
روانشناسي گفتگو
مترجم: ميترا كدخدايان
دليل آنكه به ما دو گوش و يك دهان عطا شده است اينست كه بيشتر گوش كنيم و كمتر حرف بزنيم.
«زنو، فيلسوف يوناني قرن پنجم پيش از ميلاد»
هنگام گفتگو با ديگران از اين تدبير استفاده كنيد تا بتوانيد وضعيت موجود را بهتر درك كنيد و واكنش مناسبتري نشان دهيد. كاملاً طبيعي است كه بدبيني در اغلب انسانهاي پرخاشگر، سبب خود درگيري ميشود و به همين سبب آنها دائماً در حال رد نظرات ديگران هستند. آنها بيش از اندازه به تشخيص و راي خود اعتماد دارند كه اين در واقع، بر اثر عدم اعتماد در وجودشان رخنه كرده است. اگر شما به اندازه كافي به ديگران اعتماد نداشته باشيد، تنها كسي هستيد كه بايد ضرر و زيان اين احساس خود را بپردازيد. شخص بدبين تمام حرفهايش را با اشاره به خود شروع ميكند، مثل: من، برادر من، مال من و ... اين عدم اعتماد به ديگران و اعتماد بيش از اندازه نسبت به خود، غالباً سبب ميشود كه او به اينكه ديگران چه ميگويند و يا چه كاري انجام ميدهند، كمتر توجه كند.
آيا درست است كه به جاي گوش كردن به حرف ديگران و درك كردن موقعيت موجود، دائماً در اين انديشه باشيد كه بعداً چه بگوييد؟ چنين است كه هم كلام شدن با انسانهاي پرخاشگر، ديگران را مايوس و عصباني ميكند. آنها دائماً ميخواهند عقيده خود را تحميل كنند و هرگز سعي نميكنند حرفها و عقايد ديگران را بشنوند. آنها غالباً قبل از اينكه طرف مقابل امكان تمام كردن جملهاش را داشته باشد، حرف او را قطع ميكنند و حرف خودشان را ميزنند. همانطور كه جورج - اف – بوكلي سعي داشت جملهاي را در حضور او تمام كند، همين كه ويل ميان حرف او دويد، بوكلي با ناراحتي گفت: «جورج، گمان ميكنم خودم در دنيا ماهرترين كسي هستم كه ميداند چگونه جملهاش را به پايان ببرد!»
حتي زماني كه گوينده نياز به پاسخ ندارد و صرفاً در حال بيان حادثه است، شخص پرخاشگر سعي ميكند موضوع را تغيير دهد و موضوع بحث را برخود متمركز كند. مثلاً هنگامي كه گوينده در مورد مسافرت فرزند خود همراه با دوستانش به واشنگتن صحبت ميكند، شخص پرخاشگر موضوع را اينگونه تغيير ميدهد: «عجب! پس حالا بذار من برات بگم كه دو سال پيش خواهرزادهام وقتي داشت به فرانسه ميرفت، چه اتفاقي براش افتاد.»
خود را مركز توجه قرار دادن، اطلاعات، قضاوتها و نصايح خود را برتر از ديگران دانستن و به گفتههاي ديگران توجه نكردن، از مهمترين دلايلي است كه سبب ميشود مرتباً شخص پرخاشگر در ارتباطاتش با ديگران دچار مشكل و عصبانيت شود. حتي ميتوان گفت دليل به خشم آمدن اينگونه افراد در مصاحبههاي استخدامي نيز همين امر است. جان برفوت (روانشناس) معتقد است: «يكي از بهترين موقعيتها براي اندازهگيري ميزان پرخاشگري افراد، هنگامي است كه در مصاحبه استخدامي شركت ميكنند.»
براي جلوگيري از افرايش خشم كه سبب دادن پاسخهاي خشمگينانه ميشود و براي آنكه از مصاحبه نتيجه مثبت گرفته شود، بايد ياد بگيريم كه شنونده خوبي باشيم و با قدرت و در سكوت به حرفهاي ديگران گوش بدهيم.
تنها كاري كه بايد انجام دهيد اين است كه خوب گوش كنيد و همانطور كه گفتيم، اين كار بسيار آسان است. وقتي كسي صحبت ميكند، مستقيماً در چشمهايش خيره شويد و كمي به سمت او متمايل شويد و با دقت و علاقه به حرفهاي او گوش فرا دهيد. در اين هنگام سعي كنيد چهره شما حالت اشتياق به خود بگيرد و هرگز حرف گوينده را قطع نكنيد. هميشه صبر كنيد تا حرف ديگران تمام شود و بعد شما حرف خود را شروع كنيد.
