من به همه بدبين هستم!
برداشت از DSM III-4 -
كوروش بهبهانيان
علامت اساسي اختلال شخصيت پارانوئيد الگويي از عدم اعتماد و سوء ظن فراگير نسبت به ديگران است به طوري كه انگيزههاي آنها به صورت بدخواهانه تفسير ميشود. اين الگو تا اوايل بزرگسالي شروع و در زمينههاي مختلفي نمايان ميشود. گاهي در بين همكاران، دوستان و خويشاوندان خود به افرادي بر ميخوريم كه شخصيت آنها برايمان عجيب و غريب است و توصيف رفتار و عقايد آنها به نظر مشكل ميآيد، به عبارت ديگر نميدانيم به چه علت چنين رفتار و عقايدي از خود نشان ميدهند.
مثل خانمي كه مرتباً و البته بدون دليل از شوهرش راجع به مخارج و اينكه اين پول كجا خرج شد و يا فلان مبلغ را به كي دادي و ... سئوال كند. اين زن بدون داشتن دليل موجهي مرتب از اين گونه سئوالات از شوهرش ميپرسد تا آنجا كه شوهر عصباني شده و ميگويد چرا به من اعتماد نداري؟ مگر چه كار اشتباهي انجام شده؟
افراد مبتلا به اين اختلال تصور ميكنند كه ديگران قصد سوء استفاده، اذيت يا فريب آنها را دارند بدون اينكه هيچگونه شاهدي براي تاييد اين انتظار وجود داشته باشد. در واقع آنها از ديگران طلبكار هم هستند.
افراد داراي اين اختلال سه خصوصيت برجسته دارند: احساسات سوء ظن و بدگماني بيمورد نسبت به ديگران، حساسيت بيش از حد و پاسخ هيجاني محدود. براي چنين افرادي داشتن روابط نزديك به ديگران بسيار مشكل است زيرا پيوسته انتظار خيانت دارند. بنابراين، اين افراد دوستان زيادي ندارند.
افراد پارانوئيد به ندرت كمك باليني طلب مي كنند. زيرا اعمال و رفتار خود خيلي عادي تلقي ميكنند و نسبت به انتقاد نيز بيش از حد حساسند و همين امر موجب ميشود نتوانند در شرايطي كه نياز به تبعيت دارد كار كنند.
آنها بر مبناي شواهد اندكي يا بدون دليل شك ميكنند كه ديگران عليه آنها توطئه ميچينند و ممكن است در هر زمان به طور ناگهاني به آنان حمله كنند. كسي كه چنين حملههايي به ديگران ميكند متوجه نيست كه او ديگران را فوقالعاده تحقير ميكند و اين كار را خيلي به حق ميدانند. آنها اغلب احساس ميكنند كه توسط شخص يا اشخاص ديگر مورد آسيب عميق و برگشت ناپذير قرار گرفتهاند حتي وقتي كه هيچگونه شاهد عيني براي اين مدعا وجود ندارد.
آن ها اشتغال ذهني با شك هاي توجيهناپذير در مورد بيوفايي يا قابليت اعتماد دوستان و بستگان دارند دوستاني كه اعمالشان به دقت زير نظر گرفته مي شود تا شاهدي براي نيات خصمانه شان پيدا شود و هر چند شاهد دال بر بدبيني پيدا نكنند باز هم به اين رفتار ادامه ميدهند.
شخصيت پارانوئيد ترس زيادي راجع به از دست دادن استقلال و قدرت تسلط بر امور دارند و ممكن است وقتي احساس كند فعلاً از نظر شغلي پايينتر ميروند و يا قدرتشان كم ميشود براي آنها غيرقابل تحمل است.
اين افراد متقاعد نميشوند كه ارشدان خود را محترمانه صدا كنند و دستورات مافوق را به سختي اطاعت ميكنند. حتي پيش درمانگر كه ميآيند آنها را دكتر خطاب نميكنند.
اين افراد در اعتماد كردن يا صميمي شدن با ديگران مردد هستند زيرا ميترسند كه آنها از اطلاعاتي كه از او به دست ميآورند عليه وي استفاده كنند. آنها ممكن است از پاسخ دادن به سئوالات شخصي امتناع ورزند و بگويند اين اطلاعات به كسي مربوط نيست آنها از اشارات و وقايع مساعد معاني تحقيرآميز يا تهديد كننده در مييابند. براي مثال فرد مبتلا به اين اختلال ممكن است اشتباه صادقانه فروشنده را به اقدام عمدي براي كم دادن بقيه پول سوء تعبير كند يا ممكن است يك شوخي اتفاقي توسط يك همكار را به عنوان نشانه يك حمله جدي به شخصيت تلقي كند. احترامات غالباً سوء تعبير ميشوند (مثلا تمجيد به علت احراز يك موفقيت جديد به صورت انتقادي بر خود پسندي سوء تعبير ميشود. آنها پيشنهاد كمك ديگران را اينگونه تعبير ميكنند كه خودشان ضعيف هستند و حالا نياز به كمك دارند كه به آنها بر ميخورد).
