40 درصد مردم ايران، اختلال شخصيت وسواسي دارند
علي اسلامينسب
علائم وسواس را ميتوان از ديدگاه باليني به چهار دسته تقيسيم كرد:
- علائمي كه مربوط به خود وسواس است. كه بنا بر تعريف آن: «وسواس عبارت است از افكار، تصاوير ذهني و تكانههاي ناخواسته و مزاحم»، اگر خود فرد بيان نكند ما قادر به مشاهده آن نخواهيم بود.
- علايمي كه مربوط به اجبار است. مثل انواع شستشو، تقارن و وارسي به طور مثال: خانمي كه به جاي يكبار چهار بار دست و روي خود را ميشويد و يا آقايي كه اگر هنگام رانندگي، اتومبيلش از خط سفيد ممتد خيابان عبور كند، احساس اضطراب شديد ميكند و در امتداد آن رانندگي ميكند و يا مثل مرد وسواسي كه نيمه شب به دفعات از منزل به خيابان برگشته و قفل اتومبيل را وارسي ميكند.
- علامت سوم، اضطراب است. فرد اضطراب شديدي را گزارش ميدهد. به ويژه اگر عمل اجباري را تازه شروع كرده و هنوز به آن عادت نكرده باشد و يا اضطرابي جديد به اضطراب قبلي اضافه شده باشد و يا كسي جلوي تكرار عمل اجباري او را بگيرد.
- افسردگي، كه پاسخي است به ناكامي فرد، در ناتواني از جلوگيري از عمل اجباري و تحقير ديگران.
آيا وسواس ارثي است يا اكتسابي؟
بيماري وسواس هم ارثي است و هم اكتسابي. مطالعات انجام شده بر روي دوقلوهاي يك تخمگي و دو تخمكي نشان ميدهد كه 35% بستگان درجه اول بيماران مبتلا به اختلال وسواس – اجبار، دچار اين اختلال هستند. تحقيقات نشان ميدهد كه طبق نظريه يادگيري، افراد، رفتارهاي وسواسي را از طريق مشاهده الگويي قابل قبول، ياد گرفته و به اجرا ميگذارند. طبق نظريه يادگيري، فكرهاي وسواسي، محركهاي شرطي هستند. يك محرك نسبتاً خنثي از طريق فرآيند شرطي شدن پاسخگر و با جفت شدن با رخ دادهايي كه طبيعتاً مضر و اضطراببرانگيز نيستند، با ترس و اضطراب، پيوستگي پيدا ميكنند. به اين ترتيب افكار و اشياي سابقاً خنثي به محركهاي شرطي قادر به برانگيختن اضطراب و ناراحتي تبديل ميگردد.
معيارهاي تشخيص وسواس چيست؟
معيارهاي تشخيص وسواس چهار چيز است كه ذكر ميكنيم:
- افكار، تكانهها يا تجسم هاي عود شونده و مداوم كه به شكل ناخوانده و نامتناسب، تجربه شده و اضطراب و تشويش قابل ملاحظهاي را ايجاد ميكند.
- افكار، تكانهها يا تجسمها، ارتباطي با نگراني شديد در مورد مشكلات واقعي زندگي ندارند.
- شخص، سعي در انكار و سركوبي اين افكار، تكانهها يا تجسمها نموده و يا با استفاده از بعضي افكار يا اعمال ديگر، سعي در خنثيسازي آنها ميكند.
- شخص ميداند كه افكار، تكانهها و تجسمهاي وسواسي، محصول ذهن خود اوست و از بيرون تحميل نميگردد. رفتارهاي اجباري با موارد دوگانه زير مشخص ميشوند: 1) رفتارها، مثل دست شستن، نظم و ترتيب، وارسي و يا اعمال ذهني مثل وردخواني، شمارش، تكرار لغات مكرر، كه شخص احساس ميكند در پاسخ به افكار وسواسي، در جهت خنثيسازي آنها و يا متابعت از اصول سختگيرانهاي كه بايد از آن پيروي كند، مجبور به انجام دادنش است.
2) اعمال ذهني يا رفتارها، كه به جلوگيري يا كاهش تشويش يا پيشگيري از حادثه و موقعيت تهديدكننده كمك ميكنند. در مورد قسمت دوم بايد بدانيم كه وسواسهاي فكري – عملي، وقتگير ميباشند و ميبايد در طي روز بيش از يك ساعت وقت بگيرند و نيز رفتارها و افكار وسواسي ناشي از بيماريهاي ديگر مثل سوء استفاده از مواد مخدر و داروها و بيماريهاي جسمي نباشد.
