جلب توجه در اولويت من است
كورش بهبهانيان
افراد مبتلا به اين اختلال براي جلب توجه ديگران مستمراً ازظاهر فيزيكي خود استفاده ميكنند. به وضوح به فكر تحت تأثير قرار دادن ديگران با ظاهر خود هستند و وقت، انرژي و پول زيادي را براي لباس و آراستن خود خرج ميكنند. ممكن است درپي خوش آمد گوييها راجع به ظاهر خود باشند و به آساني با يك نظر انتقادي درباره ظاهرشان يا تصويري كه درباره آنها مبالغه نميكند به شدت عصباني شوند. اين افراد داراي سبك گفتاري هستند كه بطور افراطي برداشت گرانه و فاقد جزئيات است.
اين افراد رفتار هيجان زدگي و توجه طلبي نافذ و افراطي دارند. اين الگو از اوايل كودكي شروع ميشود و در زمينههاي گوناگون وجود دارد. افراد مبتلا به اختلال شخصيت هيستر يايي زماني كه مركز توجه نيستند احساس ناراحتي يا كم بودن ميكنند.
اغلب به طرز پرشور و مهيجي توجه ديگران را به خود جلب ميكنند و ممكن است در ابتدا با اشتياق خود، خودماني بودن آشكار و يا لاس زدن با آشنايان جديد آنها را جلب كنند. از آنجائيكه اين افراد به طور مداوم به دنبال اين هستند كه مركز توجه باشند، اين جذبه بزودي ضعيف ميشود. آنها نقش "زندگي در جشن" را ايفا ميكنند. اگر مركز توجه نباشند، ممكن است كار مهيجي كنند.) مثلاً داستاني به هم ببافند يا صحنهاي خلق كنند) تا مركز توجه ديگران قرارگيرند. اين نياز اغلب در رفتار آنها با متخصص باليني آشكار است. ( مثلاً چاپلوسي، آوردن هدايا و ... ) ظاهر و رفتار اين افراد اغلب از نظر جنسي برانگيزنده يا اغواگرانه است. اين رفتار نه تنها متوجه اشخاصي است كه فرد داراي علاقه جنسي يا خيالي به آنهاست، بلكه در انواع وسيعي از روابط اجتماعي، شغلي و حرفهاي وراي آنچه كه براي زمينه اجتماعي فرد مناسب است رخ ميدهد. ابزار هيجاني ممكن است سطحي و با تغييرات سريع همراه باشد.
افراد مبتلا به شخصيت هيستريايي جلب توجه ديگران را اولويت خاصي ميدهند. به عنوان بخشي از رابطه بين فردي نقش "ستاره" يا "قرباني" را ايفا ميكنند. از ديد ديگران اين افراد ناچيز و نابالغ هستند و تمايل دارند بصورت نمايشي مبالغهآميز و به شيوهاي پر جنب و جوش صحبت كنند.
آنتوني استوار ( 1980 ) رفتار هيستريايي را الگويي متعلق به افرادي ميداند كه تصور نميكنند قادر باشند در شرايط مساوي با ديگران رقابت كنند و عقيده دارند هيچ كس توجهي به آنها ندارد. استوار عقيده دارد چنين كساني ممكن است در كودكي مورد بيتوجهي والدين قرار گرفته باشند. اگر چه كودك كراراً سعي كرده والدين را نسبت به خود،بعنوان يك فرد جلب كند، اما اين كوششها به شكست انجاميده است. بعد كودك بهمنظور جلب توجه متوسل و متوجه انواع رفتارهاي نمايشي ميشود. هر چه والدين كمتر به كودك توجه ميكنند، كودك بيشتر مجبور ميشود فرياد كند يا به منظور كسب توجه نمايش بازي كند. افراد نمايش اين رفتارهاي افراطي را به بزرگسالي منتقل ميكنند.
افراد مبتلا به شخصيت نمايشي عقايد قوي را با حالت مهيجي ابراز ميكنند، اما دلايل بنيادي معمولاً مبهم و كلي، بدون واقعيات و جزئيات تأييد كننده است. براي نمونه، يك فرد مبتلا به اين اختلال ممكن است اظهار كند كه فردي خاص و انساني عجيب است. با اين حال قادر نباشد هيچگونه ويژگي خاصي را براي تأييد عقيده خود ارائه كند. فرد هيستريايي با خود نمايي، نمايشگري و ابراز اغراق آميز هيجان مشخص ميشود.
در اين اختلال فرد تلقين پذيري بالايي دارد. عقايد و احساسات آنها به راحتي تحت تأثير ديگران بويژه به صاحبان قدرتي كه فكر ميكنند قادرند مسائل آنها را به طور سحرآميز حل كنند. ممكن است وقايع آينده را پيش بيني كنند و به سرعت عقايد ديگران را بپذيرند. افراد مبتلا به اين اختلال اغلب روابط را بيش از آنچه واقعاً هست صميمانه ميبينند، تقريباً هر آشنايي را "عزيزم" يا "دوست عزيز" مينامند يا در اولين يا دومين ملاقات خود با پزشك در شرايط حرفهاي او را به اسم كوچك صدا زنند. همچنين پرواز به سوي خيالپردازيهاي رؤيايي شايع است.
