روانشناسی جامعه
روان شناسی به زبان ساده برای همه
 
 
 
Your Banner
Advertising

Your Banner
Advertising

Your Banner
Advertising
     
 
 
     
     
     
 

رزيلنس يعني توانايي برخورد با مشكلات
مترجم: مسعود ميرمهدي

در اين مقاله يكي از مباحث جديد روان‌شناسي تحت عنوان «رزيلنس» و «رزيلنت» مورد بحث قرار مي‌گيرد.
در علم روان‌شناسي، كلمه «رزيلنس» به معني استقامتگرايي و توانگرايي رواني در شخص مي‌باشد يعني توانمندي مقابله با مسايل مختلف زندگي، مانند بحران كاري، بحران‌هاي زندگي مانند بيماري، بيكاري طولاني‌مدت، از دست دادن عزيزي، جدايي و طلاق و موارد مشابه، بدون اين‌كه اين بحران‌ها زندگي فرد را تحت‌الشعاع خود قرار دهند. به عنوان مثال به بچه‌هايي رزيلنت گفته مي‌شود كه در شرايط سخت در محيط نامناسب اجتماعي (مانند فقر، اعتياد و خشونت) بزرگ مي‌شوند، ولي با وجود اين شرايط ناهنجار، افرادي مفيد و مثبت براي جامعه خواهند بود. به عبارت ديگر كساني كه در زر ورق بزرگ نمي‌شوند و با مسايل سخت زندگي مقابله كرده و بر آن‌ها غلبه مي‌كنند و در نهايت به فردي مفيد براي جامعه تبديل مي‌شوند.
به اين ترتيب، «رزيلنس» به معني گذر كردن ا‌ز بحران‌ها و شوك‌هاي روحي و رواني مي‌باشد، به عبارت ديگر، فاكتورهاي مهمي كه رزيلنس را باعث مي‌شوند، شرايط اجتماعي و اقتصادي افراد، توان و انرژي بيولوژيكي آن‌ها و نوع نگرش و ديدگاه آن‌ها در برخورد با مسايل مي‌باشد.
تفكر رزيلنس يا «استقامت دروني» در واقع از مشاهده چگونگي برخورد افراد با مسايل و مشكلات شخصي و اجتماعي ريشه گرفته است. روان‌شناسان در بررسي نوع واكنش افراد به مسايل و مشكلات زندگي، سه نوع رفتار اصلي را مشاهده كردند، اول افرادي كه آن‌قدر تحت تاثير مسايل قرار مي‌گيرند كه ديگر از اثرات آن رهايي پيدا نكرده و اين آثار منفي به صورت طولاني‌مدت در زندگي آنان تاثيرگذار مي‌شوند. دوم افرادي كه ظاهراً بعد از مدتي به خود مسلط شده و به زندگي عادي ادامه مي‌دهند، و‌لي بعد از مدتي تاثير منفي آن اتفاق به صورت بيماري روحي بر فرد ظاهر مي‌شود كه افسردگي، ميگرن و بيخوابي از جمله عوارض آن هستند. و اما گروه سوم كه پيش از اين به آن‌ها توجه چنداني نمي‌شد، افرادي هستند كه در مقابل عواقب اتفاقات نامطلوب و بحران‌هاي زندگي از نظر روحي و فيزيكي مقاومت نشان مي‌دهند، اگر‌چه شرايط آن‌ها نيز اصلاً ساده و راحت نبوده است.
تحقيقات رزيلنسي را براي اولين بار، روان‌شناسي آمريكايي از دانشگاه كاليفرنيا به نام «امي ورنر» پايه‌گذاري كرد. اين خانم و تيم كاري او در يك دوره آزمايشي به مدت 40 سال 700 بچه را مورد بررسي قرار دادند و به اين نتيجه رسيدند كه با وجودي كه 210 نفر از اين تعداد در شرايط بسيار سخت خانوادگي و اجتماعي بزرگ شدند، بيش ا‌ز يك سوم آن‌ها توانستند در جامعه به موقعيت خوبي برسند، با كمال تعجب عمل خلافي از آن‌ها سر نزد و حتي فرزندان ايشان نيز داراي پيشرفت‌هاي چشمگيري‌ در جامعه بودند. از انجام اين آزمايش‌ها و بررسي‌ها چنين نتيجه‌گيري شد كه:
1ـ اين نظريه كه افرادي كه در فقر بزرگ مي‌شوند به جايي نمي‌رسند و افرادي بي‌خاصيت مي‌شوند كاملاً اشتباه و غير مستند مي‌باشد.
2- فرد، رفتار رزيلنس را، نه با وجود شرايط نابسامان، بلكه به خاطر زيستن در آن شرايط از خود نشان مي‌دهد. (يعني شرايط نابسامان زندگي، بستري براي رشد رزيلنس است)
براي روشن‌تر شدن اين مفهوم، به ارائه تعاريف ديگري از اين لغت مي‌پردازيم:

