روانشناسی جامعه
روان شناسی به زبان ساده برای همه
 
 
 
Your Banner
Advertising

Your Banner
Advertising

Your Banner
Advertising
     
 
 
     
     
     
 

اضطراب به كسي رحم نمي‌كند!
آزاده گودرزي

اضطراب تجربه‌اي است كه به طور طبيعي براي هر فردي پيش مي‌آيد و تقريباً اجتناب‌ناپذير است. متأسفانه يا خوشبختانه، برخي نمي‌توانند اضطراب را به راحتي كنترل كنند البته اين امر يك خوش‌شانسي است به دليل اين‌كه همه سعي مي‌كنند از آن فرار كنند اما كساني كه به طور طبيعي بدون سيستم اضطراب متولد مي‌شوند از زندان‌ها و آسايشگاه‌ها سر در مي‌آورند و يا مي‌ميرند بدون وجود مكانيسمي‌‌كه آن را «اضطراب يا نگراني» مي‌ناميم عملكرد بدن دچار مشكل مي‌گردد.
اضطراب بخشي از سيستم بسيار مهم هشداري براي اعلام خطرات دور (دست دور از نظر زمان، مكان يا تصور) در بدن مي‌باشد بروز اضطراب نتيجه فشاردادن دكمه هشدار در واكنش به تشخيص خطر احتمالي در قسمتي از مغز مي‌باشد اين سيستم، سيستم هشداري پايه‌اي است كه در عالم جانوران نيز مشاهده مي‌گردد.
به عنوان مثال چنانچه يك گوزن به مسيري منحرف شود كه يكسال پيش در آن‌جا توسط يك شير مورد تهاجم قرار گرفته دچار نگراني مي‌گردد . بينايي و شنوايي او حساس‌تر مي‌شود و عضلاتش در حالت آماده براي هشدار قرار مي‌گيرند اين وضعيت «حالت انطباقي» نام دارد.
نگراني، حواس و آمادگي جسماني ما را فعال مي‌كند تا بتوانيم محيط را ارزيابي نمائيم و متوجه خطرات گرديم و براي فرار يا دفاع آمادگي بيشتري يابيم. اين امر مانند دادن علامت هشدار در پايگاه نظا‌مي‌‌‌به منظور اعلام نزديك شدن دشمن و يا روشن شدن چراغ‌قرمز در مسير راه‌آهن وقتي قطار به دو راهي مي‌رسد، مي‌باشد.
وجود اضطراب به منزله روشن شدن چراغ قرمز هشدار است و باعث بروز عكس‌العمل ما نمي‌شود، بلكه ما را وادار مي‌سازد تا همه چيز را بررسي كنيم و آماده باشيم . شنوايي ما را حساس‌تر و عضلاتمان را منقبض مي‌كند، خون را از سطح‌پوست و دستگاه‌گوارش به سمت اين عضلات منقبض شده به جريان در مي‌آورد و به دليل اينكه اولويت‌بندي جريان خون را در مغز تغيير مي‌دهد ‌. بنابراين اداره مسائل بسيار جزيي را نيز براي مغز غيرممكن مي‌سازد. هنگامي‌كه ‌اين زنگ خطر به صدا در مي‌آيد مغز با تمام قوا بر احتمال بروز خطرات متمركز مي‌شود و قادر نيست به مسائل جزئي زندگي بپردازد.
مشكلات مربوط به اضطراب
اضطراب مي‌تواند هشدار غلط باشد. اگرچه مكانيسم اضطراب بر پايه حمايت از ما استوار است اما اين مكانيسم به صورت خودكار عمل مي‌كند و بطور مستقيم و هوشيارانه قابل كنترل نيست . همانند چراغ‌هاي هشدار دهنده خطر راه‌آهن كه با افزايش وزن موجود بر روي ريل چراغ‌هاي هشدار دهنده خط پائين روشن مي‌گردند و بنابراين سبب روشن شدن چراغ‌هاي خطر و پائين آمدن ميله‌هاي حصار مي‌شوند .
همان‌طور كه خط راه‌آهن توسط مسائل جانبي تحت تأثير قرار مي‌گيرد . اضطراب نيز تنها در مواقع بروز خطر واقعي بوجود نمي‌آيد بلكه هرگاه احتمال خطر احساس شود فرد دچار اضطراب مي‌گردد. سيستم بروز اضطراب در بيشتر افراد داراي رويكرد«هشدار اوليه و بررسي ثانويه» خطرات احتمالي مي‌باشد.
در برخي موارد اضطراب نتيجه عكس دارد و ديگر مفيد نيست با وجود اينكه اضطراب در زماني كه انسان خيلي بيشتر با خطرات محيطي از قبيل وجود شيرها و خرس‌ها مواجه بوده، منفعت بسيار زيادي داشته، امروزه براي جامعه مدرن خيلي مفيد نيست. شرايط بروز خطر در زندگي مدرن، بسيار ظريفتر و پيچيده‌تر است. و به جاي فرار يا زد‌ و خورد، بهتر است با خونسردي با آنها برخورد نمود. ما اغلب در زندگي مدرن به جاي دستكش بوكس و كفش مناسب فرار به كلاه‌هاي مخصوص تفكر بهتر و پيچيده‌تر نياز داريم. گاهي اوقات اضطراب سبب افزايش بروز خطرات مي‌شود.
درك اضطراب : فرايند بيولوژيكي و غيرارادي
شناسايي و درك اضطراب بسيار مهم است بويژه به دليل اينكه اضطراب قدرت‌تعقل را در جهت آمادگي براي فرار يا دفاع بكار مي‌برد و بايد بدانيم كه اضطراب به معني خطر قريب الوقوع نيست، ‌بلكه به معني احتمال بروز خطر مي‌باشد. ناديده گرفتن اضطراب كار درستي نيست. اما اينكه اجازه دهيم اضطراب، منطق يا ساير فرايندهاي پيچيده فكري را تحت‌تأثير قرار دهد نيز صحيح نمي‌باشد.
بايد بدانيم كه اضطراب، پاسخ اوليه، غير ارادي و رويدادي بيولوژيك در بدن مي‌باشد كه توسط فرايندهاي ذهني و بطور غيرارادي ايجاد و اداره مي‌گردد. زماني كه «زنگ خطر» به صدا در مي‌آيد آدرنالين و ساير مواد شيميايي به جريان خون ريخته مي‌شوند و بلافاصله تحريك بيشتر يا كمتر مي‌گردد.
اگر نگوئيم كنترل ارادي اضطراب حتي با عز‌مي ‌راسخ نيز غير ممكن است بايد گفت كه بسيار دشوار مي‌باشد. مكانيسم‌هايي مانند مكانيسم كنترل جريان خون به مناطق خاصي از بدن يا كنترل بزاق‌دهان، اضطراب را كنترل مي‌نمايند. با تمرين مي‌توان تا حدودي به توانايي تعديل اضطراب دست يافت اما عموماً تعديل اضطراب از تعديل ميزان جريان خون موجود در پاها يا دست‌ها و يا مقدار بزاق دهان دشوارتر است. برخي از مردم نسبت به افرادي كه بسيار مضطرب هستند، بدرفتاري مي‌نمايند. به همين دليل بسياري از افرادي كه به طور افراطي دچار اضطراب هستند نسبت به خودشان رفتار خوبي ندارند و از خويشتن خسته مي‌شوند. در مورد افسردگي نيز همين‌طور است، پاسخ ديگران به فرد افسرده اين است كه «تو بايد بر افسردگي غلبه كني» حتي بسياري از بيماران براي اينكه نمي‌توانند بر بيماري خود غلبه نمايند خود را سرزنش مي‌كنند . غلبه بر اضطراب تقريباً غير ممكن مي‌باشد . زيرا اضطراب مسئله‌اي بيولوژيك است وبه مكانيسم‌هاي خودكار و غير ارادي مربوط مي‌گردد .

