روانشناسی جامعه
روان شناسی به زبان ساده برای همه
 
 
 
Your Banner
Advertising

Your Banner
Advertising

Your Banner
Advertising
     
 
 
     
     
     
 

پيري خطايي بيش نيست
راهنماي زندگي سالم با طب آيورودا
برگردان :‌هايده قلعه بيگي

درست است كه همه ي آدم‌هاپير مي‌شوند ولي ضرورت اين امر هرگز ثابت نشده است . مي‌توان زندگي كرد و پير نشد چنان كه در سرتاسر طبيعت هرگز اين موضوع مشاهده نشده است. به‌عنوان مثال: پروتون، نوترون، الكتريسته، نيروي جاذبه و... هرگز پير نمي‌شوند و قدرت شان كم نمي‌گردد.
يعني مي‌توان گفت در سطح كوانتومي‌طبيعت«پيري» وجود ندارد.
كوانتوم چيست؟
بدن همه‌ي ما از كوانتوم تشكيل شده است . كوانتوم كوچك ترين واحد ماده يا انرژي است . چيزي حدود 100-10 ميليون بار كوچك‌تر از كوچك ترين اتم‌ها. در اين سطح ماده و انرژي قابل تبديل به يكديگرند . زيربناي وجود بدن ما نيز «كوانتوم» است.
DNA بدن انسان از 600 ميليون سال پيش تا كنون كوچك ترين تغييري نكرده و هميشه به همان شكل قبلي باقي مانده است.
يك خرچنگ ، يك گوريل يا يك دايناسور از نظر ظاهر باهم متفاوتند اما تمام آن‌هااز زنجيره‌هاي بي پايان DNA تشكيل شده اند و هميشه به همان شكل بوده و خواهند بود.
مي‌شود چنين تصور كرد كه تار و پود زنجيره‌هاي DNA مانند تارو پود يك پارچه قديمي‌از هم خواهد گسست. مي‌دانيد كه نيروهاي زيادي بر عليه ادامه بقاي DNA در كار است نيروهايي مانند فرسايش فيزيك ، موتاسيون يا جهش ، تهاجم انواع ميكروب‌هاو ... اما DNA هميشه پايدار و استوار باقي مي‌ماند و بر تمامي‌اين نيروها غلبه مي‌كند . در تمامي‌عمر DNA كوه‌هافرسوده مي‌شوند و تبديل به تپه‌هاي كوچكي مي‌گردند اما خود DNA حتي به اندازه  ميلي متر هم فرسوده نشده و تغيير نمي‌كند.
آيوروداماها ريشي براي تمامي‌ذرات عالم شعور قائل است و معتقد است اگر شعور دروني DNA آن چنان قوي و نيرومند است كه در تمام دوران‌هاو زمان‌هابرگذشت زمان غلبه مي‌كند، پس پيري هم يك روند منطقي و طبيعي نيست.
سئوالي كه آيورودا از ما مي‌كند اين است كه «آيا بايد پير شويم؟»
هنديان قديم كه به داشتن طول عمر بالا شهرت داشته اند، پيري را ناشي از خطا و اشتباه عقل مي‌دانستند. بزرگ ترين اشتباه انسان اين است كه خود را منحصر در بدن فيزيكي خود بداند. رسيدن به طول عمر مستلزم از بين بردن اين فكر اشتباه است . بايد به جاي توجه به بدن فيزيكي، هويت خود را با بدن كوانتوم مكانيكي خود تعيين كنيم و بيشترين توجه را به اين قسمت بدن خود معطوف داريم. اگر بتوانيم ذهن خود را به سطحي برسانيم كه فراسوي سن باشد، در اين صورت بدن نيز آهسته تر پير خواهد شد، زيرا وقتي ذهن از سطحي ديگر به جسم فرمان دهد، جسم نيز اطاعت خواهد كرد.

آيورودا بر باور ما تأثير مي‌گذارد و بگذاريم چنين كند.
اگر خود را از فكر پيري آزاد كنيم، در واقع از اين روند آزاد خواهيم شد، چيزي كه هنوز هم در جهان غرب ناشناخته مانده است.