افراد مبتلا به اين اختلال مدام كينه ميورزند و توهين، تحقير يا بياعتنايي را كه فكر ميكنند دريافت كردهاند نميبخشند و ممكن است به خاطر همين مسائل با فرد يا افرادي به مدت طولاني قهر كنند و البته شايد تا آخر عمر.
بياعتنائيهاي جزئي خصومت شديدي به وجود مي آورد و احساسات خصمانه براي زمان طولاني استمرار مييابند. آنها در حمله سريع هستند و به توهين ادراك شده خصمانه پاسخ ميدهند.
افراد مبتلا به اختلالات شخصيت پارانوئيدي اغلب سرد، خالي از شوخ طبعي آب زير كاه و توطئه چين به نظر ميرسند. اين ويژگيها موجب ارتقاء روابط دلپذير و صميمانه نميشود. شايد چون اينگونه افراد خود را از ديگران دور نگه ميدارند و به ندرت با ديگران صميمي ميشوند اغلب عقايد غيرطبيعي آنها نهفته باقي ميماند. زني كه شخصيت پارانوئيدي شديدي داشت با همسر و دخترش زندگي مي كرد او پيشنهاد داد مبلغ خرجي خورد و خورا ك را به سه قسمت تقسيم و هر كس خودش براي خودش خريد كند و آشپزي كند. اين افراد به دليل دنبال كردن انگيزههاي مخفي و معاني ويژه توانايي آنها در توجه و فهم همه موقعيتها محدود ميشود و عملكردشان اغلب آسيب ديده است. مشكلات آنها بيشتر مربوط به كار است. زيرا كار كردن در حوزهاي با تماسهاي بين فردي صورت مي گيرد كه اجتناب از آن مشكل است.
افراد مبتلا به اين اختلال ممكن است به گونهاي موذي حسود باشند. اغلب بدون هيچگونه دليلي نسبت به وفاداري همسر يا شريك جنسي خود شك دارند. آنها ممكن است شواهد پيش پا افتاده و غيرمستقيمي را براي تاييد اعتقادات حسادت آميز خود جمع آوري كنند. مثلاً زني كه با شوهرش در خيابان راه ميروند از اينكه شوهرش به زني نگاه كرده اين را به حساب اينكه شوهرش مرد وفاداري نيست تعبير نمايند.
آنها براي اينكه فريب داده نشوند ميخواهند در روابط صميمي كنترل كامل را حفظ كنند و ممكن است درباره مكان، اعمال، اهداف و وفاداري همسر يا شريك خود مدام پرس و جو كنند.
افراد مبتلا به شخصيت پارانوئيد اغلب در برقرار كردن هماهنگي و روابط نزديك با ديگران مشكل دارند. سوء ظن و خصومت شديد آنها در مشاجرههاي آشكار، در شكايات مكرر يا از طريق سكوت، سردي ظاهراً خصمانه نمايان ميشود از آنجا كه آنها براي تهديدهاي بالقوه كاملاً گوش به زنگ هستند ممكن است به شيوه محافظهكارانه، مرموزانه يا فريبكارانه عمل كنند و سرد و فاقد احساسات ظريف ظاهر شوند. گرچه ممكن است آنها به صورت عيني منطقي و غيرهيجاني به نظر برسند اما اغلب بيشتر دامنه نوساني از عاطفه همراه با خصومت، حالات شديد طعنه زدن و لجبازي را نشان ميدهند. حالت جنگجويانه و سوء ظن آنها ممكن است پاسخ خصمانهاي را در ديگران ايجاد كند كه بعد از آن براي تاييد انتظارات اوليه خود استفاده كنند. زن دچار شخصيت پارانوئيد به شوهرش مظنون ميشود و به او ميگويد تو ايدز داري شوهر از اين برچسب بسيار ناراحت شده و پرخاشگرانه جواب همسرش را ميدهد. همسر ميگويد تو اساساً آدم خشني هستي.
