روانشناسي زن و مرد
به اشتباهات خود اعتراف كن!
مترجم: الهام بارسلطان
اعتماد از ويژگيهاي اصلي است كه بايد مبناي رفتار ما قرار گيرد. ما اغلب در روابط زناشويي خود، بسيار همانند افراد خود محور رفتار ميكنيم: از همسرمان توقع داريم كه فردي قابل اعتماد باشد در خود وانمود ميكنيم كه خود نيز قابل اعتماد هستيم. در واقع ما به دلايل پيش پا افتادهاي براي به وجود آوردن احساس اعتماد در خود چنگ ميزنيم.
ايجاد حس «اعتماد» نياز به رها كردن گذشته دارد. عملا غيرممكن است كه همسران مدت زماني را بدون داشتن تجربهاي حاكي از عدم اعتماد به يكديگر در يك مورد يا بيشتر را سپري كرده باشند. اغلب اوقات يكي از همسران به ديگري خواهد گفت: «من هرگز دوباره به تو اعتماد نخواهم كرد، تو اعتماد مرادر گذشته راجع به همين موضوع سلب كردهاي و من هرگز نميتوانم مطمئن باشم كه دوباره اين كار را انجام ندهي.» حقيقتاً آن اتفاق مربوط به گذشته است و اما ضمانتي هم براي اينكه حس اعتماد دوباره ما سلب نشود وجود ندارد، فقط عشق است كه به ما قدرت ريسك كردن ميدهد و اجازه ميدهد كه گذشته، گذشته بماند.
ضرورت شفاف بودن
بسياري از ما براي محافظت از خودمان مايل به محدود كردن خود هستيم. ما از اينكه شناخته شويم ميترسيم. سالها پيش من و همسرم به ضرورت وجود مشاوره براي ازدواج پي برديم. در بيشتر جلسات به طور جداگانه شركت مي كرديم روزي كه با درمانگر قرار ملاقات داشتم به رستوراني در نزديكي محل كار وي رفتم و آنجا به مدت يك ساعت نشستم و براي حاضر شدن در جلسه مورد نظر به خود دل و جرات ميدادم. به راستي چرا من از ملاقات با درمانگر ترسيده بودم؟ ميدانستم كه نياز به كمك دارم اما اين را هم ميدانستم كه او بدون آنكه چيزي راجع به من بداند نميتواند كمكم كند. ترس از شناخته شدن مرا مردد كرده بود.
تنها پس از چندي متوجه شدم كه يك ديوار دفاعي در اطراف خودم به وجود آوردهام كه مانع از آن ميشد، تا ديگران، از جمله همسرم، مرا بشناسند. زماني كه درمانگر را ملاقات كردم بلافاصله پي بردم كه ترسهايم غيرمنطقي بودند. چرا كه او واقعاً علاقمند به دانستن جزييات زندگيم نبود. او سؤالي درباره ماجراجوييهايم در دوران جواني كه ممكن بود ارزش مرا به عنوان يك فرد بالغ زير سؤال ببرد، نپرسيد. او فقط علاقمند به دانستن چيزهايي بود كه باعث شده بود ارتباط من و همسرم با اشكالاتي مواجه شود. او قول داد كه مسايلي را كه به خاطر اعتماد به وي بيان كردهام نزد خود نگهدارد و به قولش نيز عمل كرد. يك ساعت بعد از دفتر او بيرون آمدم و چيزهايي را عنوان كرده بودم كه هرگز تا آن زمان براي كسي فاش نكرده بودم. خورشيد هنوز ميدرخشيد. با وجودي كه رازهايم را فاش كردم هيچ اتفاقي نيفتاد و زندگي همچنان ادامه داشت.
ما هر دو آموختيم با يكديگر بيپرده سخن بگوييم. ما واقعا يكديگر را با رازهاي عميق پنهاني شوكه نكرديم، يكديگر را كاملاً درك كرديم و هر چه بيشتر همديگر را درك ميكرديم بيشتر به هم اعتماد ميكرديم و بيشتر احساس آرامش ميكرديم.
شناساندن خود حقيقيمان به ديگري در روابط زناشويي يك عمل صادقانه و درست ميباشد. تحقيقات اخير نشان ميدهد كه «خودگشودي معقول» براي كشف«خود» ضروري به نظر ميرسد.
پاپ بر تمرين خودگشودگي تاكيد ميكند. با اين مضمون كه به گناهانتان اعتراف كنيد و براي يكديگر دعا كنيد. چرا كه ممكن است بهبودي يابيد. دعاي يك فرد درستكار، قدرتمند و اثربخش است. چيزي كه خودگشودگي را قدرتمند ميكند در حقيقت اين نكته است كه پي ببريم در ديد ديگران چگونه به نظر ميرسيم. از آنجا كه مردم نسبت به خودگشودگيما واكنش نشان ميدهند ما تمايل داريم بر اساس دركي كه ديگران نسبت به ما دارند رفتار كنيم.
امتيازات خودگشودگي عبارتند از:
- ديگران را متقابلاً به انجام اين عمل تشويق ميكند.
- رضايت را در زندگي زناشويي بهوجود ميآورد.
- در شرايطي كه ما اسرار خود را فاش ميكنيم ديگران ميتوانند ما را صادقانه توصيف كنند.
- فرصتي براي ايجاد ارتباط متقابل و دو طرفه ايجاد ميكند.
- خودگشودگي ما را از نياز به پنهان كردن مسايلي كه مايل نيستيم ديگران از آن مطلع باشند رها ميكند.
- تغيير كردن را امكانپذير ميكند.
خودگشودگي بايستي تا حدي با احتياط انجام گيرد
جورارد هشدار ميدهد كه عش ترسناك است، زيرا در زماني كه به خودتان اجازه ميدهيد كه شناخته شويد خودتان را نه تنها در معرض آرامش، بلكه در شرايط تنفرآميز نيز قرار ميدهيد! زماني كه همسرتان شما را ميشناسد او ميداند كه دقيقاً در چه جايي اين دانستهها را به كار گيرد تا بيشترين تاثير را داشته باشد.
موارد زير براي كساني كه به خودگشودگي علاقمندند توصيه ميشود:
- در رابطه با آشكار كردن اطلاعاتي از گذشته كه ميتواند به روابط كنوني آسيب برساند سنجيده عمل كنيد.
- بر زمان حال متمركز شويد نه بر حرفهاي بيهوده و مربوط به گذشته.
- اين عمل كه اجازه دهيد شخصي پيشاپيش شما را بشناسد ممكن است سودمند باشد به اين ترتيب كه بگوييد با گفتن اين جملات آسيب پذير ميشوم و تو ميتواني اين اطلاعات را براي صدمه زدن به من به كارگيري و صادقانه ميگويم كه اين كار را در مورد من انجام ندهي و قول ميدهم كه من نيز هر گونه اطلاعات آسيب زننده را كه تو با من در ميان گذاشته عليه تو به كار نبرم.
- مطمئن شويد كه تفاوت بين تخليه كردن و خودگشودگي را ميدانيد. خودگشودگي معقول كليد ارتباطات است كه شامل ارتباط صحيح با خود ارتباط معنادار و ارتباط عاشقانه مي باشد. خودگشودگي معقول به معناي خودگشودگي در رابطه با مسايل متناسب، عاقلانه و مفيد ميباشد.
|