پيري در مقابله با شفا:
فرايند پيري آن چنان پيچيده است كه حتي تعيين ماهيت واقعي آن نيز دشوار است . دريا را تصور كنيد دريا را هزاران موج مي‌سازد اما خود، يك پديده واحد است و يا يك نيروي واحد به حركت در مي‌آيد. اين امر در مورد انسان نيز صادق است؛ امواج مانند دردها، عضله‌ها، خطور دور چشم، خطوط دور دهان، كاهش اندك فشار خون، كاهش ديد، كاهش شنوايي و بسياري چيزهاي ديگر اقيانوس وجودي انسان را مي‌سازند، اما تمام اين‌هابا يك نيروي واحد به حركت در مي‌آيند و اين پديده همان «ذهن آدمي» است.
آيورودا به ما توصيه مي‌كند كه  نبايد اجازه دهيم پيري ما را اغفال نمايد.
پيري يك «پديده واحد» است ، يعني فقدان شعور باطني و مي‌دانيم كه شفا يعني توانايي شعور براي خود – ترميمي.
پيري نقطه مقابلاين توانايي است. يعني فراموشي تدريجي اين كه چگونه خطاهاي خود را ترميم و اصلاح كنيم.

پيري شفا
(فقدان شعور باطني)                           توانايي شعور براي (خود- ترميمي)

سلول‌هاي يك نوزاد را مجسم كنيد سلول‌هاي تازه و شاداب و نو در مقايسه با آن سلول‌هاي يك فرد بالغ، سلول‌هايي در هم كوفته و مستعمل و تيره و پر از لكه .
بنابر اين ناگزير به اين نتيجه مي‌رسيم كه نوعي صدمه ي نامرئي در كار است. به طور مثال يك شريان را در نظر بگيريد. مانند يك لوله پلاستيكي ، نو، نرم و شفاف و سفيد رنگ است اما در واقع اين شريان ، اجتماعي از سلول‌هايي است كه به هم پيوسته اند و وظيفه‌اي دارند و آن عبارت است از تشكيل يك شاهرگ اين سلول‌هادر مقايسه با يك سلول جراحي پلاستيكي يك وظيفه ساده را بر عهده ندارند. شاهرگ‌هاي ما در مقابل هر آن چه براي ما روي مي‌دهد واكنش نشان مي‌دهند (برخلاف يك شلينگ لاستيكي) و اين واكنش فعالانه و شعورمند است.
بر اساس نظريه زيست شناسان يك سلول آن قدر تقسيم مي‌شود كه پس از تقريباً 50 بار تقسيم عمر آن به پايان مي‌رسد اما اين نظريه كاملاً نادرست است. اين سلول در طي اين 50  تقسيم تجاربي را اندوخته و آن چه را كه برايش پيش آمده به ياد مي‌آورد. اگر شعور سلول نابود شود، سلول تجارب اندوخته شده خود را از دست مي‌دهند اما گر سلول شعور خود را حفظ كند، مي‌تواند بدون متلاشي شدن يا پوسيدگي در همه اوقات سالم و شاداب بماند.
هر يك از شاهرگ‌هاي ما حاوي همان DNA مي‌باشد كه شاهرگ‌هاي انسان دوران پارينه سنگي بود. يعني در طي 50 هزار سال DNA همان بوده كه هست و همان علمكرد را دارد.
تا زماني كه كار بازسازي و نوآفريني سلول بدون عيب و نقص و خطا انجام شود، مرگي در كار نخواهد بود، اما در بعضي موارد اين عيب و نقص و خرابي در مدت كوتاهي پيش مي‌آيد. مثلاً در سن 12 سالگي ظاهر يك شاهرگي شديداً دگرگون شده، بي‌نظمي‌هايي در آن مشاهده مي‌شود. يك متخصص با نگاهي به اين شاهرگ و سلول‌هاي آن نشانه‌هاي بي چون و چراي پيري را مشاهده مي‌كند. هم چنان كه اگر يك سرخرگ پير را دست بزنيد، به سفتي و سختي يك استخوان خواهد بود. اين سرخرگ پير به ما نشان مي‌دهد كه در جايي خطايي به وقوع پيوسته است. حال چگونه مي‌توان تفاوت بين بي مرگي DNA و سستي و ناپايداري عمر انسان را درك كرد.
واقعيت اين است كه اين دو تفاوت بسيار به هم نزديك ترند.
در حقيقت بين ما و DNA ما هيچ فاصله فيزيكي نيست و آن چه هست غيرفيزيكي است.
آيورودا معتقد است كه سلول‌ها فقط توده‌اي فيزيك از مولكول نيستند بلكه سلول‌هاتوده‌اي از دانش هستند و بايد بدانيد كه دانش حركت دارد و پوياست . يك شكل بي روح وجامد و فيزيكي نسبت بلكه شكلي زنده از فعل و انفعال متقابل دائمي‌بين ما و سلول ماست.
تصور كنيد كه در بدن حدود 50 تريليون سلول وجود دارد كه به شكل مجموعه‌اي است كه از آنزيم‌ها، پروتئين‌ها، اسيدهاي امينه و ... تشكيل شده است. اين مجموعه نمايش باور نكردني تبديل وحدت به كثرت است يعني يك بدن و تمام فعاليت‌هاي متعددي كه سلول‌هاانجام مي‌دهند.
در سال 1978 عده‌اي از پژوهشگران تحقيقي انجام دادند و به اين نتيجه رسيدند كه انجام T.M. روند پيري را معكوش مي‌كند. پژوهشگران دو نوع سن را براي انسان در نظر گرفتند:

  1. سن زماني
  2. سن بيولوژيكي

سن بيولوژيكي ميزان واقعي پيري در سلول‌هاي يك فرد است. به هر حال آنان به اين نتيجه رسيدند كه سن بيولوژيكي افرادي كه T.M. انجام داده بودند بسيار كمتر از سن زماني آن‌هااست. حتي خوردن نوع غذا هم تأثير زيادي در اين مورد نداشت. بعدها مطالعاتي مشابه در انگلستان صورت گرفت و صحت نتايج فوق تأييد شد.
آيورودا هيچ روش خاصي را براي «طول عمر» در بر ندارد. زيرا تمام برنامه‌هاي پيشنهادي آن اعم از رژيم‌هاي غذايي، تمرينات منظم يوگا، برنامه منظم روزانه، پرداختن به مديتيشن و ساير تكنيك‌ها آن همگي در خدمت سلامتي و افزايش طول عمر است.
با رعايت اين راهكارها، مي‌توان بدن از كار افتادگي و ابتلاء به بيماري، به طول عمر دست يافت. آيا مي‌توان ثابت كرد كه در پيروي از اين كارها ، جوان تر مي‌شويم؟ با اين كه اين نكات و دستورالعمل‌ها بسيار ساده هستند، اما احساس شادي و سلامتي معيار خوبي از «جواني» است. «زنده دلي» يكي از مشخصه‌هاي طول عمر محسوب مي‌شود.
هم‌سازي با طبيعت:
در آيورودا عبارت «هم سازي با طبيعت» مفهومي ‌بسيار دقيق دارد. به اين معنا كه بر اين كه از بدن خود كاملاً بهره برده و استفاده نمائيد، لزومي‌ندارد يك روش افراطي را اتخاذ نمائيد. بدن شما داراي شعور است و در سطح كوانتومي ‌از آن چه دقيقاً بدان نياز دارد، آگاه است.
يعني آگاهي نسبت به كوچك ترين اتم‌هايا مولكول‌هاي  غذايي، خفيف ترين ميزان تنفس و ناچيزترين اقدامات. آن چه كه تاكنون در مورد نوع غذاها و انجام تمرينات آموخته ايد ، شما را در راه هم‌سازي با طبيعت كمك خواهد كرد. چيزي كه بيشترين اهميت را دارد . گوش فرا دادن به ژرف‌ترين سطح طبيعت وجودي خويش است.
با اين كه در رابطه با هر تصميم و هر نيازي، ذهن گزينه‌هاي متعددي را تشخيص مي‌دهد، اما بدن تنها به يك گزينه اشاره دارد و آن مورد براي بدن ما بهترين خواهد بود . البته گاهي باعث بروز تعارضاتي در درون فرد مي‌شود، مانند نياز به كشيدن سيگار و آگاهي از مضرات آن، پرخوري و آگاهي از مضرات آن و مي‌دانيم كه ستيز با اين تضادها بي ثمر است. بارها در زندگي به افرادي برخورده‌ايم كه از مشكل چاقي رنج مي‌برند، اما تلاش موفقيت‌آميزي از آن‌هاسر نمي‌زند تا در نهايت به عمل جراحي پناه مي‌برند.
آيورودا راه حل ساده‌تري را پيشنهاد مي‌كند. به جاي تلاش بي نتيجه و زحمت بي‌اثر، امكاني فراهم مي‌آورد تا ما بتوانيم با خواستگاه تمايلات خويش تماس برقرار كنيم.
طبيعت، آن چنان ما را ساخته است كه ذهن- بدن به طور غريزي ، آگاهي دارد كه چه چيزي مورد نياز بدن مي‌باشد.