درست است كه در آغاز، متمركز كردن فكر بر واژهها و جمله هاي گوينده بسيار مشكل است. زيرا شما نيز درگير و مجذوب انديشهاي هستيد و اين واكنش كاملاً طبيعي است. مهم اين است كه بتوانيد از اشتياق ابراز عقيده خود را مهار و تمام حواس خود را به مطالب گوينده معطوف كنيد. چنانچه تمركز خود را از دست داديد، اجازه ندهيد كه اين وضع شما را ناراحت كند، بلكه خيلي ساده دوباره فكر خود را به آنچه ميشنويد متمركز كنيد.
نتيجه اين ميشود كه نه تنها قدرت شما براي فهم و درك ظاهر مطلب افزايش مييابد، بلكه عمق پيامي را كه گوينده سعي دارد به شما منتقل كند، نيز به خوبي دريافت خواهيد كرد. بنابراين، وقتي شخصي مشتاقانه مشغول صحبت راجع به مسافرت فرزندانش است، به جاي قطع كردن حرف او و توضيح راجع به مسافرت فرزند خودتان، صبر كنيد حرفش را كاملاً تمام كند و آنگاه مثلاً بگوييد: «بسيار عالي است! ميبينم كه از اين بابت خوشحاليد.»
واضح است كه شنونده خوب بودن كار دشواري است. بايد از قضاوت كردن دوري كنيد. دائماً بايد نسبت به گفتار گوينده هوشياري نشان دهيد و هر زمان خواستيد در مورد گوينده قضاوت كنيد، آرام به خود بگوييد، ول كن! و بلافاصله توجه خود را به او و حرفهايش معطوف داريد.
اطلاعات واقعي كه گوينده به شما ميدهد، حتماً حاوي پيامي احساسي است. لازم نيست تمام واقعيت را يك جا درك كنيد. بلكه بايد سعي كنيد كه حرف او را قطع نكنيد و به سؤالپيچ كردن او نپردازيد.
بعد از مدت كوتاهي كه ساكت باشيد و حرف نزنيد، ممكن است فكر كنيد كه اطلاعات جالب يا نصايح بسيار مفيدي داريد كه بايد عرضه كنيد. در اين هنگام، بايد اشتياق خود را كنترل كنيد و فقط با هوشياري، بدون يك كلمه حرف! به مطالب گوينده گوش كنيد، زيرا ممكن است هنوز حقايق را كاملاً درك نكرده باشيد و مطلب، درست براي شما تفهيم نشده باشد. حتي اگر تمامي مطلب را هم درك كرده باشيد، ممكن است نصيحت و راه حلهاي شما به درد او نخورد. شايد او اصلاً به نصيحت احتياج نداشته باشد و فقط خواهان همدردي و همدلي شما باشد. بعداً اگر فهميديد كه طالب نصيحت شماست، ميتوانيد به موقع به او ياري كنيد. ولي در اين مقطع بهتر است فقط گوش كنيد.
وقتي كلام گوينده پايان يافت، سعي كنيد آنچه شنيدهايد به خاطر بياوريد. آسان ترين راه اين است كه آنچه شنيدهايديك بار با واژگان خودتان تكرار كنيد. مثلاً: «منظور شما اين است كه ...؟»
گاهي ممكن است براي روشن شدن موضوع، به طرح سؤالاتي نياز داشته باشيد. اگر چنين بود، به پاسخآنها گوش كنيد تا گوينده بتواند پيام خود را آنطور كه مايل است به شما منتقل كند. اگر باز هم موفق نشد، توضيح بيشتري از او بخواهيد. به اين ترتيب، هم موضوع برايتان روشن و واضح خواهد شد و هم گوينده از توجه شما نسبت به گفتههايش خوشحال ميشود.
شنونده خوب بودن بدين معنا نيست كه نتوانيد به موقع گوينده خوبي هم باشيد. اما اكنون شما يك شنونده هستيد و هر گاه گوينده بوديد، به دنبال شنوندهاي باشيد كه به حرفهايتان خوب گوش كند. يادتان باشد كه كاملاً به اين مطلب مهم توجه كنيد.
اگر شنوندهي خوب بودن باعث بهبود ارتباط شما با ديگران شده است، تعجب نكنيد و اگر ميتوانيد به گوينده نشان دهيد كه پيامش را كاملاً درك كردهايد، بزرگترين توفيق را در ارتباط متقابل به دست آوردهايد.
همهي آنچه گفتيم، دريافتهاي نو و تازهاي نيستند، چنانچه در حدود دو هزار سال پيش خردمندي يهودي چنين گفته است: «براي افراد عاقل، سكوت خوب است و براي آدمهاي احمق خوبتر است ... حتي يك احمق هم وقتي ساكت است، عاقل به نظر ميرسد.» و نيز كنفوسيوس در اين باره ميگويد: «انسان خوب كسي است كه به كم حرف زدن و سريع عمل كردن شهره باشد.»
پس اگر بتوانيم در هنگام صحبت كردن ديگران بتوانيم ساكت باشيم و گوش كنيم، نه تنها براي آنها ارزش قائل شدهايم، بلكه با تمرين اين تدبير، خرد خود را نيز افزايش دادهايم.
|