روانشناسی جامعه
روان شناسی به زبان ساده برای همه
 
 
 
Your Banner
Advertising

Your Banner
Advertising

Your Banner
Advertising
     
 
 
     
     
     
 

شما به بيماري راضي كردن ديگران مبتلا هستيد؟
اختيار شما در دست كيست؟ - مهدي قراچه داغي


اين نوع فكر كردن تحت تأثير عبارات «بايد» دار كه از آن در قبال خود و ديگران استفاده مي‌كنيد به شما آسيب مي‌رساند. كسي كه عادت به راضي كردن ديگران و مهرطلبي دارد، عزت نفسش به اين بستگي دارد كه براي ديگران چه مي‌تواند بكند.
در اين شرايط شما به نياز همه توجه داريد جز به نيازها و خواسته‌هاي خودتان. بهايي كه براي اين خوب بودن مي‌پردازيد اين است كه ديگران از تمايل شما براي خدمت كردن به آن‌ها سوء استفاده مي‌كنند.

بايدهاي مهرطلبانه

  1. من هميشه بايد مطابق ميل و خواسته‌ي ديگران رفتار كنم .
  2. من بايد هميشه خواسته‌هاي ديگران را مقدم بر خواسته‌هاي خود بدانم.
  3. من بايد هميشه ديگران را راضي كنم و دل آن‌ها را شاد نمايم.
  4. هرگز به هيچ كس نبايد جواب نه بدهم. هرگز نبايد كسي را از خودم نوميد كنم.
  5. من هميشه و حتي اگر خشمگين باشم بايد خوب و مهربان باشم.
  6. ديگران بايد مرا دوست بدارند و پذيراي من باشند زيرا من براي راضي كردن آن‌ها به شدت تلاش مي‌كنم.
  7. ديگران بايد مرا دوست بدارند زيرا من برايشان كارهاي خوب انجام مي‌دهم.
  8. ديگران هرگز نبايد از من انتقاد كنند زيرا هميشه سعي مي‌كنم مطابق آن چه از من انتظار دارند ظاهر شوم.
  9. ديگران نبايد از من خشمگين شوند زيرا من براي احتراز از اختلاف و تعارض، خشم يا رويارويي همه كاري مي‌كنم.
  10. ديگران بايد با من مهربان باشند براي اين كه من با آن‌ها به مهرباني رفتار مي‌كنم .

نياز به خوب بودن

  1. من به خودم افتخار مي‌كنم كه آدم خوب و مهرباني هستم.
  2. فكر مي‌كنم بايد هميشه خوب و مهربان باشم حتي اگر ديگران از من سوء استفاده بكنند.
  3. سعي مي‌كنم با خوب رفتار كردن كنم كاري كه ديگران مرا دوست بدارند.
  4. مي‌خواهم همه فكر كنند كه من آدم خوبي هستم.
  5. خوب بودن مانع از آن مي‌شود تا احساسات منفي خود را به ديگران ابراز كنم.

مقدم دانستن ديگران

  1. من هميشه سعي مي‌كنم كه خواسته‌هاي ديگران را بر آورده سازم حتي اگر اين كار سببي باشد كه من به نيازها و خواسته‌هاي خودم نرسم.
  2. اگر نيازها و خواسته‌هاي ديگران را مقدم بر نيازها و خواسته‌هاي خودم به حساب نياورم به يك خودخواه تبديل مي‌شوم.
  3. اگر خواسته‌هاي ديگران را برآورده نسازم احساس گناه مي‌كنم.
  4. من در رابطه‌ي خود با ديگران بيشتر يك دهنده هستم تا گيرنده.
  5. اغلب احساس مي‌كنم ديگران از من انتظار بيش از اندازه دارند اماهميشه سعي مي‌كنم آن‌ها را مأيوس نكنم و خواسته شان را به زمين نگذارم.

شما را با كاري كه مي‌كنيد قضاوت مي‌كنند

  1. معتقدم ارزش من بستگي به كاري دارد كه براي ديگران انجام مي‌دهم.
  2. به ندرت انجام دادن كاري را به ديگران محول مي‌كنم.
  3. معتقدم ديگران به خاطر كارهايي كه برايشان انجام مي‌دهم مرا دوست دارند.
  4. اگر هميشه به كساني كه در پيرامون من هستند خدمت نكنم احساس بدي پيدا مي‌كنم.
  5. احساس مي‌كنم با خدمت كردن به ديگران ارزش‌هايم را به آن‌ها اثبات كنم.

