براي آنكه براي هم عادي نباشيم
مترجم : مير مهدي
شريك زندگي در گير و دار زندگي روزمره فراموش مي شود، چون فرد آنقدر با مسائل روزمره در گير است كه وجود همسر خود را بديهي مي بيند 0 اين نوع نگرش مي تواند باعث ايجاد استرس در زندگي شود0
بعضي افراد آنقدر به وجود همسر خود عادت كرده اند كه ديگر به او فكر نمي كنند 0همسر آنها براي هميشه موجود و حاضر است 0 در واقع وجودش عادي است و جزئي از زندگي روزمره آنهاست 0 در حالي كه دل طرف دوم به اين خوش است كه كسي را دارد كه او را دوست دارد و به اين دليل همواره با تصميمات و كارهايي كه همسرش انجام مي دهد موافق است0 اينها همديگر را حتي بدون تبادل حرف و صحبتي درك مي كنند ! شريك زندگي براي آنها مانند يك شيئي عادي موجود در منزل مي باشد كه نا خود آگاه ، گاهي دستي به سر و صورت او كشيده مي شود و مورد نوازش قرار مي گيرد 0 يعني ارتباط طرفين مكانيكي و بدون مفهوم گرديده است 0
مشخصه رفتار زوج هايي كه براي هم عادي و بديهي گرديده اند عبارتند از :
1- زمان مشترك آنها بدون كيفيت است و زمان با كيفيت خود را معمولاً با دوستان خود و يا افراد ديگري سپري مي كنند 0 اين بدان معنا است كه شخص يا تنها با همسر و شريك زندگي خود به خريد مي رود و يا مثلاَ در مورد امور عادي و مسائل روزمره زندگي با او صحبت مي كند ؛ مسائلي مانند بردن ماشين به تعميرگاه ، يا بردن بچه نزد دكتر ، و يا جوياي حال پدر و مادر بيمار ديگري شدن و يا بردن يا پس گرفتن لباس از لباسشويي و خريد اين چيز و آن چيز ! زماني هم كه با يكديگر سپري مي كنند يا هر كدام به كار خود مشغولند و يا ساكت و آرام روي مبل خود لم داده و با تلويزيون سرگرم هستند ، بدون آنكه هيچ تبادلي فكري بين آنها صورت گيرد و يا حرف مفيدي رد و بدل شود و به عبارتي ، بدون آنكه در بودن آنها با هم و يا در صحبت هاي آنها كيفيتي نهفته باشد و طرفين از حال و مشغوليت فكري يا نگراني ها و خوشحالي هاي يكديگر با خبرشوند ( مانند دو غريبه كه تنها همخانه اند0 )
2- علامت مشخصه ديگر در روابط مشتركي كه فرم بديهي به خود گرفته، اين است كه شريك زندگي مانند گذشته در اولويت نمي باشد بلكه مسائل ديگر زندگي به او ارجحيت پيدا كرده اند؛ مسائلي مانند ارتباطات و تربيت بچه و يا مسائل شغلي و يا مسؤوليت فرد در مقابل ساير افرادي كه با او در ارتباط هستند 0 اين نوع افراد فقط با خود مشغول هستند ، يعني با كار و پرستيژ كاري خود و با سامان دادن به ارتباطات اجتماعي خويش0 نتيجه اين رفتار اين است كه آنها مدام از خود صحبت مي كنند و توجهي به طرف ديگر ندارند0 اين افراد تمايل زيادي به مركز توجه بودن و مورد تشويق و تمجيد قرار رفتن ، دارند0 زماني كه طرف مقابل به زندگي مشترك بي توجه شده و خودگرا مي گردد ، طرف ديگر يا حتي متوجه اين مسأله نمي شود و فكر مي كند همه چيز مرتب و عادي است ، و يا با تصوراين كه مورد توجه قرار نمي گيرد ، او نيز در لاك خود فرو مي رود 0 نتيجه اين كه در جايي كه دو نفر« من » با هم زندگي مي كنند ، ديگر« ما» وجود ندارد ؛ نقاط مشترك به حداقل تقليل يافته ، اعتماد و تفاهم گم مي شود0
3- نوازش ها و ارتباط فيزيكي و جنسي به حاشيه رفته و ميزان آن به حداقل مي رسد و كاربرد كلمات عاشقانه مانند عزيزم ، دلبندم و يا امثال آن ، بي مفهوم گشته و يا صرفاً از روي اجبار و براي دلخوشي همسر مورد استفاده قرار گرفته و به ديگري خطاب مي شود 0
4-ميزان احترام به طرف ديگر كمتر و كمتر مي شود كه معمولاً از نوع صحبت طرفين مشخص است0 آنها با هم با لحني حرف مي زنند كه هرگز با كس ديگري آنگونه سخن نمي گويند 0 مرتب با انتقاد و غرولند و فحاشي با طرف ديگر حرف زده و حتي او را مورد تمسخر قرار مي دهند0
براي بي تفاوت بودن در مقابل شريك زندگي دلايل بسياري را مي توان بر شمارد ، ولي همه اينها اينگونه رفتار را موجه نمي كند ؛ نه استرس در كار و نه فراواني مسؤوليت كاري در مقابل كار فرما و كارگذار و نه هيچ دليل ديگري نمي تواند عاملي باشد كه ما با مهمترين فرد در زندگي شخصيمان بي تفاوت و بي علاقه رفتار كنيم 0
