موسيقي به عنوان دارو _ درمان
فرحناز ميرقميزاده - روانشناسي هنرجسم و روح
شنيدن آواي موسيقي به سلامتي انسان كمك ميكند. يافتههاي جديد روانشناسي و پزشكي نشان داده است كه گوش دادن به موسيقي يكي از راههاي تقويت جسم و روان انسان است. گوش سپردن به موسيقي مناسب, فشارهاي رواني را از بين ميبرد.در دنياي امروز, موسيقيدرماني يكي از بهترين روشهاي رواندرماني است. روانپزشكان معتقدند كه گوش سپردن به موسيقي حتي ميتواند تأثير مثبتي در مراحل درمان يك بيمار داشته باشد. تأثير مثبت موسيقي بهخصوص در بزرگسالان و افراد سالخورده بسيار مشهود است. آگاهي تأثير موسيقي بر سلامت جسم و جان چيز تازهاي نيست و برخي ملتهاي كهن مثل ايرانيها, روميها و يونانيها از عهد باستان به تأثير مثبت موسيقي در انسان پي برده بودند. در اروپا هم از قرن هجدهم, روانشناسان و روانپزشكان اصرار داشتند كه به عنوان يك روش درماني بر بالين بيمار موسيقي پخش شود. موسيقي چهگونه بر ما تأثير ميگذارد؟ تأثير عميق و مثبت موسيقيدرماني كه هم در نشانههاي ظاهري و هم در احساسات ذهني فرد بيمار نقش اساسي دارد, چيزي نيست كه نياز به اثبات داشته باشد. موسيقي احساسات را برميانگيزد و انسان را به وجد ميآورد و به اين ترتيب ترشح هورمونهاي بدن را تنظيم ميكند. ريتم ضربان قلب مادر و طنين و تن صداي مادر به عنوان اولين نواي موسيقياي كه انسان ميشنود تأثير عميقي بر او ميگذارد. دكتر فريدريك, روان درمانگر, معتقد است كه تقريباً تمامي جريانهايي كه در ارگانيزم ما نهفته است از ريتم موسيقي تأثير ميپذيرد. اين نه فقط مربوط به نبض و تكانه يا فركانسهاي تنفسي ماست بلكه در مورد جريانهاي مغزي و ضربان قلب و سيكل هورموني نيز صادق است. ملوديهاي هماهنگ و يا طنين صداهاي ملايم و خوشنوا تأثير فوقالعادهاي بر ذهن دارند. اين صداها عواطف و روح ما را نوازش ميدهند و ميتوانند رفتار و احساسات را تغيير دهند و حتي باعث شوند كه روند معالجهي يك بيمار بهتر پيش رود و صبر و بردباري او در برابر درد بيشتر شود. چنين نواهايي ترس و اضطراب را كاهش ميدهند و تأثيري آرامشبخش دارند و علاوه بر اين از سفتي و گرفتگي عضلات نيز ميكاهند.موسيقي احساسات را به وجد ميآورد!از آنجايي كه حواس شنوايي ارتباطي تنگاتنگ با مركز احساسات ما در مغز دارند, موسيقي ميتواند حتي بر افراد منزوي و گوشهگير و يا ضداجتماع نيز تأثير بگذارد و واكنش عاطفي يا منطقي آنها را نسبت به مسائل برانگيزد.دكتر پاول نردف, از مركز تحقيقات كودكان معلول آمريكا از سال 1959 مشغول مداواي بيماران از راه موسيقيدرماني است. شايد تعجب كنيد اگر بدانيد كه حتي كودكاني كه نميتوانند حرف بزنند و يا بزحمت به حرف ميافتند و زبان باز ميكنند نيز در مقابل گوش فرا دادن به موسيقي از خود واكنش نشان ميدهند و شروع به صحبت ميكنند.از موسيقي حتي ميتوان به عنوان روشي براي ورود به عمق احساسات, افكار, رؤياها و تصورات يا خاطرات افراد استفاده كرد و گاه وجدان خودآگاه آنها را از اين راه بيدار نمود.ابزار كار موسيقيدرمانگران صدا و طنين است. آنها به گونهاي هدفمند با استفاده از اين ابزار, ريتمهاي دروني فرد بيمار را تغيير ميدهند. نيازي نيست كه بيمار از قبل دانشي در اين مورد اندوخته و يا مهارتي كسب كرده باشد, بلكه تنها كافي است كه آماده باشد تا خود را كاملاً به موسيقي بسپارد.در اولين ارتباط, رواندرمانگر در مورد مسائل خصوصي, عاطفي و اجتماعي بيمار با او به گفتوگو مينشيند و در مورد جايگاه ارزشي بيمارياش صحبت ميكند و بعد طي يك دوره گفتوگو با پزشك معالج وي كمكم به موقعيت جسمي و رواني بيمار پيميبرد و كشف ميكند كه از چه ابزاري براي معالجهي او استفاده كند. رواندرمانگر انتخاب نوع موسيقي را به عهدهي خود بيمار ميگذارد (البته از بين نوارهاي موسيقياي كه از قبل انتخاب شده است) به اين ترتيب فضايي دلنشين براي بيمار فراهم ميشود و رواندرمانگر نيز ميتواند تجارب بيشتري از شخصيت او به دست آورد. پي بردن به اين اطلاعات تأثير مهمي در روند بهبودي بيمار دارد. رواندرمانگران اذعان دارند كه بيماران ميتوانند از طريق موسيقي احساسات خود را به زبان بياورند, احساساتي كه شايد تا به حال جرأت بروز آن را نداشتهاند. بسياري از احساسات مخفي, پنهان و يا فراموش شده از راه موسيقيدرماني بيدار ميشوند و به اين ترتيب اين فرصت به بيمار داده ميشود كه احساسات نهفتهي خود را بر زبان آورد.تحريك احساس بيمار از طريق موسيقي و همزمان وادار كردن او به گفتوگو و صحبت در روند بهبودي وي بسيار مؤثر است. نتهاي موسيقي با تلفيق صداها و ملوديهاي هماهنگ, موقعيت دروني بيمار را دگرگون ميسازند.به تجربه دريافتهاند كه هدف نهايي همهي موسيقيدرمانگران اين است كه كشمكشهاي دروني بيمار را بدرستي دريابند و تشخيص دهند و به تجربه دريافتهاند كه تشويق بيمار به گوش سپردن به موسيقي يكي از بهترين راههاي به حرف آوردن او است. پس ما هم از تأثير موسيقي غافل نشويم!
|