با طبيعت مديتيشن كنيد
خانم شادبخش
ما در دنياي معاصر، خود را از طبيعت جدا كردهايم. طبيعت تبديل به چيزي شده غير از ما كه شايد گاهي آن را ببينيم، شايد كمي متوجهش شويم و بخواهيم بررسياش كنيم و بدتر از همه اين كه غالباً فقط در صدد بهرهبرداري از آن هستيم. آنچه از به خاطر آوردنش ابا داريم، اين است كه هر چقدر هم خود را در پس دنياي صنعتي و متمدن پنهان كنيم، همواره جزيي از طبيعت هستيم. هر چه براي ما رخ دهد، در طبيعت نيز انعكاس مييابد و هر چه براي طبيعت اتفاق افتد، پيامد آن به ما نيز باز ميگردد.
به همين علت، تلاش در جهت درك زبان طبيعت و برقراري ارتباط با آن، حايز اهميت فراواني است.
طبيعت، دوست است، آموزگار است، مادر است و مهمتر از همه اين كه يكي از اصليترين راههايي است كه انسان ميتواند از طريق آن دريابد خداوند چه ميگويد. همه چيز در طبيعت داراي معنا و مفهوم ويژه و منحصر به فردي است. شايد اين مفهوم هميشه واضح نباشد و ممكن است به سطوح مختلفي از زندگي ما مربوط شود اما هر چه را كه تجربه ميكنيم، براي ما اهميت و مفهومي خاص در بر دارد.
متاسفانه در دورهاي زندگي ميكنيم كه در آن اغلب مردم از دنياي طبيعي جدا شدهاند. در يكي از بررسيهاي اخير دانشمندان،مشخص شده كه يك فرد عادي به طور متوسط كمتر از 1 ساعت در 10 روز را در طبيعت و فضاي باز به سر ميبرد. غالباً چنان در شتاب و تكاپوي زندگي مدرن غرق شدهايم كه ارتباط خود با طبيعت و به دنبال آن، قدرت درك شگفتيهاي زندگي را از دست دادهايم. واقعاً از يادمان رفته است كه كمبود اعجاب و شگفتي ميتواند به اندازه كمبود غذا آزارمان دهد. اين اعجاب و شگفتي را طبيعت در هر لحظه به ما ارزاني ميدارد. زيبايي حيات وحش ما را سرشار از بهت و شفگتي ميكند و قلبمان از هيجان به طپش درميآيد، نفسمان در سينه حبس ميشود، نبضمان تند ميزند و حس ميكنيم دوباره جزيي از طبيعت شدهايم و ميتوانيم تا ابد در آغوش آن زندگي كنيم ...
تمرين افزايش ارتباط با دنياي طبيعي پيرامون
اين مهم است كه بياموزيم به طريقي متفاوت با طبيعت ارتباط برقرار كنيم. برخي اوقات چنان خود را در لايههاي مختلف ميپوشانيم و پنهان ميشويم كه قابليت تجربه كردن را از دست ميدهيم و گاهي چنان زندگي پرجنب و جوشي را در پيش مي گيرم كه فراموش ميكنيم چگونه ظرايف آن را نظاره كنيم.
تمريني كه اكنون ميخواهيم دربارهاش صحبت كنيم، مي تواند ميزان حساسيت حواس و آگاهي ما را نسبت به طبيعت و ساكنان آن يعني نباتات، حيوانات و كاني ها افزايش دهد و ارتباطاتمان را با كل عالم طبيعي توسعه بخشد.
حرف اوليه اين تمرين «مشاهده و آموختن» است. فرد به مكاني كه آن را خوب ميشناسد يا احساس ميكند به سوي آن كشيده ميشود ميرود، مثلاً دامنه يك تپه، يك چمنزار يا جنگل يا يك بركه و در آنجا در وضعيتي آرام استقرار مييابد. اگر تازه واردي موجب برآشفتگي حيات وحش اطراف شده باشد، صبورانه منتظر ميشود تا همه چيز به حالت عادي بازگردد و سپس مهياي آموختن از طبيعت ميشود.