وسواس تا چه حد عموميت دارد؟
به نظر من وسواس يك اختلال شايع است. كتابها 3% جمعيت را مبتلا به وسواس ذكر كردهاند ولي من فكر ميكنم حداقل 10% جامعه ايران مبتلا به وسواس هستند. به دليل اينكه ملت ما، استرسهاي بزرگي را تجربه كرده وهر روز استرسهاي مزمني را تجربه ميكند. اكثريت مردم ما مردمي بياعتماد به آينده و مضطرب و نااميد به نتايج زندگي هستند. به همين دليل هم حتي افراد متمول براي كسب احساس ايمني از ايران خارج ميشوند و در فضاي كشورهايي قرار مي گيرند كه از سطح اجتماعي بالاتري برخوردار بوده و احساس ايمني بيشتري به فرد ميدهند. به نظر ميرسد احساس ايمني اساسي، نيازي پايه است و بايد مورد توجه سياستگذاران كشور قرار گيرد. انقلاب، جنگ و چالش هاي مداوم، گراني، رشوه، سوء مديريت و نظاير آن، ميزان اميد به زندگي را كاهش و زمينه كسالتهاي مختلفي از جمله وسواس را فراهم و آنگاه عموميت مييابد. من معتقد هستم 40% مردم ايران اختلال شخصيت وسواسي – اجباري دارند.
انواع وسواس
رفتارهاي وسواسي بسته به تعداد افراد ميتواند تنوع داشته باشد، مثلاً وسواس كندن مو، وسواس پاك گرداني، وسواس اردنگي زدن به عابرين يك بخش رواني و ...
لزوماً بروز يك يا همه رفتارهاي وسواسي، دليل بر وجود اختلال وسواس – اجبار نيست. به عبارتي وقتي از انواع اعمال اجباري در وسواس نام ميبريم، منظور افرادي هستند كه مبتلا به اختلال وسواس – اجبار بوده و فرايند چهار مرحلهاي آن را پشت سر ميگذارند. بنابراين ميتوان گفت چهار نوع عمل اجباري در وسواس وجود دارد:
- وسواس پاك گرداني
- وسواس تقارن
- وسواس شك و ترديد
- وسواس وارسي
كه بعضي از اشخاص ممكن است، نسبتي از چهار مورد ياد شده را داشته باشند.
عوامل اثر گذارنده در وسواس
- عوامل هيجاني مؤثر: هيجانهاي جنسي مهار شده يا تكانههاي جنسي، خشمهاي فرو خورده شده، عوامل افسردهساز، تغيير خلقهاي ناشي از تغييرات هورموني (زمان پريود)
- عوامل جسمي اثر گذار: نقص عضو يا كم تواني فيزيكي و مشكلات هورموني
- عوامل محيطي اثر گذار: خانواده، اطرافيان، اجتماع، آموزشها، القائات
از عوامل اثرگذار در شكلگيري وسواس شستشو
- نقصان يا فقدان صحيح در مورد قواعد مذهبي با بهداشتي در شستشو، رفع نجاست و رفع آلودگي
- دريافت آموزشها و القائات غلط
- تشويق شدن از جانب ديگران
- فعال بودن طرحوارههاي تداعيگر ترسهاي مذهبي
- شستشو به منظور تخليه هيجاني
- ابتلا به يك بيماري كه عواقب ناراحت كننده رواني براي فرد در پي داشته است (در مورد وسواس آلودگي)
- جابهجايي جبراني ناشي از احساس گناه با انجام برخي آداب مذهبي
- انجام شستشو به منظور زايش اثر يك انزجار بنيادي يا احساس گناه عميق (كه البته پشتوانه هر دو مورد ترس است)
وسواس تقارن
بيماراني كه درك عدم نظم و هماهنگي در محيط، باعث ناراحتي آنها ميشود و ناراحتي خود را از طريق مرتب كردن مجدد اشياء تخفيف ميدهند، نه از خود اين اشياء ميترسند و نه انتظار دارند كه عدم تقارن مزبور، فاجعهاي به دنبال داشته باشد، بلكه ناراحتي آنها به خاطر اين برداشت يا نظر خودشان است كه بعضي از انواع ترتيب يا قرار گرفتن محركهاي خارجي «نامناسب» است.
