با شوخي تو را تحقير ميكنيم
پاتريشيا ايونز ـ مرجان فرجي
آزار در قالب شوخي يكي از شكل هاي آزار كلامي است كه همهي خانمهايي كه با آنها مصاحبه داشتم، آن را تجربه كرده بودند. آدم بايد خيلي تيز باشد كه بتواند همسرش را چه با درشت حرفي زني و چه با بذلهگويي و رعايت نزاكت تحقير كند. اين نوعآزار به شكل شوخي بامزه برگزار نميشود. اين نوع مضحكه درست به حساسترين نقاط برميخورد و برق پيروزي را در چشمان فرد آزارگر مينشاند. اين آزار هرگز به نظر خندهدار نميآيد، چون ذاتاً خندهدار نيست.
اظهارنظرهاي تحقير كنندهاي كه در قالب شوخي مطرح ميشوند به طبيعت زنانهي همسر، تواناييهاي فكري يا شايستگي او برميگردند.
اگر زن بگويد: «هيچ به نظرم خندهدار نيامد»، فرد آزارگر، به عنوان مثال، ممكن است خشمگينانه با گفتن اين جمله كه «تو اصلاً ذوق شوخي نداري!» و يا «شوخي سرت نميشود!» همسرش را تحقير كند و يا او را به مخالفت متهم نمايد و با حالتي عصباني بگويد: «تمام سعي تو اين است كه دعوا راه بيندازي» اين جملات به خودي خود آزارنده هستند.
هر چند از ديد خواننده اين موضوع كه پاسخهاي فرد آزارگر نشان دهندهي خوش نيتي يا علاقهي او به ايجاد رابطه با همسرش نيست، امري بديهي باشد، ولي متأسفانه همسر معمولاً دراينباره ترديد دارد. به اين دليل كه فرد آزارگر با عصبانيت پاسخ ميدهد، همسر ممكن است فكر كند كه عوضي برداشت كرده و دليل عصبانيت شوهر هم همين است و يا همان طور كه در همسران بعضي شوهرهاي آزارگر ميبينيم، او ممكن است در فكر فرو رود كه نكند ظرفيت شوخي ندارد. البته از اثرات شستشوي مغزي آزار كلامي هم نبايد غافل بود.
از جمله اظهارنظرهاي تحقيركنندهاي كه فرد آزارگر به عنوان شوخي از آنها ياد ميكند، اينها هستند:
به يك محافظ احتياج داري!
پسر! چه راحت سرت گرم ميشه
اگر كلهات روي تنهات نچسبيده بود، معلوم نبود بتواني آن را پيدا كني.
هم چنين فرد آزارگر ممكن است همسرش را بترساند يا شگفتزده كند و بعد طوري قهقهه سر دهد كه انگار شوخي بامزهاي بوده است.
پاسخ به آزار كلامي در «پوشش شوخي»
وقتي شوهرتان شما را دست مياندازد و شما به او ميگوييد كه از حرفهايش خوشتان نيامد و در جواب ميشنويد كه «اين فقط يك شوخي بود» يا وقتي او با اين حرفش خنده را سر ميدهد، در واقع در پوشش شوخي مورد آزار كلامي واقع شدهايد. براي پاسخگويي به اين نوع زخم زبان، خوب است بدانيد كه او با تحقير كردن شما، فكر ميكند بزرگ و مهم ميشود (و اين بيانگر ميزان منطق و بلوغ فكري اوست.)
در بعضي موارد، وقتي همسر به شوهرش ميگويد كه از حرف او خوشش نيامد، او ممكن است اين خودافشايي را نوعي حمله نسبت به خود به حساب بياورد و به جاي معذرت خواهي و ابراز همدردي، با گفتن اين جمله كه «تو اصلاً شوخي سرت نميشود» دوباره او را دست بيندازد.
اگر چنين چيزي از شوهرتان شنيديد، بدانيد كه او مرزهاي شما را زير پا گذاشته، وجودتان را پايمال كرده و به خود اجازه داده است محرمانهترين ويژگي ذاتي ـ يعني حس شوخ طبعي ـ شما را تعريف كند. سعي نكنيد به او توضيح دهيد كجاي حرفش خنده نداشت و اين كه شما چه نوع شوخيهايي را بامزه و خندهدار ميدانيد. سعي نكنيد برايش توضيح دهيد كه بعضي شوخيها هست كه به دلايلي كه خودتان هم نميدانيد، برايتان خندهدار نيستند و دوست نداريد از اين شوخيها با شما بشود. از او نخواهيد منظورش را برايتان توضيح دهد و يا بگويد چرا چنين حرفي زده است. حتي اگر او طوري رفتار كرد كه گويي اين شوخي به نظرش بامزه آمد، بيخود از خود نپرسيد كه آيا فهميد شوخياش چه قدر بيمزه بود؟ و به خود فشار نياوريد كه چرا نميتوانيد به اين شوخي تحقيرآميز شوهرتان بخنديد. در عوض دربارهي بلوغ فكري او شك كنيد.
هر زمان كه مورد تحقير، ملامت، افترا يا تمسخر قرار گرفتيد، و يا صرفاً از حرفي كه شنيديد خوشتان نيامد، با لحني حاكي از همدلي پاسخ دهيد: «ماندهام حالا كه اين را گفتي (دستم انداختي) (وسط حرفم دويدي) (به من خنديدي) آيا احساس اهميت بيشتري ميكني؟ دوست دارم دربارهي اين موضوع خوب فكر كني.» بعد يك طوري خودتان را كنار بكشيد؛ اتاق را ترك كنيد يا به او بگوييد احتياج به استراحت داريد. در هر مورد، شما با اين نحو برخورد، او را بيشتر تحت تأثير قرار ميدهيد. از جر بحث خودداري نماييد. اگر خواست به مبارزه طلبي خود ادامه دهد، كافي است بگوييد: «دلم نميخواهد راجع به آن حرف بزنم»، «بعداً با هم حرف ميزنيم» و يا «بعد با تو تماس ميگيرم»
1
|