چه بايد كرد؟
كسي كه مي خواهد رابطه او با همسر يا خانواده اش روتين و عادي نگردد بايد زمان با كيفيت (مفيد ) را وارد رابطه اش كند0 يعني به طور مرتب زمان مشتركي را با او برنامه ريزي و سپري كند 0 يك شب در هفته ، يا يك روز جمعه به طور كامل يا ساعاتي قبل از خواب ؛ مهم نيست « كي ؟» مهم اين است كه در طول آن زمان ، تمام حواس و تمركز شخص به طرف مقابلش باشد ؛ بدون آنكه بخواهد به گرفتاري هاي شخصي و يا خانوادگي فكر كند و يا آنها را به بحث بگذارد0
همواره بايد زمان با كيفيت و مفيد براي تبادل نظر و عقيده و ابراز احساسات در زندگي شخصي در نظر گرفته باشد 0 اين مورد ( سپري كردن زمان مفيد با هم ) به طور اتوماتيك ايجاد مي گردد ، اگر به موارد زير توجه شود :
الف– ايجاد علائق مشترك : همواره بايد يك زوج موارد مشتركي را داشته باشد كه هر دو به آن علاقه دارند و با هم انجام مي دهند 0 اين علاقه مشترك مي تواند نوعي از ورزش ( تنيس ، اسكي ، پياده روي و غيره ) و يا شركت در يك فعاليت فرهنگي يا اجتماعي و نظاير آن باشد0 مهم اين است كه چيز مشتركي در زندگي آنها باشد كه مورد توجه و علاقه هر دو طرف باشد 0 همواره وجود « وجه مشترك » ( به غير از بچه ، فاميل ،وابستگي هاي احساسي و امثال آن) به زندگي مفهوم خاصي مي دهد و باعث استحكام رابطه مي شود0 استحكامي كه ريشه در عنصري خارج از رابطه دارد ولي جزئي از رابطه است 0
ب- ارتباط و همدلي : برقراري ارتباط ، عامل مؤثري براي گذراندن زمان مفيد با شريك زندگي مي باشد 0 مطالعات روانشناسي اثبات كرده اند كه زوجين احساس بهتري دارند اگر« ارتباط » بين آنها در زندگي برنامه ريزي شود 0 عامل « دوستي » به زندگي زوجين ثبات مي بخشد و باعث تقويت حس « ما » در آنها مي گردد0 عامل « ارتباط » نبايد با روتين ( عادت ) برابر قرار داده شود ؛ مثلاً اگر يك روز تعطيل با هدف قبلي مراسمي ( پيك نيك ) برنامه ريزي و اجرا شود ، اين يك ارتباط درست است 0 بنابر اين هر چه يك زوج ، زمان مشترك خود را با هدف تر و منظم تر برنامه ريزي كنند ، به همان نسبت ، خطر بي تفاوتي و عادي شدن در آنها كمتر مي شود 0
ج- قدرشناس و سپاسگزار بودن : زوجي كه وجود آنها براي هم بديهي شده است نمي توانند نسبت به هم سپاسگزار باشند0 اصولاً اين يك علامت مشخصه در اين نوع ارتباطات است كه هر يك از زوجين ، كار هايي را كه طرف ديگر براي او انجام مي دهد عادي و جز وظايف او به شمار مي آورد 0 اما در يك زندگي مشترك به طور روزمره موارد زيادي پيش مي آيد كه خيلي عادي و حتي كوچك به نظر مي رسد ، ولي بايد به خاطر آن از همسر خود ممنون و سپاسگزار باشيم 0 مثلاً اينكه همسر ما براي ما چاي آماده مي كند ، بچه ها را براي رفتن به مدرسه آماده مي كند، به كارهاي مدرسه آنها رسيدگي مي كند، منزل را مرتب نگه مي دارد ، براي ما پتو مي آورد وقتي كه درمقابل تلويزيون چرت مي زنيم و 000 بايد به اين جزئيات توجه كرد و آن ها را ديد 0 زوجي كه احترام و توجه ميان آنها از بين رفته ، اين موارد و هزاران مورد كوچك و يا قابل توجه ديگر را نمي بينند و قدر آنها را نمي دانند 0 اگر چشمان ما در برابر كار به نظر كوچك شريك زندگيمان باز باشد و قدر آن را بدانيم ، رابطه ما رابطه اي جذاب و با هيجان خواهد بود0
داشتن زمان مفيد با هم ، توجه به هم و شاكر بودن از يكديگر ، اينها سه شاخصي هستند كه موجب مي شوند زوجين به هم اعتماد داشته و با هم دوست باشند 0 يعني براي هم احترام قائل شده و فقط هم خانه هم نباشند 0
بايد بدانيم كه قفل و زنجير باعث ثبات يك رابطه نمي شود ، بلكه نخ هاي نازك و صدها نخ نامرئي هستند كه در دراز مدت باعث ماندگار بودن يك رابطه مي شوند ، حتي بيشتر از سكس 0
به قول سيمون زيگنو ، يك هنر پيشه فرانسوي ،« احترام در زندگي ، مهم ترين شرطي است كه مي تواند نخ هاي زندگي را به هم ببافد0»
آقاي ميرمهدي
آدرس : صفحه اصلي پوشه روانشناسي گزينه در زندگي روزمره
|