
فرحناز ميرقمي‌زاده

چرا ما هيچوقت سعي نمي‌كنيم آن نقاب پنهان تنهايي خود را كنار بزنيم؟
حالا مي‌دانيم كه تعداد افراد مجرد در دنيا كم نيست. اما به راستي كداميك از آن‌ها حاضر است آشكارا عنوان كند كه در اطراف آن‌ها چه مي‌گذرد؟»، «چه بر سرشان مي‌آيد؟» يا «دقيقاً چه چيزي در آن‌ها به خوبي پيش نمي‌رود؟»
خود من هرگز، حتي در عميق‌ترين لحظه‌هاي تنهايي‌ام اعتراف نكرده‌ام كه «تنها هستم». شايد با يك صورت سرخ ورم كرده، بادي به غبغب انداخته راهي پارك و سينما شده‌ام، يا آشكارا بي‌توجه به اطرافم با يك دفتر يادداشت به زير بغل، پشت مير كافي شاپي پنهان شده‌ام، و گاهي از دادن پاسخ مناسب، هدفمندانه و قانع كننده دال بر اين‌كه «براي تعطيلات آخر هفته چه برنامه‌اي داري؟!» طفره رفته و با نوعي احساس شرم و بدبختي در لاك خود فرو رفته و به گوشه‌اي خزيده باشم.
احساس تنهايي واقعاً دردناك و رنج‌بار است!
اما اين بازي پنهان براي مجردها تا كي بايد ادامه پيدا كند؟ ما هيچ‌وقت به تنهايي خود اعتراف نمي‌كنيم، چرا كه اقرار به تنهايي موجب ايجاد نوعي احساس شرم در ما مي ‌شود و مسلماً هيچ يك از ما نمي‌خواهد خود را كم ارزش احساس كند.
جامعه‌شناسي تنهايي
جامعه‌شناسان بر اين باورند كه «تنهايي» از تيپ (Tip )هاي شناخته شده زمان ماست و از طريق علمي نيز ثابت كرده‌اند كه «تنهايي» در و‌اقع نوعي مفهوم «اجتماع مجردي» يا «اجتماع فرديتي» را در ذهن تداعي مي‌كند.
اين‌كه ما مجبوريم براي حفظ هويت خود و امرار معاش خود داراي شغلي در اجتماع باشيم و نيز اين‌كه تعداد مشاوره‌ها در امر جدايي و طلاق رو به افزايش گذاشته است، دو دليل از دلايل عمومي و همگاني موجود است مبني بر اين‌كه تيپ تنهايي در جوامع امروز، رو به گسترش است.
اما روان‌شناسان در اين زمينه از يك «اجتماع خود شيفته» صحبت مي‌كنند و در مورد افزايش جدايي‌هاي ناشي از «خود‌محوري» گزارش مي‌دهند.
لذا بجاست كه مساله «تنهايي» را از ديدگاه علمي و تخصصي مورد ارزيابي قرار داده و آن را يك معضل روان‌شناسي اجتماعي گروهي بدانيم و نه اين‌كه به طور فردي خود را تحت فشار گذاشته و شخص خود را در اين باره سرزنش كنيم. اما با وجود افزايش گستره‌ي اطلاعات و آگاهي، باز هم به نظر مي‌رسد كه ما مايليم تنهايي خود را يك نقص شخصي بدانيم. اساس اين طرز تفكر‌: «حتماً چيزي در درون تو به خوبي عمل نمي‌كند»، يا (به اصطلاح عوام) «چيزي در خود كم داري كه تنها هستي»، «شايد كسالت‌آور هستي» يا «اجتماعي نيستي» يا «مهارت زودجوشي با ديگران را نداري» يا «اعصابت خراب است» يا «بيماري روحي – رواني داري» و يا «قدرت و جذابيت كافي و كشش لازم براي برقراري ارتباط با جنس مخالف را نداري» و ... حتي وقتي كه ما خود را در مساله تنهايي‌مان مقصر نمي‌دانيم و هيچ‌كس نيز ‌چنين قضاوتي در مورد ما ندارد، كافي است كه ما در ذهن خود، در برخورد با ديگران، احساس كنيم كه آن‌ها چنين تصوري از ما دارند!
به اين ترتيب يك دور معيوب شروع مي‌شود: «هر قدر ما بخواهيم تنهايي خود را مخفي كنيم، به همان نسبت، وضع وخيم و وخيم‌تر خواهد شد.»
احساس تنهايي از تمامي اعضا‌‌ و جوارح ما به بيرون رسوخ مي‌يابد
ماجراي ليندا، همان زن خبرنگار سي و نه ساله، كه ناخودآگاه چنين احساسي از خود بروز مي‌داد و همين باعث شده بود كه همه خواستگارانش از او بگريزند، براي ما درس عبرتي است. واقعاً در اين ميان چه اتفاقي مي‌افتد؟ زماني كه ما مشتاقانه در جستجوي يافتن همسر مناسب خود هستيم اما موفق نمي‌شويم! با وجودي كه مصرانه و از ته قلب مي‌خواهيم كه به تنهايي خود خاتمه دهيم، ولي باز هم صفيري از درون فرياد مي‌كشد و ما را رسوا مي‌كند. احساس غرور كاذب ما چنان واكنش تند و شديدي نشان مي‌دهد كه طرف مقابل را به وحشت مي‌اندازد و يا گاهي بالعكس، نسبت به تقاضايي سطحي آن چنان از خود آمادگي مصالحه نشان مي‌دهيم و حد و مرزها را مي‌شكنيم تا هر چه زودتر بتوانيم خط قرمزي به دور تنهايي خود بكشيم! گاهي آنقدر خود را د‌وست داشتني و جذاب احساس مي‌كنيم و اميدواريم كه بدين وسيله بر طرف مقابل خود برتري مي‌جوييم و پيروز رابطه هستيم، اما ناگهان در اين ميان غمگين و بدگمان مي‌شويم و رفتاري سرد و خشك و متكبرانه از خود بروز مي‌دهيم تا به گمان خود از طرف مقابل شكست نخوريم و احساس ضعف نكنيم و روحيه‌مان خدشه‌دار نشود... و تمامي اين موارد، مانعي براي رسيدن به يك زندگي مشترك مطلوب مي‌شود و بدين ترتيب ما همواره دامنه‌ي تنهايي خود را گسترده‌تر و بندهاي روح خود را محكم‌تر مي‌كنيم. به نظر مي‌آيد تمامي اين رفتارها به نوعي نوميدانه و مايوسانه است! اين طور نيست؟! قطعاً همين طور است.
اما آيا در چنين شرايطي بايد منتظر بمانيم كه چيزي در بيرون تغيير كند يا معجزه اي به وقوع بپيوندد؟!
 لزومي ندار‌د كه براي ابد تنها بمانيد
شرط اول اين است كه آماده شويد تا تغييراتي در خود ايجاد كنيد، و بايد اعتراف كنم كه بهاي سنگيني دارد. بايد سعي كنيم بر تنهايي خود غلبه كنيم و آن هم، چنان‌كه پيش از اين گفتم، به جوهره وجودي و شخصيت ما بر مي‌گردد. ما بايد نقاط ضعف و قوت خود را به درستي ارزيابي كنيم. بايد بر ترس‌هاي خود غلبه كنيم. به احساس راحت طلبي خود غلبه كنيم و در نهايت برآورد كنيم كه آيا مي‌توانيم تغييراتي در خود ايجاد كنيم و يا كلاً از آن صرف نظرمي‌‌كنيم!
همين حالا تصميم بگيريد
پس من خيلي جدي از شما سؤال مي‌كنم: «آيا آماده هستيد به تنهايي خود خاتمه دهيد؟»
در داستان معروف «برادران گريم» شايع است كه نوازندگان شهر برمر با وجود ترس و مشكلات زياد، باز هم به راهي كه حتي نمي‌دانستند به كجا ختم مي‌شود پيش مي‌رفتند، چرا كه موقعيت فعلي براي آن‌ها به مراتب غيرقابل‌تحمل‌تر مي‌نمود. آن‌ها با گفتن اين جمله كه «به هر حال ادامه مي‌دهيم و چيزي بهتر از مرگ را خواهيم يافت» خود را به ادامه راه وامي‌داشتند.
پس چنانچه شما هم واقعاً از تنهايي خود خسته و آزرده‌ايد، اين خود، نقطه آغاز رسيدن به بلوغ جسمي و روحي است. پس نگران نباشيد! افق جديدي را بر دور‌نماي زندگي خود باز ‌كنيد و آن انرژي مثبت را دريافت كنيد تا چيزي را درخود و در پيرامون خود تغيير دهيد! ديگر به عقب بر‌نگرديد و خاطرات تلخ گذشته را در ذهن تداعي نكنيد. از همين حالا كاملاً مصمم به خود بگوييد: «وقت آن فرا رسيده كه خط بطلان بر تنهايي خود بكشم!» و اين اولين و مهم‌ترين قدم در پيمودن راه است.
اين چهار قسمت تماماً مقدمه‌اي جهت آماده‌سازي شما براي تغيير وضع موجود و رفتن به سفر زندگي مشترك بود. در بخش‌هاي بعدي توضيح مي‌دهم كه اساساً ما چگونه ياد مي‌گيريم كه «تنها بمانيم» و اين آموخته‌هاي غلط را چگونه بايد از ذهن پاك كنيم؟ من از شما تقاضا مي‌كنم به من بگوييد كه چرا تنها هستيد؟
شما چه جوابي مي‌دهيد؟ احتمالاً دلايل شما كاملاً منطقي و قانع كننده است. شما تازه وارد يك شهر جديد هستيد وهيچ كس را نمي‌شناسيد، يا جمع دوستانه شما پراكنده شده و هر كدام در يك گوشه دنيا زندگي مي‌كنند، يا كساني كه شما از آنان خوشتان مي‌آيد همگي متاهل شده‌اند، يا شما و شريك زندگي‌تان هر كدام جدا از هم زندگي مي‌كنيد، يا شغل‌تان به قدري وقت شما را پر كرده كه فرصت نمي‌كنيد به زندگي خصوصي خود بپردازيد، و يا اطلاعات و آگاهي‌هاي كاذب در رسانه‌ها در مورد تنهايي و عدم مسؤوليت پذيري رو به افزايش گذاشته است، و يا هزاران دليل ديگر، اما بد نيست بدانيد:
شرايط بيروني، خود، پديد آورنده‌ها هستند ...
ادامه دارد

 
     
     
Your Banner
Advertising

استفاده از کلیه مطالب با ذکر منبع بلامانع است.                     طراحی وب سایت با حداقل قیمت و حداکثر کیفیت