افراد مبتلا به اختلال هيستريايي ممكن است در دستيابي به صميميت هيجاني در روابط عاشقانه يا جنسي مشكل داشته باشند، بدون آنكه آگاه باشند در روابط شان با ديگران نقش بازي ميكنند. ممكن است در يك سطح از طريق پشت هم اندازي يا اغواگري براي كنترل همسر خود تلاش كنند، در حالي كه در سطح ديگر وابستگي قابل ملاحظهاي به او نشان دهند. افراد داراي اين اختلال داراي روابط مختل با دوستان همجنس خود هستند به دليل اينكه سبك بين فردي از نظر جنسي برانگيزنده آنها ممكن است تهديدي براي روابط آنها با دوستانشان باشد اين افراد همچنين ممكن است دوستان خود را با تقاضا براي توجه مستمر از خود بيگانه كنند. آنها اغلب زماني كه در مركز توجه نيستند ممكن است افسرده و پريشان شوند. ممكن است به دنبال نوگرايي، تحريك و تهييج باشند و از امور معمول خود خسته شوند. اين افراد اغلب موقعيتهايي را كه در بردارنده ارضاي تأخيري هستند تحمل نميكنند يا در آنها احساس ناكاميميكنند و اعمال آنها اغلب متوجه كسب رضايت فوري است. اگر چه اغلب كاري يا طرحي را با شوق و ذوق آغاز ميكنند علاقه آنها ممكن است بزودي از بين برود. به منظور كسب روابط جديد و مهيج ممكن است در روابط طولاني مدت مسامحه شود.
ميزان خطر واقعي خودكشي هنوز معلوم نيست، اما تجربه باليني حاكي است كه افراد مبتلا به اختلال نمايشي در معرض خطر شديد ژستهاي انتحاري و تهديد براي كسب توجه و مراقبت بهتر هستند. اختلالاتي همچون افسردگي اساسي، شخصيت مرزي، خود شيفته، ضداجتماعي و وابسته اغلب همراه اين اختلال ديده ميشود.
بسياري از افراد ممكن است صفاتي از شخصيت هيستريايي را نشان دهند ولي تنها زماني كه اين صفات انعطاف ناپذير، غير انطباقي و مستمر هستند و موجب آسيب كاركردي قابل ملاحظهاي يا نگراني ذهني ميشوند اختلال شخصيت نمايشي را تشكيل ميدهند.
از آنجائيكه اين فراد بياني اغراقآميز، هيجاني، روابط طوفاني بين فردي، نگرش خود مدارانه و تحتتأثير قرار دادن ديگران است، كه اين موارد ممكن است به صورت ژستها، تهديدات يا اقدام به خودكشي و همينطور ديگر رفتارهاي جلب توجه كننده مثل شكايات جسميافراطي نشان داده شود. آنها اغلب بخاطر مصرف بيش از حد دارو و يا ديگر اشكال اقدام به خودكشي مورد توجه درمانگران قرار ميگيرند. كه درمان آنها بيشتر دارويي است.
اين افراد معمولاً به موقعيتها سريعتر از آنكه تجربه و تحليلي صورت گيرد واكنش نشان ميدهند. آنها هيچگاه توجه كافي به درك جزئيات موقعيت ندارند و در نتيجه تمايل دارند با تعميمهاي عاطفي پاسخ دهند.
شخصيت هيستريايي بيشتر روي ظن خود عمل ميكنند و تمايل دارند از بديهيات فراتر بروند. نه تنها تلقين پذيرند و به راحتي تحتتأثير ديگران قرار ميگيرند، بلكه به همان سهولت نيز از آنها رو بر ميگردانند. توجه آنها به سادگي جلب ميشود و به همان راحتي به چيزهاي ديگر منحرف ميشود. اين امر منجر به رفتاري با كيفيت درهم پاشيده ميشود.
اشخاص هيستريايي ممكن است احساس دوست داشتني نبودن نيز بنمايند و ممكن است به اين احساس و با سعي در سهل الوصول كردن خود از لحاظ جنسي براي ديگران واكنش نشان دهند. بخصوص زنان ممكن است بطرز فريبندهاي لباس بپوشند و رفتار كنند، حال آنكه واقعاً به فعاليت جنسي نزديك علاقه ندارند. زنان بيشتر از مردان شخصيت هيستريايي از خود نشان ميدهند.
بعضي از دادهها نشان ميدهند كه در جمعيت عمومي شيوع اين اختلال در حدود 2 الي 3 درصد است ولي از ارزيابي ساخت يافته استفاده شده نشان ميدهد نرخ اين اختلال بين 10 الي 15 درصد در محيطهاي بهداشت رواني بستري و سرپايي گزارش شده است.
برداشت از D.S.M4
|