اگر قصد داريم اين تمرين را به درستي انجام دهيم، بايد اجازه دهيم تا مكان، ما را انتخاب كند. بايد بگذاريم حس غريزيمان براي تعليم گرفتن به مكاني مناسب هدايتمان كند و بهتر است به حس خود اعتماد كنيم. وقتي مكان مناسب انتخاب شد، سعي كنيم تا حد امكان مزاحم طبيعت پيرامونمان نباشيم. در اينجا تنها چيزي كه نياز است، سكون است و مشاهده.
حال اجازه دهيد همانطور كه پيش از آمدن شما به آن مكان، زندگي به آرامي در جريان بود، همانگونه در جريان باشد. گويي شما نيز جزيي از آن طبيعت هستيد. اگر با آمدن خود در محيط ايجاد آشفتگي كردهايد، بايد صبور باشيد. ممكن است مدتي طول بكشد تا همه چيز مجدداً بر جاي خود قرار گيرد. اما زماني كه آرام و ساكت باشيد، همه چيز درست ميشود.
خود را بخشي از محيط و طبيعت پيرامونتان تصور كنيد
مثلاً با يك برگ كوچك كه در اثر نسيم به خش و خش درآمده است، حركت كنيد و يا شادي و سرخوشي يك پروانه را كه رقصكنان از گلي به گل ديگر ميرود، حس كنيد. در همان حال كه توجه داريد نغمه پرندگان چگونه و بر چه قسمتي از جسمتان اثر ميگذارد، اجازه دهيد آن نغمهها وجودتان را لبريز كند.
در خاموشي به صداهاي گوناگون توجه كنيد
به صداي نهر آبي كه در اطرافتان جريان دارد گوش دهيد. دقت كنيد كه جانوران چگونه به يكديگر پاسخ ميدهند. اگر لازم است، حركت كوچكي كنيد تا در وضعيت بهتري قرار گيريد. اين كار را به آرامي و تا حد ممكن به ندرت انجام دهيد. هر چه تحرك شما كمتر باشد، احتمال مشاهده جانوران كنجكاوي كه نزديكتر ميآيند تا نگاهي به شما بيندازند، افزايش مييابد.
شما ميتوانيد به مسايل مختلفي توجه كنيد. مثلاً اينكه جانوران و گياهان چطور از روش استتار بهره ميگيرند. دقت كنيد كه چگونه حركت ميكنند و چهطور با يكديگر و با شما ارتباط برقرار ميكنند. در ذهن خود فهرستي از تعداد و نوع حشرات، گياهان و جانوراني كه با آنها برخورد ميكنيد نگاه داريد. اگر هنگام رويارويي با آنها قادر به شناساييشان نيستيد، ميتوانيد در پايان روز از كتب يا ديگر وسايل كمك بگيريد.
بهتر است موارد مختلف و تجارب خود را در دفتر يادداشتي ثبت كنيد. تاريخ مشاهده گياهان و حيوانات و ديگر ملاحظات غيرمعمول را در دفتر خود بياوريد و حالات و احساسات خود را نيز يادداشت كنيد. در موجودات و گياهاني كه ميبينيد، حقايق جالب و بديع را جستجو كنيد.
همچنان كه اين تمرين را انجام ميدهيد، خواهيد ديد كه پس از مدت كوتاهي و چقدر ميزان دقت و توجهتان افزايش يافته است به طوري كه حتي پيش از آنكه موجودات را با چشم ببينيد، به طور غريزي از حضورشان آگاه ميشويد و خواهيد ديد بيش از آنچه تصورش را ميكرديد در اطراف خود در حال مشاهده و غرق شدن در شگفتيها هستيد.
هر چه بيشتر نيروهاي بنيادين طبيعت در ما بيدار شوند، بيشتر ميتوانيم جنبش هاي روحمان را درك كنيم ...
