سلامت رواني، سرمايه اصلي هر ملت است
عليخاني
ما امروزه در مورد سلامت رواني زياد صحبت ميكنيم و ميخواهيم بدانيم كه افراد و جامعه چه كارهايي را بايد جهت ايجاد يك فضاي سالم براي يكديگر انجام بدهند. به راستي سلامت رواني چيست؟ اگر از هر كسي اين سئوال را بپرسيم به احتمال زياد در مورد سلامت – بيماري رواني صحبت خواهد كرد. اما به عقيده بسياري از محققان سلامت رواني چيزي بيشتر از سلامت – بيماري رواني است. بهداشت رواني، سلامت رواني، خوبي رواني، همگي اصطلاحاتي هستند كه براي توصيف نبود بيماري به كار گرفته ميشوند. بسياري از متخصصان سلامت رواني را به عنوان يك پيوستار در نظر ميگيرند. دكتر ويليام گلسر – پزشك متخصص و روانپزشكي كه در كار مشاوره و درمان صاحب نام است – در كتابش با عنوان سلامت رواني يا بيماري رواني علم بهداشت رواني را به صورت برقراري فقط سلامت در نظر ميگيرد، ولي سلامت رواني را به عنوان يك موجوديت كاملاً مستقل از بيماري رواني تعريف ميكند. سلامت رواني درواقع تعادل بين جنبههاي مختلف زندگي جسماني، اجتماعي، روحي، معنوي و هيجاني است.
اهميت سلامت رواني
سلامت رواني براي ما سرزندگي و حيات به بار ميآورد. ما نياز داريم تا فعالانه زندگي خود را هدايت كرده، اهدافمان را ارتقاء داده و با ديگران به صورت احترامآميز تعامل برقرار كنيم. سلامت رواني به صورت مثبت بر زندگي ما اثر ميگذارد و حمايت ما را نسبت به استرس، اضطراب و برخي از اشكال افسردگي كاهش ميدهد. در حقيقت سلامت رواني، منبع بسيار اساسي براي خوب زندگي كردن ما به حساب ميآيد و براي سلامت بودن و ايجاد روابط شخصي خوب و لازم و ضروري است.
اهداف ارتقاي سلامت رواني
چنانچه ما در محيطهاي ناراحت كننده بدون دسترسي به منابع و شبكههاي حمايتي زندگي كنيم سلامت رواني ما حتماً آسيب خواهد ديد. اگر ما در محيطهاي حمايتكننده و سالم زندگي كنيم حتماً ميتوانيم به منابع حمايتي دسترسي بيشتري داشت باشيم و احساس پيوند با جامعه را در خود به وجود آوريم. ما همگي نيازمند داشتن مهارتهاي سلامت رواني هستيم.
تحقيقات نشان ميدهند كه فقط سلامت رواني مستلزم رعايت چندين نكته ميباشد:
- توجه به سبك زندگي: چنانچه ما نسبت به زندگي خود بيش از اندازه يا بسيار كم حساس باشيم در آن صورت ممكن است كه از مشكلات سلامت رواني رنج ببريم. ما بايد بتوانيم بين كار و مطالعه، آسودگي و فراغت، تعادل خوبي را برقرار سازيم.
- تماس اجتماعي: برقراري تماس با كساني كه در خانه، محل كار و مدرسه با ما همراه هستند، مثل اعضاي باشگاه، به ما كمك ميكند تا تعاملات اجتماعي برقرار كرده و آن را گسترش دهيم.
- بررسي زندگيمان از لحظهاي به لحظهاي ديگر: اين مسئله مستلزم در نظر گرفتن آمال و اهداف در زندگي و گامهايي ميباشد كه براي رسيدن به آن برميداريم. مشكلات ما زماني به وجود ميآيند و افزايش پيدا ميكنند كه ما نسبت به زندگي خود احساس ناخرسندي و نارضايتي داشته باشيم.
- آگاهي از نحوه تعامل ذهن و بدن: همانطور كه حالت و وضعيت سلامت رواني ما ميتواند بر سلامت جسماني ما اثر داشته باشد، عكس اين امر نيز صادق است. چنانچه برنامه غذايي، خواب و فعاليت ما مورد بيتوجهي و غفلت واقع شوند يا به صورت ناكافي باشند، نه تنها بر بدن بلكه بر روي ذهن و روان ما اثرات قابل ملاحظهاي را خواهند داشت.
- داشتن كسي در زندگي كه بتوانيم به او اعتماد كنيم: ما بايد بتوانيم مشكلات و نگرانيهايمان را با كسي چون يك دوست، معلم يا اعضاي خانواده در ميان بگذاريم.
- آگاهي نسبت به چيزهايي كه ميتوانندمورد غفلت واقع شوند: ما بايد نسبت به اين امور آگاه باشيم. واقعيت اين است كه خستگي و تحريكپذيري چنانچه مورد بيتوجهي واقع شوند ممكن است به استرسهاي شديدي منجر بشوند.
- برداشتن به موقع گامهايي براي حل مشكلات: همه ما بايد قادر باشيم در صورت لزوم گامهاي مؤثري را جهت حل مشكلاتمان برداريم.
مجمع گروهي مديران در پيام روز بهداشت جهاني به اهميت سلامت رواني توجه ميكنند:
هري هولكيز (2001) در روز هفتم آوريل كه سازمان بهداشت جهاني آن را به عنوان روز بهداشت جهاني در نظر گرفته است اظهار ميدارد: امسال سازمان بهداشت جهاني موضوع بسيار مهمي را مطرح ساخته است:
سلامت رواني و نبرد در برابر برچسبهايي كه ناشي از مشكلات سلامت رواني ميباشند. بنابراين ما بايد اين مسئله را براي هميشه متوقف ساخته و قادر به درمان باشيم.
از جهت اهميت سلامت رواني در مقام دوم پس از سلامت جسماني قرار دارد وزراي بهداشت اتحاديه اروپا امسال نيز در پاسخ به اهميت اين مسئله اعلام كردند كه بدون سلامت رواني هيچگونه سلامتي وجود نخواهد داشت. چرا كه سلامت رواني مثبت براي بهزيستي افراد پيش نياز ميباشد و سرمايه اصلي هر ملت به حساب ميآيد و لازم است كه در سياستهاي بهداشتي ملي از اهميت و مرتبه والايي برخوردار باشد.
دكتر براندلاندت، توجه متخصصان را به سمت موضوعاتي كه بر روي سلامت رواني اثر ميگذارند جلب مينمايد. به عقيده او صلح و رهايي از تعارض، عوامل تعيينكننده بسيار مهمي براي سلامت رواني محسوب ميشوند. فقر و تنگدستي، بيماري و سلامت با همديگر در تعامل هستند. بنابراين مبارزه بر عليه فقر با كمك و ابزارها و امكانات موجود با مبارزه جهت به دست آوردن سلامت رواني برابر و يكسان ميباشد. |