روانشناسی جامعه
روان شناسی به زبان ساده برای همه
 
 
 
Your Banner
Advertising

Your Banner
Advertising

Your Banner
Advertising
     
 
 
     
     
     
 

ادامه مبحث آموزش رزیلنس از مهد کودک -  مسعود میرمهدی  - قسمت دوم ادامه مبحث

بحث رزیلنس در همین مجله به شماره‌های 28 و 33 آغاز گردید. جهت یادآوری مجدداً به تعریف کلمه اشاره می شود و به ادامه بحث آموزش رزیلنس از سن مهد کودک ادامه خواهم داد. رزیلنس یعنی توانایی استقامت و غلبه بر بحران‌های روحی و روانی در  فرد و حفظ روحیه در موارد بحران. توانایی‌های رزیلنس به نوعی در افراد ذاتی می‌باشد که این قابلیت با مرور زمان و در اثر فرهنگ‌سازی اجتماعی در افراد کمرنگ شده به حدی که اکثر افراد آن را از دست می‌دهند. هدف این مقاله آگاه‌سازی توجه به توانایی رزیلنس و آموزش راهکارهایی است که این قابلیت برای فرد محفوظ نگه داشته تا در اثر تمدن‌گرایی  به فراموشی سپرده نشود.

3-  نقش عوامل روانی حرکتی درآموزش رزیلنس
1-3  تحرک: حرکت به عنوان "دروازه آموزش" یک مفهم خاصی دارد. حرکت باعث درک بهتر حواس پنج‌گانه می‌شود. حرکت عاملی است که به واسطه آن بچه کارایی و نقش خود را به عنوان عاملی در ساختار شخصیتی تجربه می کند. تکامل و پیشرفت بدون حرکت امکان پذیر نیست.
یک گروه محقق آمریکایی از طریق آزمایشاتی به روی موش‌ها به این نتیجه رسیده‌اند که تحریک فعالیت  بچه موش‌ها با انواع وسایل جانبی باعث رشد بیشتر مغز و سلول‌های مغز آن موش‌ها در سن بلوغ آنها شده بود. این آزمایش با دو گروه موش انجام شده بود، که گروه اول فضای بیشتر و امکانات حرکتی بیشتری نسبت به گروه دوم داشتند. 
نتیجه دیگر آزمایشات این بود که تحرک در موش‌ها نه تنها رشد سلول‌های مغزی را بیشتر می‌کرد بلکه در موش‌ها باعث یافتن یک راه حل در مدت زمان  کوتاه می‌گردید. مثلاً موش‌ها برای رسیدن به مکانی قادر بودند کوتاه‌ترین راه را پیدا کنند. اگرچه این آزمایشات بر روی موش صورت گرفته ولی با توجه به شباهت زیادDSN  موش‌ها به انسان‌ها محققین بر این عقیده‌اند که  در انسان نیز حرکت می تواند تاثیری مشابه داشته باشد.
2-3  توجه داشتن  به محیط خود : یعنی توانایی کسب اطلاعات و کاربری آنها و توانایی درک حس‌های خودی : بنابراین فرمول توجه به این شرح است: 1- جذب تحریکات  2- ارزیابی آنها 3- توجه و درک آنها.
یکی از خصلت‌های مهم آدمی توان مشاهده  اتفاقات محیط دور خود است. حس‌های پنج‌گانه در این میان نقش بارزی دارند. مشاهدات و ضبط اطلاعات در بچه به‌صورت حسی صورت می‌گیرد. تحریکات و هیجانات که در بچه باعث واکنش آنها می‌گردند،  باید دارای ضریب خاص باشند تا توسط بچه درک شوند.
به عقیده "سینک ولتر" سیستم عصبی افراد فقط به تغیرات واکنش نشان می‌دهد. یک عامل تا زمانی تحریک‌زا یا هیجان انگیز است که تکراری و ثابت نباشد، چون تأثیرگذاری به حس عصبی را دیگر ندارد. این حس قابل قیاس است با درک سرعت در رانندگی: سرعت در حین رانندگی زمانی قابل مشاهده است که حرکت اتومبیل یکنواخت نباشد. هیجانات تکراری نیز تأثیری مشابه در سلسله اعصاب افراد دارند.
3-3  توسعه یا رشد حس مکانی در بچه: بچه معمولا فکر می‌کنند اندازه اشیا و یا افراد به همان بزرگی یا کوچکی است که به نظر می‌رسند. ولی بعدها بچه‌ها وقتی به طرف آنها می‌روند به اندازه واقعی پی می‌برند. در سن چهار سالگی در آنها حس عمق و فاصله مفهوم پیدا می کند.