ما در جامعهاي زندگي ميكنيم كه غالب مردم، فعاليتهايشان را در محيطهاي بسته انجام ميدهند. فرض كنيم شرايط جوي (گرما، سرما، يخبندان و ...) را نيز بخواهيم به دلايل بيرون نرفتن خود اضافه كنيم، اما به هر حال بايد بدانيم كه بدون بيرون رفتن از خانه، راهي براي ايجاد ارتباط با طبيعت وجود ندارد.
البته اين بدان مفهوم نيست كه گياهان و حيوانات خانگي هيچ فايدهاي ندارند؛ اما اگر مايل باشيم در سطحي عميقتر با طبيعت و حياتوحش در ارتباط باشيم، بايد به محلي برويم كه بتوانيم در ارتباط مستقيم و بيواسطه با آن قرار گيريم. (حتي اگر شده، حياط خانه مان)
طبيعت پيوسته با ما در حال سخن گفتن است و اگر شروع به گوش دادن و توجه كردن كنيم، ميتوانيم به بينش و بصيرت فوقالعادهاي در فعاليتها و فرايندهاي زندگيمان دست يابيم. خوشبختانه قانون جالبي وجود دارد:
بعد از مرتبط شدن با يك جنبه از طبيعت، ارتباط با جنبههاي ديگر آن به تدريج آسانتر ميشود.
قدمهاي اوليه براي برقراري ارتباط با طبيعت
باغچهاي درست كنيد.
اجازه دهيد قسمتي از حياط منزلتان به صورت وحشي و خودرو رشد كند. به اين ترتيب برخي از موجودات ميتوانند در آنجا ساكن شوند و محيطي كاملاً طبيعي را در اختيار داشته باشند. به اين ترتيب هم شما بهرهمند ميشويد و همآنها.
يك طبيعيدان آماتور شويد.
كمي به نظاره پرندگان بپردازيد. به صداي كلاغها گوش كنيد. اگر در اطراف منزل خود درخت كاجي داريد، به احتمال قوي در اين دوره از سال حتماً ميتوانيد لانه يك جفت كلاغ را در آن شناسايي كنيد. با كمي دقت به جستجوي لانه بپردازيد و بدون آنكه مزاحم زندگي طبيعيآنها شويد، ببينيد كه چطور به جستجوي غذا ميروند، چطور به نوبت بر روي تخمها قرار ميگيرند و چطور جوجههايشان را پرواز ميدهند.
سعي كنيد پرندگان را از روي صدايشان و درختها را از روي برگهايشان بشناسيد.
اگر به طور منظم در يك مكان طبيعي پيادهروي كنيد ولي به پيرامون خود توجهي نكنيد، چيزي درك نخواهيد كرد. ولي با كمي دقت ميتوانيد به تدريج پرندگان محل زندگي خود را بشناسيد و درختها را به راحتي تشخيص دهيد. با كمي دقت و توجه ميتوانيد چيزهاي جديد و جالبي را كشف كنيد. اخيراً در پارك نزديك محل زندگي ما، قورباغه كوچكي پيدا شده كه شبها دايماً ميخواند. اين آوازخواني از تنهايي است يا خوشحالي، چيزي است كه بايد بفهمم!
در طبيعت به مديتيشن بپردازيد.
افكار و نيايشهاي شما ميتواند متوجه مادر طبيعت نيز بشود. از خداوند بخواهيد از طريق نشانههاي طبيعت با شما گفتگو كند. در حياط منزلتان يا پارك محل زندگي خود، ذهنتان را آرام سازيد و توجه خود را به آنچه ميبينيد، حس ميكنيد يا به مشامتان ميرسد، معطوف كنيد. ضربان قلب طبيعت را كه درون شما طنين ميافكند و ضربان قلب خود را كه هماهنگ با قلب طبيعت به طپش درآمده، احساس كنيد. محيطهاي متفاوتي را براي مديتيشن انتخاب كنيد.
زير يك درخت يا در نزديكي يك بركه مديتيشن كنيد. خاموش و آرام بنشينيد و به طور مثال بستر رودخانه را نظاره كنيد يا به صداي آرام آب گوش دهيد. اگر خواستيد، به پشت روي علفها دراز بكشيد و هواي معطر را عميقاً به درون ريههايتان بكشيد. بدن خود را در حال تعادل، متصل به زمين و شفا يافتن حس كنيد.