عوامل اثر گذار در شكلگيري وسواس تقارن
- داشتن شخصيت وابسته و انتقال وابستگي به اشياء
- وجود يك خلاء بزرگ دروني كه فرد ميكوشد با با تملك بر اشياء تا حدودي آن را جبران نمايد و با نظم بخشيدن به اين مايملك، آرام بگيرد.
- نظم بخشيدن جهت كسب اطمينان: گاهي فرد وسواسي براي اينكه مطمئن شود كسي به وسايل او دست نزده است، حساسيت خاصي نسبت به نحوه چيدن اشياء پيدا ميكند. در واقع او تقارن را به خدمت مشكل ديگري از وسواس ميگيرد.
- فرزندي كه پرورش يافته پدر يا مادر مبتلا به وسواس تقارن بوده است، به واسطه تداعي القاء شده توسط والدين در جريان به هم خوردن نظم اشياء، مضطرب شده مرتباً اقدام به منظم كردن مينمايد.
- نظم بخشي به منظور دريافت تشويق جدا شوند و تاييد جمعي (در مورد افرادي كه خلاء ارزشي دارند)
عوامل اثرگذار در شكلگيري وسواسوارسي
- ضعف شديد اعتماد به نفس
- رشد بيمارگونه انواع احساس گناه
- احساس مسؤوليت بيمارگونه كه ميتواند ناشي از يك جبران باشد.
- وجود انواع ترسها با پشتوانهي تحقير، سرزنش، طرد شدن، تهمت و ...
از عوامل اثرگذار در شكلگيري وسواسهاي فكري
- نقصان شديد پردازش اطلاعات صحيح
- وجود زمينههاي هراس در فرد
- درگيري با احساس گناه شديد و سعي در جبران آن
- داشتن خود رشد نيافته، يا درگير تعارضات شديد
- وجود خلاءهاي بزرگ دروني كه زاينده ترسها و اضطرابها در فرد هستند.
انواع پاك گرداني و شيوع آن در وسواس
پاك گرداني از جهت صدمهاي كه بر فرد وارد ميكند و نوع گسترش يا تمركز آن، به دو نوع پرخاشگرانه و منفعلانه تقسيم ميشود:
الف – پاكگرداني پرخاشگرانه: در اين حالت، فرد از مركز خود (بدن) شروع، و به صورت دايرههايي گسترش يابنده و رو به بيرون شروع به شستن ميكند. زيرا خود را منشاء آلودگي يا نجاست ميداند.
ب – پاك گرداني منفعلانه: در اين حالت، فرد وسواسي جهت آسيب را از بيرون به داخل دانسته در نتيجه از بيرون به درون پاك ميكند. و تعداد دايرهها از بزرگ به كوچك كم شده و نهايتاً با حمام يا شستن لباسهاي خود، خود را براي عمل اصلي كه در آن مشكل دارد (مثل نماز) پاك ميكند تا بدين وسيله نماز يا بدن او شرايط و استاندارد انعطافناپذير او را داشته باشد.
وسواس چند لايه دارد؟
وسواس هزار لايه دارد. وسواس دو رو دارد كه هر يك از دو رو، خود يك پوشش ظاهري دارد: پوشش ظاهري ترس.
ترس از چيزي كه واقعاً ترسناك نيست، مثل آلودگي و نجاست و بينظمي كه نتيجه آن رفع آلودگي، رفع نجاست و رعايت نظم و وارسي است. وسواس داراي چهار مرحله است:
- ترس، اين همان ترسي است كه نبايد وجود داشته باشد و واقعي نيست.
- فكر مزاحم
- اضطراب
- عمل اجباري، كه عمل اجباري دو بار در دو سمت خود دارد. سمت راست اطمينانبخش و سمت چپ، اجتنابي.
آن روي سكه وسواس، ترس واقعي زندگي است. كه فرد ممكن است با توجه به شرايط خود، ترسهاي متفاوتي را تجربه كند. مثلاً احساس ناايمني و ترس يك خانم براي اينكه احتمالاً زندگي زناشويي خود را از دست بدهد. احساس يك خانم وسواسي در اين باب كه بچهدار نشود، احساس يك خانم براي اينكه ممكن است توسط همسرش طلاق داده شود و نظاير آن در زندگي واقعي. ولي وقتي ميگوييم وسواس هزار لايه دارد. براي اين است كه در آن دو روي اصلي ترسناك وسواس، كارهاي بيشماري را بايد در روند درمان انجام داد كه هر كدام اگر يك لايه به حساب آيد، بيش از هزار لايه خواهد شد. از اين روست كه درمان وسواس بسيار سخت و طاقتفرساست. |