4-3  حس و درک بینایی و شنوایی: در سن سه سالگی مفهوم گذشته و در پنج سالگی تشخیص ایام هفته و فصول سال و در هفت سالگی ماه‌ها و ساعت برای بچه‌ها قابل تشخیص و درک می‌گردد.
5-3  تجربه با تمام حواس: بچه با کمک حواس خود و تصاویری که از مشاهداتشان برای خود می‌سازند، دنیا را تجربه می‌کنند. برای کمک به تصویر سازی باید به آنها کمک برای مشاهده کردن کرد. مثلاً با پختن  یک کیک به‌جای خرید نوع آماده آن. چراکه در این حالت بچه نه تنها طریق آماده کردن مواد اولیه آن و پختن آن‌را تجربه می کند بلکه درحین پختن بوی و تغییر شکل دادن آنرا هم رویت می‌کند. البته نه تنها این مورد، بلکه حتی با شیرین و شور کردن مواد غذایی و یاد دادن پُرخوری نکردن می توان حس سلامت زندگی کردن و سالم بودن را در آنها تقویت کرد.
درک دنیای بچه‌ها برای بزرگسالان  بعضی اوقات بسیار سخت است چون افراد بالغ به‌صورت منطقی ویا تجربی به مسائل نگاه می‌کنند و سعی در بازداری بچه از کارهای حسی آنها می‌کنند.
مثلا دیدن در یک چاله پُرآب یا حتی آب لجن زده برای یک بچه سؤالات پایه‌ایی مخلتفی را مطرح می کند و او را به  یافتن جواب آنها وا می دارد. در این حین اوهرگز به مسائلی که بزرگسالان دراین رابطه دارند، مانند  کثیف شدن لباس یا کفش خود فکر نمی کند. و دنبال حس کنجکاوی یافتن جواب سوالات خود است.
در حین بازی  سوالاتی که منشأ کنجکاوی دارند برای بچه‌ها همیشه مطرح می باشند که جواب آنها با تست و آزمایش کردن  مشخص می شوند. افراد بزرگسال همیشه مزاحم ارضای حس کنجکاوی و تجربه‌یابی در بچه‌ها می‌باشند. چون  آنها به نتیجه اینگونه تجارب ناشی از بازی با گٍل و لجن و خاک، که همانا ایجاد حس استقلال و" حس من بودن" در بچه است،  آگاه نیستند  در عوض فکر سرپرستان برعکس بچه‌ها در مسیر نظافت، بهداشت، آلودگی، سرما و نم و....  می‌چرخد. پس باید گفت که ادراک حسی به نوعی موردی شخصی (Subjective )  است و به نوع برداشت و نگرش شخص  برمی‌گردد.
تجارب درون حسی یا غریضی مانند بویدن، چشیدن، مزه کردن و حرکاتی که با کشش عضله یا ماهیچه و مفصل همراه است،  از آن گروه از حواس هستند که تاثیر آنها برای فرد باقی مانده و پایه اطلاعاتی ناخودآگاه آینده آنها می‌گردد. توجه به آنها کمک به آینده‌سازی در بچه می‌باشد.
6-3  حضور در طبیعت و حس به آ ن: جنگل ، مزرعه، درخت، سخره، رود خانه، گل و گیاه و .... تماماً محل آموزش بچه‌ها هستند و در این محیط‌ها آنها با قوانین طبیعت آشنا شده و یاد می گیرند که کوشش کرده خود را با محیط وفق دهند. او خود را در طبیعت و طبیعت را در خود تجربه می کند چون طبیعت باعث تحرک حس او می شوند.
7-3  بچه‌ها به هم نیاز دارند و از هم رفتار اجتماعی یاد میگیرند: مانند کوتاه آمدن مقابل همدیگر، مدعی شدن، نزاع و دوباره آشتی‌کردن، خواسته خود را به کرسی نشاندن و کوتاه آمدن.  بچه با هم بازی خود کنار آمدن را یاد می‌گیرند برای بازی‌های خود قواعد آن را تعریف می‌کنند باهم نقش بازی می‌کنند و آنها را رعایت می‌کنند. یکی از اهداف مهد کودک بایستی در این جهت تعریف گردد.
8-3 حفظ و رعایت استقلال فردی : توانايی‌های بچه‌ها را باید قبول کرد و به آنها فرصت داد که مسائل خود را شخصاً حل کنند. البته این چیزی است که در مهد کودک خیلی وقت‌گیر است و برای والدین مسخره،  ولی  این اولین قدم اساسی برای ایجاد توانایی در رفع اختلافات در آینده برای فرد است. تجارب دوران بچهگی نقش پایهای در برخورد و مقابله با مسائل زندگی افراد در آینده آنها دارند و به این مورد باید توجه خاص گردد.