در حال قدم زدن به خصوص هنگام سپيدهدم يا غروب مديتيشن كنيد. به اين ترتيب خود را بيشتر از هميشه، هم كوك با طبيعت خواهيد يافت.
طبيعت هر روز سلام و درود خود را نثار شما ميكند. به آن توجه كنيد و سپاسگزار باشيد.
هنگامي كه بيرون از منزل هستيد، حتي اگر به منظور قدمزدني كوتاه باشد، دغدغههاي هميشگي و روزمره خود را به كناري گذاشته و سعي كنيد به آنچه در پيش رويتان قرار ميگيرد دقت كنيد و با ذهني باز به طبيعت برويد.
طبيعت ممكن است توسط گنجشك كوچكي كه از پيش پايتان دانهاي برميدارد يا كلاغي كه رو به شما قارقار ميكند و يا عطر ملايم يك درخت به شما سلام كند. اين طرق، كاملاً مختلفاند و هيچ گاه تازگي خود را از دست نميدهند. هر چه بيشتر خوشامدگويي طبيعت را درك كنيم و به آن پاسخ دهيم، خوشامدگوييها نيز قدرت ميگيرند.
زماني كه به بيرون قدم ميگذاريد، پرندهاي نغمه سر ميدهد، خوشامد گويياش را با صداي خودش تقليد كرده و به خودش باز گردانيد. اگر كلاغي قارقار كرد، شما نيز با يك قارقار به او پاسخ دهيد. سخت است؟ به اين كار راغب نيستيد چون ميترسيد ديگران چپ چپ نگاهتان كنند؟ پس حداقل كلمهاي بگوييد. مثلاً «سلام، دوست كلاغ من» يا «سلام، درخت مهربان» يا هر چيزي كه دوست داريد. اما بهتر است نگران عكسالعمل آدمها نباشيد. شما مؤدب باشيد و خوشامدگويي طبيعت را پاسخ دهيد.
يك نهال تعهد بكاريد.
درخت، موجود زنده جذابي است كه علاوه بر فراهم آوردن خانه و سرپناهي براي حيوانات، غذا ميخورد، استراحت ميكند و نفس ميكشد. درخت، سايه نيز دارد، از فرسايش خاك جلوگيري ميكند، هواي تازه فراهم ميآورد و به طور كلي وجودش در زيستگاه گياهان و جانوران ضروري است. از اين رو كاشتن نهال، تعهدي براي حفاظت از حيوانات و طبيعت است.
همچنان كه از درختي مراقبت و آن را تغذيه ميكنيد، مراقبت طبيعت از شما و غذا رساندن به شما بيشتر خواهد شد. هنگامي كه با طبيعت همكاري ميكنيد و قدمي هماهنگ با آن برميداريد، هر تلاشي از جانب شما عهدي است با مادر طبيعت و او هميشه به هر تلاشي، پاداش ميدهد.
همواره قدرشناس باشيد.
احساس شگفتي، هيجان، يا احساساتي مشابه اين، ميتواند زندگيمان را سرشار از اعجاب و جذابيت كند، به ما طراوت و شادابي ببخشد و زندگيمان را زنده كند. پس ما هم قدرشناس طبيعت باشيم. چرا كه اين طبيعت است كه ميتواند چنين احساساتي را راحت و بيواسطه به ما هديه كند.
چطور ميتوان قدرشناس بود؟ قدم اولش ساده است: حتي اگر براي لذت بردن از چنين لحظاتي وقت صرف كنيم، قدرشناسي خود را ابراز كردهايم.
هر چه بيشتر قدر تجارب كوچكي را كه در طبيعت كسب ميكنيم بدانيم، بيشتر در زندگيمان با آنها برخورد خواهيم كرد و آنها نيز حس هماهنگي، اعتدال و شگفتي را بيشتر در ما افزايش ميدهند.
به اين ترتيب است كه ميتوانيم روزنه كوچك ارتباط با ديگر سو را تبديل به دريچهاي بزرگتر كنيم ... |