توصيه‌هايي كه آيورودا در اين مورد به ما مي‌كند:

  1. مصرف غذايه آلوده و آب خالص، اجتناب از تماس با سموم ، برخورداري از خواب كامل شبانه، براي رسيدن به جنبه‌هاي روشن و شاداب ذهن استراحت كافي لازم است.
  2. گاهي اوقات خود را در فضا باز و در آغوش طبيعت قرار دهيد. در جنگل يا ساحل يا كنار رودخانه يا باغ پياده‌روي كنيد. به صداي باد، زمزمه شاخ و برگ درختان و آواز پرندگان گوش بسپاريد.

همگي اين اقدامات، حواس را پاك كرده و انسان را به منشأ خويش در طبيعت باز مي‌گرداند. همچنين پروراندن احساسات مثبت و ايجاد روابط مستحكم جنبه حياتي دارند . كمبود عشق و علاقه در زندگي نيز مي‌تواند آسيب جدي به روح انسان وارد سازد.
همچنين راهنمودهايي كه با با گذشت زمان به مرحله آزمايش در آمده و مورد تأييد قرار گرفته اند باعث رسيدن به آرامش ناب و در نتيجه همگرايي با طبيعت مي‌گردد:

  1. در مقابل همه افراد خوش رويي نشان دهيد و بردبار باشيد.
  2. پيش از اقدام به هر كاري، جنبه‌هاي عقلاني آن را بسنجيد و براساس انگيزه‌هاي آني عمل نكنيد.
  3. حتي اگر حق با شماست، از بروز خشم و انتقاد از ديگران خودداري نمائيد.
  4. هر روز زماني را به استراحت ، بازي، شوخي و صحبت با يك مصاحب خوب اختصاص دهيد.
  5. صبح‌ها، با طلوع آفتاب از خواب بيدار شويد، هنگام عصر منظره غروب آفتاب را تماشا كرده و در مهتاب قدم بزنيد. به ويژه هنگام بدر كامل ماه.
  6. غذاهاي سبك و طبيعي بخوريد.
  7. نسبت به ديگران سخاوتمند باشيد به اطرافيان خويش هديه دهيد و با ستايش از آنان، صفات خوبشان را يادآور شويد. بگذاريد ديگران از بزرگي و خصوصيات خوب شما سخن بگويند نه خود شما.
  8. از ديدگاه يك آيورودا، همه روابط بين افراد فرصتي براي سخاوتمندي و گشاده‌دستي است. درست مانند طبيعت كه همواره به ميزاني فراهم مي‌آورد كه نيازهاي افراد رفع گردد.

آن گاه كه اين گشاده دستي و اعتماد شكوفا گردد، ديگر هيچ موردي وجود نخواهد داشت كه باعث هراس فرد از زندگي گردد. اين فرد هميشه همه جيز را از زندگي دريافت مي‌كند و مي‌تواند اجازه دهد كه بدون اعمال فشار، زندگي جريان طبيعي خود را داشته باشد.

 

             

 
     
     
Your Banner
Advertising

استفاده از کلیه مطالب با ذکر منبع بلامانع است.                     طراحی وب سایت با حداقل قیمت و حداکثر کیفیت