4- نقش و رفتار آموزگار و مربی در رزیلنس آموزی

4-1 پذیرفتن و همراهی صادقانه:  این یک نیاز ساده و پارادوکس در زندگی هر انسان است، حس کند که دیگران او را همانگونه که می باشد صادقانه می‌پذیرند. در این صورت است که او می تواند به عقیده "جردن"  با این حس پذیرفته بودن  با آرامش و خیال راحت  به مسائل زیر فکر کند:
الف- خود را چگونه می‌خواهد تغییر دهد،
ب- او چگونه می‌تواند تغییر یابد،
ج- چگونه او می‌تواند به شخصی  بهتر از آنکه هست، تبدیل گردد.
عدم موفقیت با این خطر همراه است که یک تصویر منفی در شخص از خودش ایجاد شود. این تصویر منفی در بچه بطور ناخودآگاه در او ایجاد می شود. بخصوص زمانیکه یک همبازی ویا یک فرد بزرگسال از اطرافیان بچه بخاطر یک کار اشتباه یا سرعت عمل کم بچه او را تحقیر کرده و بی‌عرضه نام ببرند ویا به او این احساس را تلقیح  کنند. کاری که می تواند در بچه باعث  کناره‌گیری و یا خشونت در او گردد. به عقیده "سیمر"  زورگویی و قلدری در بچه(و افراد بزرگسال)  از این گونه تجارب منشأ می‌گیرد.
مربیان اغلب از انسان‌های کمال نیافته و سردرهوا ناراضی‌اند، والدین برای بچه‌های خود همیشه بهترین چیزها را می‌خواهند و حتی شاید بیش از توان فرزندان از آنها انتظاردارند. بچه‌ها ظریف و حساسند و بیش از آنکه بزرگترها فکر می‌‌کنند مسائل را درک کرده و نارضایتی آنها را پیش از آنکه خود آنها به آن آگاه شود، ضبط می کنند. پس باید مربیان  و والدین متوجه رفتار خود باشند و با رفتار خود باعث حس‌های منفی و درد وجدان در کودکان و بچه‌ها نگردند.
4-2 صداقت و شفافیت: منظور از شفافیت در کار همان روراستی و حسن عمل مربی یا آموزگار با بچه می‌‌باشد. یک مربی با نگرش انتقادی باید به ندای درون خود گوش دهد و مستقل عمل کند. شور و هیجان و اعتماد به حس خود باید در تمام مراحل آموزش مورد توجه مربی قرار بگیرد. شخصیت قوی یک مربی ، بینش و نگرش و اعمال او به عنوان یک فرد باید مستقل وهمیشه ثابت باشد و با اهداف آموزشی تغییر نکند. به عبارت دیگر یک مربی زمانی درست عمل می کند که اعتماد به نفس قوی و رفتار یکسان و ثابتی داشته باشد. 
بنابراین صداقت و روراستی مبنای برقراری ارتباط سالم و خلاقیت است و این امکان را به مربی می دهد که تأثیرگذار درتقویت توانایی‌های زیردر شاگردش باشد:
1- بچه‌ها زمانی معاشرتی و مسئولیت پذیر می شود که طرف مقابل آنها  بی‌پرده و صادقانه در مورد احساس خود  با بچه‌ها صحبت کند.
2- بچه‌ها زمانی حس پذیرفته شدن و کمال می کنند، که به آنها دايم تعيین تکلیف و امرونهی نکنند.
3- بچه سعی می کنند راه حل منطقی خود را برای مسائل بیابند، اگر به آنها این فرصت و زمان داده شود.
4- تقویت انگیزش در بچه برای بیان مطالب و خواسته‌های خود  ودرک و تفهیم محیط خود.
5- آمادگی پذیرش هردو طرف (شاگرد و مربی) برای قبول تغییرات در خود.
به عقیده "پراس"  یک مربی زمانی موفق است و عملکرد قابل قبولی دارد که برای خودش روش کند که  چه حسی به کارش دارد، و چقدراز آن را آگاهانه تجربه می‌کند( نسبت به آن  خود آگاه است) و سرانجام اینکه تا چه اندازه توان نشان دادن آن را به افراد مقابل خود دارد. در این صورت مربی نه تنها در بچه بلکه حتی در خود حس‌ها و تجارب مثبتی به شرح زیر را  ممکن می‌سازد:
1- بچه قادر به درک خواسته‌های مربی می‌گردد و حد و مرزش را می‌یابد( در رفتار با معلم).
2- مربی قادر می گردد تمامي حواس خود را به بچه و کارش معطوف کند چون حواس او به نیاز خوب جلوه دادن خود پرت نخواهد بود(چون می‌دانند که کارخود را بسیار مطلوب انجام می‌دهد).
3- بچه حس بهتر درک شدن از طرف مربی را خواهد کرد، چون با توجه با علاقه و رسیدگی  مربی به او، حس خوب بودن می‌کند.
4- شرایط ارتباط مثبت و تبادل دو طرفه تقویت می‌گردد.