  • رزيلنس يعني توانمندي مقابله با غم و غصه و نگراني، و نه تسليم شدن در مقابل آن‌ها و منفجر شدن به خاطر آن‌ها
  • رزيلنس يعني توانايي دفاع كردن از خود و پذيرش مسؤوليت رفتار خود
  • رزيلنس يعني توان غلبه بر سختي‌ها و مسايل زندگي و ايمان به خود
  • رزيلنس يعني قدرت قبول شكست و ناكامي و گرفتاري
  • رزيلنس يعني توانايي بهبود زخم‌هاي روحي خود
  • رزيلنس يعني خواستن زندگي و زنده بودن (بقا)
  • رزيلنس يعني داشتن علم و توانايي مقابله و برخورد با مسايل و بحران‌ها
  • رزيلنس باعث مي‌شود كه شما هر روز صبح در آينه، چهره خوب و خوشحال خود را ببينيد، نه چهره خشمگين و عصباني!

در اين راستا، برخي از قابليت‌هايي كه انسان را در رسيدن به رزيلنس ياري مي‌دهند عبارتند از:
توانايي برقراري ارتباط با ديگران، داشتن انگيزه شخصي، ايمان و اعتقاد، استقلال، اميد، خلاقيت، دورنگري، قدرت تصميم‌گيري، مصمم بودن براي رسيدن به اهداف، شهامت، حس مسؤوليت‌پذيري، صداقت، تفاهم، واكنش و عكس‌العمل.
مفهوم رزيلنت: همان‌طور كه قبلاً اشاره شد، «رزيلنت» به شخص يا اشخاصي گفته مي‌شود كه در مواقع بحراني به خود و اعصاب و روان خود مسلط مي‌باشند (خون سرد مطلق) و در مقابل مسايل (موارد رزيلنت) استقامت دارند، متزلزل نشده، محكم مانده و نااميد نمي گردند نيز خيلي زود در مقابل مشكلات تسليم نشده و از پا در نمي‌آيند. يعني به توانايي رزيلنس، (استقامتگرايي و پايداري) رسيده‌اند.
روان‌شناسان گمان ‌دارند كه رزيلنس تا حدي نوعي توانايي مادر زاد يا خدادادي مي‌باشد، ولي آن‌ها نيز بر اين ايمانند كه مي‌توان آن را در هر سني «فرا گرفت».
بهترين زمان فراگيري «رزيلنس» دوران بچگي (شروع از مهد كودك) و نوجواني مي‌باشد (اين مورد به صورت جداگانه و مفصل مورد تحليل قرار خواهد گرفت). البته در سنين بالاتر نيز مي‌توان در هر زماني اين توانمندي را تجربه و فراگيري كرد. براي اين منظور روش‌هاي زير توصيه مي‌گردد:

  • يافتن الگوهاي رزيلنس: اين الگوها – افراد رزيلنت – مي‌توانند سرمشق مناسبي باشند، براي مشاهده اين‌كه اين‌گونه افراد  چگونه به دشواري‌هاي زندگي خود مسلط شده‌اند! به عنوان مثال مي‌توان از هنرپيشه معروف كريستوفر ريوز، نام برد، كه بعد ا‌ز يك حادثه اسب سواري قطع نخاع و فلج كامل شد. او در ابتداي تجربه‌ي بيماريش بسيار نااميد بود و حتي قصد خودكشي داشت، ولي بحران خود روحي را با موفقيت پشت سر گذاشت و با تلاش بي‌وقفه توانست دوباره كمي راه برود و در نهايت بر اثر سكته در گذشت. وي بعد از بيماري، خود را وقف بيماران فلج و حمايت از آن‌ها كرد.
  • قبول بحران‌هاي زندگي: ترس‌ها، دردها و غم‌ها مي‌توانند آنقدر ناراحت كننده باشند كه انسان بيشتر تمايل به انكار آن‌ها داشته باشد، ولي اين‌ كار نادرستي است. به جاي اين عكس‌العمل غيرمعقول يا توسل به روش‌هاي ناكارآمد مانند استفاد‌ه از مواد مخدر مانند دارو، الكل و يا خود را غرق در كار نمودن، بهتر است كه فرد به خود زمان بدهد و سنجيده عمل نمايد. فرار از مسايل راه حل مناسبي نيست، بلكه تنها روش مناسب و سودمند، بر خورد و مقابله با مسايل و مشكلات، در آرامش كامل مي‌باشد.
  • دنبال راه حل گشتن: در برخورد با حوادث غيرقابل پيش‌بيني معمولاً به‌طور ناخودآگاه، نوعي تمايل به «حس همدردي با خود» مشاهده مي‌گردد. در اين‌گونه مواقع بهتر است به جاي اين‌كه دايماً از خود بپرسيد «چرا اين قسمت من بود»، بهتر است كاري بكنيد كه به وضعيت پيش آمده مسلط شويد و سپس به دنبال يافتن راه حل مناسب باشيد.
  • كمك گرفتن از ديگران: صحبت كرد‌ن با ديگران هميشه راه‌گشا و آرامش‌بخش است. متاسفانه دربرخي فرهنگ‌ها مثل كشور خودمان، تمايلي به در ميان گذاشتن مسايل با ديگران وجود ندارد، به خصوص در مورد مسايل شخصي و خانوادگي، با اين وجود كارشناسان پيشنهاد مي‌كنند (بهتر است در اين گونه موارد با كساني كه قادرند راهنما و مشاور خوبي باشند و اصولاً از مشكلات فرار و يا تنها با انسان همدردي نمي‌كنند، به مشورت و صحبت نشست.)
  • اميدوار بودن و اميدوار ماندن: در مواجهه با بحران‌هاي جدي داشتن اين باور خيلي مؤثر است «كه مسايل دير يا زود، تكاملي مثبت خواهند داشت.» البته به اين منظور كه بايد «خوش‌بين» بود و نه «ساده دل» و «خيال‌پرداز».، چرا كه واقعيت‌ها را بايد پذيرفت، و نه اين‌كه از آن‌ها فرار كرد. بايد قبول داشت كه هر تجربه بد گذراست و زندگي، روي بهتر خود را هم نشان خواهد داد.
  • تنها خود را مقصر ندانستن: احساس گناه كردن در مواقع ناهنجار زندگي، ا‌مري بديهي است اما لازم نيست با سرزنش بي‌وقفه خود را آزار و اذيت كرد. يك راه حل منطقي خروج از هر بحران اين است كه تقصير را فقط در خود جستجو نكرد بلكه نقش ديگران را هم در پيش آمد‌ها در نظر داشت.
  • جستجوي علت: پيش‌آمد را مي‌توان به عنوان يك شانس براي به دست‌ آوردن تجربه‌اي جديد پيشرفتي تازه تلقي نمود به شرط اين‌كه موفق شويم براي خود هدفي تعريف كرده و به «آينده‌ي بهتر» فكر كنيم. داشتن اين نوع ذكاوت كمك بزرگي در كنار آمدن با بحران‌ها خواهد بود.
  • پيش‌بيني كردن و آمادگي مقابله داشتن: هيچ چيزي در زندگي بديهي و عادي نيست. هميشه بايد از پيش به وقوع يك اتفاق فكر كرد و در ذهن آن را در نظر داشت، مثلاً ممكن است براي يكي نزديكان حادثه‌اي پيش آيد و يا وجود امكان بروز بيماري ورشكستگي و غيره، (عاقلانه اين است كه هميشه از پيش تدبيري براي برطرف كردن ا‌ين‌گونه مشكلات احتمالي انديشيده باشيم.) به اين ترتيب در برخورد با هر حادثه پيش‌بيني نشده، فرد كاملاً جا نمي‌خورد و شوكه نمي‌شود و آرامش خود را از دست نمي‌دهد.

 در پايان لازم به توضيح است كه در اين مقاله به مواردي اشاره شد كه ممكن است در آن جاي شك و ترديدي آن باشد، مانند اين‌كه روان‌شناسان گمان دارند كه رزيلنس «خدادادي» مي‌باشد و يا مبحثي كه در مورد تقصير آمد. ولي نهايتاً بحث «رزيلنس» و نحوه برخورد با مسايل در اين روش مي‌تواند راهگشا بوده و كمك‌ خوبي به تغيير نگرش و داشتن برخورد مناسب با مسايل باشد.

 

 
     
     
Your Banner
Advertising

استفاده از کلیه مطالب با ذکر منبع بلامانع است.                     طراحی وب سایت با حداقل قیمت و حداکثر کیفیت