اعتياد به تأييد و تصديق
توجه داشتن و بها دادن به تأييد و تصديق ديگران چيز بدي نيست. به خصوص اگر اين ديگران كساني باشند كه آن‌ها را دوست بداريد. اما وقتي تأييد و تصديق همه براي شما حكم ضرورت پيدا مي‌كند، وقتي مي‌خواهيد به هر قيمتي كه شده از تأييد نشدن اجتناب كنيد، اين هرگز چيز خوبي نيست.
اگر شما معتاد به تأييد و تصديق ديگران هستيد، ديگران به راحتي شما را مورد سلطه جويي قرار مي‌دهند. سلطه‌جو تنها كاري را كه بايد بكند اين است آن تأييد و تصديقي را كه در هر لحظه به دنبال آن هستيد به شما بدهد و اگر مطابق خواسته‌ي او عمل نكرديد اين تأييد را از شما دريغ كند.

در ادامه‌ي مطلب به نمونه‌هايي از اين تأييد طلبي اشاره كرده‌ام:

  1. براي من مهم است كه تقريباً تمام افرادي كه در زندگي من حضور دارند، مرا دوست داشته باشند.
  2. من هميشه به تأييد و تصديق ديگران احتياج داشته‌ام.
  3. وقتي كسي از من انتقاد مي‌كند خيلي ناراحت مي‌شوم.
  4. براي اين كه احساس كنم ارزشمند هستم به تأييد ديگران نياز دارم.
  5. عزت نفس من تا حدود زياد بستگي به اين دارد كه ديگران درباره‌ي من چه فكر مي‌كنند.

ترس از خشم، اختلافات و رويارويي
اگر از خشم، اختلاف و رويارويي بترسيد، كار سلطه‌جو را به شدت آسان مي‌كنيد.
سلطه‌جو مي‌داند كه شما براي احتراز خشم يا اختلاف به خواسته‌هاي او عمل كنيد.

به چند نمونه‌ي زير توجه كنيد:

  1. سعي مي‌كنم هرطور شده از رويارويي اجتناب كنم.
  2. معتقدم كه از رويارويي چيز مفيدي حاصل نمي‌شود.
  3. به اعتقاد من اگر در رابطه ميان من و ديگران خشم و اختلافي بروز كند حادثه‌ي بدي اتفاق مي‌افتد.
  4. من به شدت مرعوب خشم و رفتارهاي خصمانه‌ي ديگران مي‌شوم.
  5. من فكر مي‌كنم اگر كسي از من عصباني شد تقصير خود من است.

نبود قاطعيت وناتواني در جواب «نه» دادن
اگر نتوانيد به خواسته‌هاي ديگران جواب نه بدهيد، به راحتي اسير چنگال سلطه جو مي‌شويد. شما با گفتن نه احساس گناه مي‌كنيد و يا احساس مي‌كنيد كه خودخواه هستيد زيرا جواب نه دادن را با نوميد كردن ديگران يكي مي‌دانيد.
اين امكان هم وجود دارد كه فكر مي‌كنيد اگر جواب نه بدهيد ديگران از شما خشمگين مي‌شوند.

به چند نمونه‌ي زير توجه كنيد:

  1. اغلب وقت مي‌خواهم جواب نه بدهم جواب آري مي‌دهم.
  2. وقتي نه مي‌گويم احساس گناه مي‌كنم.
  3. نگران آن هستم اگر خواسته‌ي ديگران را برآورده نسازم آن‌ها از من عصباني مي‌شوند.
  4. اغلب اوقات به اين دليل كه به درخواست‌هاي كثيري از مردم جواب آري داده‌ام، خسته‌ام و احساس كسالت مي‌كنم.
  5. برايم بسيار دشوار است كه درخواست دوست، همكار يا اقوام را رد كنم.

 

 
     
     
Your Banner
Advertising

استفاده از کلیه مطالب با ذکر منبع بلامانع است.                     طراحی وب سایت با حداقل قیمت و حداکثر کیفیت