4-3  توجه و مشاهدات: مسائل مورد توجه بچه نشانگر خواسته‌های او و مرحله رشد و پیشرفت بچه می‌باشد. توجه و مشاهده این مورد از وظایف اصلی یک مربی است. بر مبنای این مشاهدات مربی باید تصمیم بگیرد که با بچه چگونه رفتاری باید داشته باشد. ضمن اینکه یک مربی باید صحت تأبیر درست از مشاهدات خود نیزکنترل کند. تا در صورتی که رفتار مشاهده شده درست تعبیر نشده و واکنش مربی اشتباه باشد، مربی بتواند سریعاً تعبیر درست را انجام دهد. چراکه فقط در صورتی تحقق این رفتار،  یعنی توجه به‌عمل بچه و ارائه عکس‌العمل مناسب مربی در برابر آن، ایجاد ارتباط نزدیک با بچه برای مربی ممکن می‌شود.
یک رفتار صحیح از طرف مربی و والدین این است که وقتی بچه مشغول بازی است او را تنها و به حال خود گذارده و فقط مواظب او باشند و به او اجازه دهند اشتباه کرده و سعی به رفع اشتباه خود کند ودر بازی او اصلا مداخله نکنند مگرآنکه بچه از آنها درخواست کند. با این کار به او حس استقلال و مورد قبول بودن و پذیرفته شدن می‌دهند.
4-4  با حواس جمع گوش دادن به جای بد تعبیر کردن: در برخورد و رفتار خود باید  یک مربی باید به این نکته توجه داشته باشد که چهار پیام ارسالی در یک جمله به عقیده "شولتز" عبارتند از:
1- رقابت و پیام رسایی: یعنی "در جمله‌ام،  من از خودم خبرمی‌دهم".
2- رفاقت و همیاری: یعنی "با طرف مقابل چه رفتاری دارم".
3- بی‌طرفی : توان در اطلاع رسانی با بیطرفی بدون جبهه‌گیری برای طرفی خاص.
4- درخواست و تقاضا: یعنی "انتظار چیزی را از طرف مقابل داشتن". بیان مستقیم خواسته خود در جمله.
یک جمله می‌تواند چهارمفهوم مخلتف را در برداشته باشد و به چهارگونه مخلتف نیز تعبیر شود. تعبیر درست آن بستگی به شناخت و درک گوینده و شنونده از هم دارد. به همین دلیل لازم است وقتی چیزی را می شنویم با توجه و دقت به منظور گوینده فکر کنیم . مربی باید در برخورد خود با شاگردانش و در آموزش خود به این مسئله توجه خاص داشته باشد. احتمالاً ضرب المثل شنونده باید عاقل باشد از همین جا ریشه گرفته است.
5- با توجه به آنچه که گذشت به صورت خلاصه باید گفت در آموزش و پرورش بچه باید به مسائل زیادی توجه داشت و یک مربی یا معلم باید بیش از آنکه مواظب رفتار بچه‌ها باید باید به عمل و گفته خود توجه داشته باشد و برای آنکه بتوانیم فرزندانی موفق و با روحیه قوی داشته باشم باید به خواسته‌های آنها توجه و با صبوری با آنها  برخورد کرد.

 بچه‌ها ازاطرافیان  خود این توقعات را دارد:
1- جدی گرفته شود.
2-  در مورد  دعواها و اختلافات (مناظره‌ها) باز بحث کرد و آن را حل کرد.
3- به‌صورت مشترک راه حل پیدا کرد.
4- با احساس یکدیگر باز برخورد کردن و آنها را پذیرفتن.
5- قبول وظایف و مسئولیت‌ها.
6- بازی کردن و خندیدن در جمع .
7- نشان دادن توان و ظرفیت خود.

و در مقابل بچه‌ها نیاز دارند :
1- که از آنها تعریف و تمجید گردد.
2- با آنها با صداقت و بی‌پرده برخورد گردد.
3- حد و مرزی منطقی برای آنها مشخص شود.
4- با آنها قولی داده شود که به آن عمل شود.(سر کار گذاشته نشوند).
5- به پدران و مادران خود
6- به افراد بالغی که غرق در جامعه مصرفی نشده  و"رفتارمصرفی"  سالم داشته باشند
7-  وقت گذاری برای آنها و هم صحبت خوب
8- به رویا و رویا پردازی‌های خود
9- الگو و اهداف واقعی
10- افرادی که توان اعتراف به اشتباهات خود را دارند.
11- افرادی که برای او وقت می‌گذارند.
12- تکیه گاه، ثبات، اطمینان و خاطرجمعی و آسایش .

 
     
     
Your Banner
Advertising

استفاده از کلیه مطالب با ذکر منبع بلامانع است.                     طراحی وب سایت با حداقل قیمت و حداکثر کیفیت