برخورد عملي با اضطراب
بهترين روش براي برخورد با ضطراب برآورد خطرات احتمالي و تصميم‌گيري و اجراي برنامه عملي مي‌باشد. اگرچه انسان در زندگي مدرن، بيشتر از دوره غارنشيني به تفكرسالم نياز دارد. اما نمي‌توان زنگ خطرها را ناديده گرفت. فرد ابتدا همه چيز را بررسي مي‌نمايد و از احتمال بروز خطر آگاهي مي‌يابد. اگر خطري وجود داشته باشد لازم است كه با آن مقابله نمود. چنانچه خطري وجود نداشته باشد- يعني زنگ خطر را اشتباهي احساس كرده باشيد- آن را خاموش يا كم كنيد و يا در نهايت آن را ناديده بگيريد.
براي كاهش شدت و ميزان هشدار، داروهاي بسياري وجود دارند. اين داروها مي‌توانند براي برخي افراد معجزه‌آسا و براي برخي ديگر بي‌فايده باشند. اما معمولاً در بيشتر افراد، آرامش نسبي به وجود مي‌آورند. ذهن انسان از ميلياردها، ميليارد بخش تشكيل شده و انواع بسيار محدودي‌ از داروها مي‌توانند بر اين بخش‌‌ها اثر بگذارند.
همان‌طور كه يك قطعه در تعمير ماشين بسيار مفيد است اين داروها نيز در بهبود عملكرد ذهن داراي اهميت زيادي مي‌باشند. محدوديت ديگر، تأثيرات جانبي برخي از داروهاست، كه در برخي از افراد بيش از اثر بخشي مثبتي است كه بايد داشته باشد و ديگر اينكه بسياري از داروها ضد اضطراب، اعتيادآور و يا آنقدر جديد هستند كه هيچ كس نمي‌داند چه دوره زماني از آنها استفاده نمود. در كنترل اضطراب، مراقبت از خويش معقوله بسيار مهمي‌است . مراتب مراقبت از خويش شامل موارد زير است اما فقط به اين موارد محدود ‌مي‌گردد:

