امير ديواني
هنر و رنگ درماني
اشاره:
از عهد غارنشينان، احساسات به گونه هنرمندانه بيان گرديدهاند، ولي صرفاً در سده بيستم بود كه روانشناسايي همچنون فرويد، يونگ و كلين مفاهيم نمادين را به تصاوير و رنگهايي كه در اثر هنري كاربرد دارند، نسبت دادند. رنگها خود پيوسته مفاهيم نمادين داشتهاند و تأثير رنگ بدخلق و خوي انساني به شيوهاي گسترده مورد تأييد قرار گرفته است.
هشدار
اينگونه درمانها در مداواي برخي اختلالات رواني و هيجاني بسيار ارزندهاند. با اين همه، در هر نوع ناراحتي رواني نبايد از اين راهكار براي خود درماني سود جست بلكه ابتدا بايد با پزشك به رايزني پرداخت.
رايحه درماني عمدتاً در مداواي افرادي معمول است كه به اختلالات مربوط به فشار رواني (استرس) و مشكلات عاطفي دچارند.
دادهها
هنر درماني
هنردرماني كه آميزهاي از پزشكي سنتي و نوين ميباشد، از جنگ اول جهاني براي كمك به تشخيص و مداواي اختلالات رواني و هيجاني به كار گرفته شده است. امكان دارد كشيدن يك تصوير يا طراحي، شيوه شفابخشي براي زدودن اندكي از فشارهاي عاطفي بوده و يا افزون بر اين براي بيماراني فايده داشته باشد كه ناتوانيشان مانع ارتباط كلامي شده و يا از آن جلوگيري ميكند. موسيقي و هنردرماني، از اين بابت هدف مشتركي دارند: حس كاميابي و خودارزشي را ميتوان صرفاً با استفاده از كنش آفرينش به دست آورد، هر چه «ارزش» آن از مفهوم سنجشگرانه و گستردهتر برخوردار باشد، حتي به اين طريق مواهب فزونتري در قلمرو التيام بخشي نصيب بيماران ميگردد و اين وضع مربوط به هر زماني است كه پژوهش پيرامون نماد آفريني كار به منظور كسب بينش در همستيزي درونيشان امكانپذير گردد.
بررسي درمانگر در مورد زنجيرهاي از تصلوير يا مدلها كه به مرور زمان توسط همان بيمار پديد آمده است، بيدارگري را به اثبات رسانده و يادآور پيشرفت يا فقدان آن در واكنش به مداواست. ارزيابي مفهوم كار معمولاً به داوري درمانگر بستگي داشته و بيمار نيز به ياريش ميشتابد.
ضمناً هنر درماني در زندانها و بيمارستانها در مورد ديوانگاني كاربرد دارد كه در آنها برآورد و تحليل صحيح، جنبه حياتي دارد.
رايحه درماني عمدتاً براي درمان افرادي استفاده ميشود كه از لحاظ فشار رواني و مسائل عاطفي با اختلالاتي روبهرو هستند.
ترغيب بيماران به آزمودن استعداد خودشان در هنهاي نمايشي (ترسيم يا شكل دادن به اشياء آنگونه كه واقعاً به آنان نمايان ميگردند)، هدف دوگانهاي است كه تماس آنان را با جهان پيرامونشان نزديكتر گردانده و آشكار ميسازد كه ايشان تا چه حد نزديك و يا دور از واقعيت هستند. اين موضوع در موارد مربوط به بيماران روانپريشي كه دچار روان گسيختگي و مراحل اختلال دو قطبي (افسردگي شيدايي) ميباشند اهميت دارد كه طي آن تماس با واقعيت، مقياس حالت بهداشت روانيشان شمرده ميشود.
رنگ درماني
بسياري از ما به وسيله برنامههاي تلويزيوني مربوط به رنگهاي مناسب براي خانه (كه حالت نشاطانگيزي در اتاقها ايجاد ميكنند) و رايزنان رنگ كه رنگهايي فراخور پوشاك و وسايل آرايش توصيه ميكنند (كه از نوع رنگ شخص برآورد شده و به عنوان رنگهاي بهاري، تابستاني يا زمستاني توصيف ميگردند)؛ با رنگدرماني آشنا ميشويم. تأثير رنگ بر خلق و خوي نيز در برخي زندانها و بيمارستانهاي رواني با اهميت تلقي ميشود. در چنين جاهايي از رنگ صورتي گلفام براي فرونشاني تند خشمي (تحريكپذيري) و تسكين اعصاب خراب استفاده ميشود.
پيشينه رنگدرماني به دوران باستان برميگردد يعني عهدي كه چينيها، مصريها و ساكنان بينالنهرين، از رنگ براي مداواي بيماران سود ميجستند. رنگدرماني نوين از قرن نوزدهم آغاز شد و درباره طيف نور و امواج الكترومغناطيس، اكتشافاتي صورت پذيرفت.
رنگدرمانان را باور بر اين است كه از رنگها به منظور معالجه بيماريها و بهبود در رفاه روحي، عاطفي و جسمي ميتوان بهره گرفت. هر رنگي بسامد نوساني خاص خود را دارد كه مستقيماً بر اندامها و يافختههاي بدن اثر مينهد. درمانگر، رنگهاي گوناگون را جهت تصحيح عدم تعادلهاي نوساني به كار ميگيرد. وانگهي، شمار زيادي از پزشكان هم معتقتدند كه بدن نيرو يا «بوي» مخصوصش را پخش ميكند كه رنگهايشان، نشانگر حالت كلي سلامتي شخص است. اثرات روانشناختي اين درمان خيلي بيشتر از جنبه جسماني آن پذيرفته شده است.
رايحه داروساز و متخصص پايي به نام «دويكي وال» بنيانگذار نوعي رنگدرماني موسوم به Aura – Sama در اواسط دهه 1980 بود. اينگونه درمان را آميزهاي از عناصر رايحهدرماني، طب گياهي و مكملهاي معدني همراه با كاربرد رنگ تشكيل ميداد. مداواي مورد بحث از مشاهدات «وال» سرچشمه ميگرفت كه مردم را از لحاظ روحي و عاطفي آشفته ميساخت كه از نمايشگاه به جاي روغن شفاف، روغن كدر بخرند.
«وال» توانست بوي افرادي را ملتعف شده و دريابد كه ايشان مايلند رنگها و انواع روغنهايي را انتخاب كنند تا با نيروي شخصيشان همخواني داشته باشد. آنها روغنهايي برگزيدند كه برحسب شفافيت يا كدري شبيه خودشان بوده و نيازشان را به خاطر تأثير قوتبخش بر رايحه مخصوص خويش نمايان سازند. وال روغنها را به صورت جفت متعادل استفاده كرده و آنها را در اختيار بيماران نهاد و ضمن خوانش گزينشها و سرعتي كه طي آن روغنها پس از برهم زدن حالت تعادلي دروني و نيازهاي جسمي و عاطفي بيمار، تهنشين ميگردند.
نقاشي، شيوه مفيدي براي ابراز و رهايي از احساسات تنشآلود يا ناراحتيهاي هيجاني است.
پوشيدن لباس روشن، افسردگي، عدم اعتماد به نفس و عزت نفس اندك را از بين ميبرد. |