روانشناسی جامعه
روان شناسی به زبان ساده برای همه
 
 
 
Your Banner
Advertising

Your Banner
Advertising

Your Banner
Advertising
     
 
 
     
     
     
 

وقتي كارها خوب پيش نمي‌روند، دنبال مقصر بگرد
40 فكر سمي
مترجم : مهرداد فيروزبخت

ليلي تقريباً هميشه ديگران را متهم مي‌كرد. او هميشه مي‌گفت«چه كسي اين افتضاح را در آشپزخانه به راه انداخته است؟»، «چه كسي باعث شد به موقع دور نريزيم؟»، «اشتباه چه كسي بود كه هزار دلار به ما ضرر زد؟» مردم اين رفتار ليلي را دوست نداشتند. وقتي بيكار شد، رئيس خود را مقصر مي‌دانست. وقتي هم از شوهرش جدا شد، شوهرش را مقصر مي‌دانست.
تحليل
مقصر پيدا كردن و سرزنش كردن او، ريشه احساس گناه و ناراحتي‌هاي بسيار از بيماران است. زماني برادر بزرگتري به خواهرش گفت« تو باعث شدي مادر بميرد. بايد زودتر دكتر خبر مي‌كردي.» التبه اتهام اين برادر كاملاً بي‌اساس بود. ولي فرض كنيم نظرش درست بود. اين اتهام چه سودي داشت؟
اصولاً مقصر پيدا كردن، چهار اشكال دارد. نخست اين كه مشكلي را حل نمي‌كند. مقصر پيدا كردن فقط بيان دوباره و زنده كردن گذشته‌ها است و بس: « تو باعث شدي كلايتون در مزرعه‌ي مادربزرگ ريختي و آن را كثيف كردي.» در حالي كه حل مسئله، برنامه ريزي براي رفتارهاي آينده است: « وقتي اسب‌ها را زين مي‌كني، مطمئن شو ركاب‌ها به قدر سوار كار بخورند.»، «بهتر است از اين به بعد، در نوشابه‌ها را باز نكني.»
مقصر پيدا كردن، اختلاف نظر و بگو مگو به دنبال دارد. وقتي كسي را مقصر مي‌دانيم، او حالت تدافعي به خود مي‌گيرد. و اگر اتهام شما را بي‌مورد بداند، متقابلاً شما را متهم مي‌كند. در ضمن اگر مقصر باشد هم خودش را بي‌تقصير مي‌داند. مردم معمولاً سرزنش را حمله در نظر مي‌گيرند.
سرزنش گرها و مقصر پيدا كن‌ها، مسئوليت اعمال‌شان را نمي‌پذيرند. در بگومگوها، هيچكس 100 درصد مقصر يا 100 درصد بي گناه نيست.
آدم‌هايي كه دائم مقصر پيدا مي‌كنند بايد از خودشان بپرسند«من چه تقصيري داشتم؟» يا «نقش من چه بود؟» و از اشتباهات شان درس عبرت بگيرند.
اتهام نمي‌گذارد آدم‌ها مسئوليت عمل شان را بپذيرند و نگاه واقع بينانه‌اي به قضايا داشته باشند. براي مثال، اظهار نظر الهام در مورد اختلاف نظرش با فرهاد، نوعي پذيرش دو طرفه است: «من در جر و بحثم با فرهاد، حرف‌هاي بي جايي در مورد جوش آوردن و شوخ طبعي زنش زدم. حرف‌هايم مسخره بود چون ربطي به صحبت من و فرهاد نداشتند و بحث ما را به بيراهه كشاندند. فرهاد هم حرف‌هاي بي ربطي در مورد اطلاق خواهرم زد. و اين گونه اختلاف مان بالا گرفت.»
مقصر جلوه دادن، عزت نفس طرف مقابل(خصوصاً عزت نفس بچه‌ها) را تضعيف مي‌كند.
پيام آن هم اين است كه «تو بدي»؛ «تو احمقي»؛ «تو خطاكاري»؛ «تو مزخرفي»؛ «تو خودخواهي». درمانگرها معمولاً به بيماراني برخورد مي‌كنند كه خودشان را بابت هر اشتباهي سرزنش مي‌كنند و مقصر مي‌دانند. اما اگر گذشته‌ي آنها را بررسي كنيم، مي‌بينيم پدر و مادر و معلمان شان دائم آنها را سرزنش مي‌كرده و مقصر مي‌دانسته اند.
مقصر پيدا كردن، متهم كردن، سرزنش، ملامت و نكوهش خود و ديگران، رفتارهاي مخربي هستند. اين رفتارها جلوي رسيدن شما به راه حل‌هاي سازنده و خلاقانه را مي‌گيرند. بنابراين يكي از سازنده ترين عادت‌ها در برخورد با اشتباهات اين است كه از خودتان بپرسيد: «من در ايجاد اين مشكل چه نقشي داشتم؟»
دائم به خودتان بگوييد در بگو مگوها، هيچكس 100 درصد مقصر و 100 درصد بي گناه نيست. وقتي دن با سرپرست خودش درگير شد و او را اخراج كردند، او سرپرست، سركارگر و مدير شركت را مقصر مي‌دانست و خودش را بي تقصير مي‌ديد.
البته ما نمي‌خواهيم بگوييم خودتان را مقصر بدانيد(چون اين هم به اندازه‌ي مقصر دانستن ديگران، مخرب است). بلكه منظورمان اين است كه تمام تقصيرها را به گردان ديگران نيندازيد و مسئوليت اعمال تان را بپذيريد. به اين ترتيب، خواهيد گفت«اجازه بده ببينم چه كار مي‌توانم بكنم تا نتيجه‌ي بهتري بگيرم.»
وقتي با كسي مشكل پيدا مي‌كنيد، اگر هر دو از خودتان بپرسيد«ما چه كار مي‌توانيم بكنيم تا مشكل مان حل شود؟ ما چه كار مي‌توانيم بكنيم تا دوباره چنين مشكلي پيش نيايد؟»
با اين سوالات، كانال‌هاي لازم براي حل مسئله را باز مي‌گذاريد. دو جمله‌ي زير را با هم مقايسه كنيد:

  1. «چون زود جلوي تور مي‌رفتي، اين مسابقه‌ي تنيس را باختيم.»
  2. «قبل از شروع مسابقه بايد تكنيك‌هاي مان را هماهنگ مي‌كرديم.»

در جمله‌ي دوم، بدون آن كه به مقصر اشاره شود، مشكل مشخص شده و طرفين از اشتباه خود عبرت مي‌گيرند.
يادتان باشد مقصر پيدا كردن سودي ندارد و فقط راه را براي راه حل‌هاي مخرب هموار مي‌كند. به جاي آن كه دنبال مقصر بگرديد (مثلاً به جاي آن كه بگوييد«تو باعث شدي قبض تلفن زياد بيايد!») رفتارها را عوض كنيد (مثلاً بگوييد «چون قبض تلفن زياد آمده بهتر است كمتر تلفن راه دور بزني؟»)

پادزهرها
نجواهاي اصلاحي
«مقصر پيدا كردن، پرخاشگرانه و مخرب است.»
«به جاي پيدا كردن مقصر، دنبال راه حل باش.»
«مقصر پيدا كردن، مخرب است. بهتر است راهي پيدا كني كه ديگر چنين اشتباهي رخ ندهد.»
«قبل از آن كه كسي را متهم كني، از خودت بپرس تو چه نقشي داشتي.»

باور مخالف مثبت
وقتي كارها درست پيش نمي‌روند، دنبال راه حل بگرد.

 

 
     
     
Your Banner
Advertising

استفاده از کلیه مطالب با ذکر منبع بلامانع است.                     طراحی وب سایت با حداقل قیمت و حداکثر کیفیت