  1. كاهش يا حذف كافئين مصرفي (قهوه، نوشابه، چايي، شكلات)
  2. كاهش يا حذف شرايط استرس زا است ؛
  3. بررسي افكار ترس آور با دوستان قابل اعتماد؛
  4. پذيرش نياز به مشاوره و روان‌درمان در مواردي كه اضطراب، مشكلات اساسي در زندگي فرد به وجود آورده ؛
  5. انجام تمرين‌هاي روزانه
  6. اجتناب از داشتن روابط منفي
  7. اجتناب از مواجه با برنامه‌هايي به سبب افزايش استرس ‌مي‌گردد( داشتن كارت اعتباري، تجملات، قمار، الكل، سوء استفاده مالي، كار زياد، روابط نامشروع)

  درمان روان‌شناختي نيز در كاهش ميزان و شدت اين علائم هشدار نقش بسزايي دارد. درمان روان‌شناختي بايد اصلاح رفتاري، مشاوره/ روان درماني( صحبت، درد‌ودل و ارزيابي مجدد ايده‌ها و نگرش‌ها)، فنون حساسيت‌زدايي و آرامش‌دهنده، حساسيت‌زدايي حركات چشم و بررسي مجدد،(EMDR ) هيپنوتيز و سياست‌هاي مداخله‌اي ديگر را در برداشته باشد. درمان روان‌شناختي علاوه بر ساير موارد، برچگونگي درك اين تجربه و دلايل آن، سياست‌هاي شناسايي اضطراب به عنوان يك هشدار درست يا نادرست، استراتژي كاهش اضطراب، مداخله در        عصبانيت‌هايي كه خود فرد در آن نقش دارد و پي‌بردن به ديدگاه فلسفي يا رواني مسئله نيز تأكيد ‌مي‌نمايد.
سيستم حمايتي ‌مي‌تواند تا حد زيادي مفيد باشد. ما انسان‌ها موجوداتي اجتماعي هستيم اين بدان معنا نيست كه همه ما دوست داريم به مهماني برويم بلكه به اين معني است كه كسي را داشته  باشيم تا با او صحبت كنيم و احساسات‌مان را با وي تقسيم نمائيم عملكرد بهتري خواهيم داشت. اين امر باعث مي‌شود كه فرد بتواند افكار خود را با ديگران مقايسه كند و به حمايت آنها اتكا نمايد.
نگرش عملي و باورهاي مثبت در مقابله با اضطراب، بسيار مفيد هستند. نگرش‌ها و باورها مي‌تواند بر مكانيسم دروني كنترل كننده اضطراب تاثير گذار باشند . مي‌توان تصور كرد كه كنترل مكانيسم دروني اضطراب در دستان«كودكي» است كه خود تحت كنترل آدرنالين است و بسيار ساده لوح، خود راي و يكدنده مي‌باشد اما به آنچه ساير قسمتهاي مغز مي‌انديشد توجه دارد اضطراب بدون افزدون ساير لايه هاي اضطراب‌آور از قبيل گفتن «دارم ديوانه مي‌شوم» من نمي‌توانم تحمل كنم .«من به كسي نياز دارم كه به جاي من تصميم بگيرد» به اندازه كافي بد هست ولي در نهايت فرد با گفتن اينكه خدا به او توجه نمي‌كند و يا وي در ليست سياه خداوند قرار دارد، اصرار خويش را تشديد مي‌نمايد .
فرمول موفقيت:
زماني كه فرد اضطراب را به عنوان يك هشدار در نظر مي‌گيرد و اجازه نمي‌دهد كه اين اضطراب، تفكر يا باور او را تحت الشعاع قرار دهند بهتر مي‌تواند تصميم‌گيري نمايد. اضطراب، بخش بسيار مهمي ‌از تداوم حيات است، بعنوان هشدار عمل مي‌كند و پيام ديگري جز احتمال وجود خطر به همراه ندارد براي افزايش منابع ذهني و داشتن زندگي شادتر، سالم‌تر و قابل كنترل به پيشنهادات زير توجه نمائيد.

  1. به احساساست اضطراب آور خود توجه كنيد
  2. ايمان به خدا و ايمان به خود را فراموش نكنيد حتي اگر بر اين باور هستيد كه در ليست سياه خدا قرار داريد
  3. سپس براي فكر كردن و تصميم گيري از منطق خود كمك بگيريد.
 
     
     
Your Banner
Advertising

استفاده از کلیه مطالب با ذکر منبع بلامانع است.                     طراحی وب سایت با حداقل قیمت و حداکثر کیفیت