از آنجايي كه افراد مبتلا به اختلال شخصيت پارانوئيد به ديگران اعتماد ندارند نياز شديدي به خودكفائي و حس قوي براي خود مختاري دارند. آنها همچنين نياز دارند كه درجه بالايي از كنترل بر اطرافيان خود داشته باشند. آنها اغلب، خشك، انتقاد كننده از ديگران و ناتوان در همكاري كردن با ديگران هستند گرچه خودشان مشكل بزرگي در پذيرش انتقاد از ديگران دارند. آنها ممكن است ديگران را به علت نقاط ضعفشان مورد سرزنش قرار دهند. به علت سرعت آنها در حمله متقابل تهديدهايي كه از محيط خود دريافت ميكنند ممكن است اقامه دعوي كنند و مكرر در حال درگيري با مراجع قانوني باشند.
آنها ممكن است خيالپردازيهاي خود بزرگ بينانه غيرواقعي را نشان دهند كه اغلب در مورد موضوعات قدرت و رتبه است و تمايل دارند كه تصورات قالبي منفي را نسبت به ديگران به ويژه آنهايي كه از گروههاي جامعهاي متفاوت هستند ابراز دارند. مثل نگاهي كه سفيدپوستان به سياه پوستان دارند مجذوب موقعيتهاي ساده محيط ميشوند و اغلب مراقب موقعيتهاي مبهم هستند. آنها ممكن است به صورت افرادي «متعصب» به نظر آيند و با ديگر افرادي كه سيستمهاي باور پارانوئيدي مشابهي دارند يك فرقه يا گروه كاملاً منسجمي را تشكيل دهند.
در برخي مواردي اختلال شخصيت پارانوئيد به صورت پيش مرضي مقدم بر اختلال هذياني يا اسكيزوفرني ظاهر شود. آنها ممكن است اختلال افسردگي اساسي را نشان دهند و در معرض افزايش خطر هراس از مكانهاي باز و اختلال وسواسي – اجباري باشند. شايعترين اختلالات همراه با شخصيت پارانوئيد اسكيزوفرني گونه اسكيزوئيد، خودشيفته، اجتنابي و مرزي است.
اين اختلال را بايد از زمينههاي اجتماعي – فرهنگي يا شرايط خاص زندگي متمايز كرد. اعضاي گروههاي اقليت، مهاجران، پناهندگان سياسي و اقتصادي يا افراد با زمينههاي قومي مختلف ممكن است به خاطر شرايط خاص شان گونهاي از رفتارهاي پارانوئيد را نشان دهند.
اختلال شخصيت پارانوئيد ممكن است در ابتدا در كودكي يا نوجواني با گوشهگيري روابط ضعيف با همسالان، اضطراب اجتماعي، پيشرفت ضعيف در مدرسه، حساسيت بيش از اندازه، افكار و زبان عجيب و غريب و خيالپردازي غيرمتعارف ظاهر شود. اين كودكان ممكن است به صورت غيرعادي يا عجيب و غريب باشندو ديگران را تحريك كنند. در نمونه هاي باليني، اين اختلال ظاهراً در مردان بيشتر تشخيص داده ميشود.
شيوع اين اختلال در جمعيت عمومي 5/0 تا 5/2 درصد در بيماران بستري شده در موسسات روانپزشكي 10 تا 30 درصد و در ميان بيماران سرپايي كلنيك هاي بهداشتي رواني 2 تا 10 درصد گزارش شده است.
چنانچه فردي از مواد خاصي مثل كوكائين مصرف كند ممكن است بعضي رفتارهاي پارانوئيد در او ظاهر گردد كه اين مورد با اختلال شخصيت پارانوئيد متفاوت است.
ديگر اختلالات شخصيت ممكن است با اختلال شخصيت پارانوئيد اشتباه شود زيرا آنها برخي علائم مشترك دارند. مثل شخصيت جامعهستيز به علاوه اختلال شخصيت پارانوئيد و اختلال شخصيت اسكيزوفرني گونه در صفات سوء ظن، اجتناب از روابط بين فردي و انديشه پردازي پارانوئيدي مشترك هستند. همچنين تمايل افراد مبتلا به اختلال شخصيت پارانوئيد رد واكنش همراه با خشم در مقابل محركهاي جزئي در اختلالات شخصيت مرزي و نمايش نيز ديده ميشود.
صفات پارانوئيد ممكن است به ويژه در محيطهاي تهديد كننده انطباقي باشد. تشخيص اختلال شخصيت پارانوئيد را فقط در زماني بايد مطرح كرد كه اين صفات انعطافناپذير، غيرانطباقي و مستمر باشند و موجب آسيب كاركردي قابل توجه يا ناراحتي شديد ذهني شوند.
|